جدیدترین نوشته‌ها

▫️ پایان تراژیک یک عشق. 🖋 مصطفی جمشیدی

📌 عصر یک روز پاییزی جوان ۲۲ ساله مشگین‌شهری که دل در گرو معشوقه‌ای داشته با شنیدن جواب منفی از سوی وی، در پارک جنگلی این شهر با حلق آویز کردن خود از درخت، به زندگی خود پایان می‌دهد. ریشه این اقدام را باید در کجا جست؟. ▫️فجیع و آزاردهنده جوان مشگین‌شهری، که پایانی تراژیک برای یک بود، بار دیگر این سوال را پیش روی ما قرار می‌دهد که: چرا و تحت چه شرایطی فردی به صورت آگاهانه و ارادی و با آغوشی باز به استقبال مرگی خودخواسته می‌رود؟. ▫️بررسی ریشه‌های اجتماعی خودکشی در جوامع در حال توسعه نظیر جامعه ایرانی، ما را به سوق می‌دهد که در آن «نابسامانی اجتماعی» علت اصلی این اقدام است. گسترش شهرنشینی با تضعیف سنتها و آداب و رسوم و هنجارهای اجتماعی همراه است و فردگرایی جایگزین روابط و ارزش‌های جمعی سابق می‌شود. فقدان یا ضعف ارتباطات و پیوندهای اجتماعی در جامعه نوظهور منجر به ایجاد حس ناکامی، ناامیدی، سرخوردگی و یاس در افراد جامعه می‌شود. در چنین شرایطی فرد خود را در طوفان چالش‌های جدید، و بی‌تکیه‌گاه می‌بیند …▫️اتخاذ شیوه‌های تربیت مناسب، ‌پذیری اصولی و انجام حمایت‌های گسترده با ایجاد ‌های_لازم از سوی ...
  • گزارش تخلف

⚜کشف کاخی از دوره هخامنشیان در باکو.. پ

ن: میدونید که باکو کجاست😉باکو پایتخت جمهوری آذربایجان هستش همون کشور جعلی که مدعی برخی از شهرهای ایران هستش و سعی میکنه تا مشاهیر کشور مارو به اسم خودش جعل کنه.. 🌍
  • گزارش تخلف

‍ ‍ در حمله اعراب مسلمان به الیس، جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که به سبب همین جنگ، بعد‌ها به «رود خون» معروف گردی

در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه‌ی ایرانیان، خالد ابن ولید نذر کرد که اگر سپاهیان اسلام بر ایرانیان پیروز گردند، چندان از پارسیان بکشم که خون هایشان را در رودشان روان کنم و چون پارسیان مغلوب شدند، به دستور خالد، گروه گروه از ایرانیان را که به اسارت گرفته بودند، می‌آوردند و در رود گردن می‌زدند. مغیره گوید که بر رود، آسیاب‌ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود، قوت (نان) سپاه اسلام را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند، آرد کردند. کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود.. کتاب تاریخ طبری - جلد چهارم، رویه ۱۴۹۱. کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران - جلد دوم، رویه ۱۲۳. «کانال تاریخ ایران و جهان». 👇👇👇👇. 🌍 ...
  • گزارش تخلف

✍💎 …⭐️ آنقدر قوی باشید که هیچ چیز ذهنتان را بهم نریزد.. ⭐️ نیمه روشن هر چیز را بنگرید

⭐️ امیدتان را هیچگاه از دست ندهید. ⭐️ مشتاق موفقیت دیگران باشید. ⭐️ اشتباهات گذشته را فراموش کنید. ⭐️ به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنید. ⭐️ هنگام ترس، قوی و در برابر خشم متین باشید. ⭐️ در هر گفتگویی کلامی از شادی بر زبان بیاورید. ⭐️ بهترین باشید و به دنیا بگویید که بهترین هستید. 🌺🍂🌺. ...
  • گزارش تخلف

«بانک زمان» در سوئیس:.. صاحبخانه یک خانم ۶۷ ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود

طرح‌های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد ۸۷ ساله!. از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می‌کند، پاسخش من را متحیر کرد! من برای پول کار نمی‌کنم، بلکه «زمان» خودم را در «بانک زمان» سپرده می‌کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!. این اولین بار بود که درباره مفهوم «بانک زمان» می‌شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم «بانک زمان» یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است. داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در «سیستم امنیت اجتماعی» پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!. طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک «کارت بانک زمان» می‌دهد! ...
  • گزارش تخلف

✅ عاشقانه رعنا و الکساندر. هوشنگ خنجرى | بی قانون

که زیر لب غرغر مى کرد و فحش مى‌داد از کلبه خارج شد و تبرش را به تنه درخت کوبید؛ بند چکمه‌هاى چرمى گل‌آلودش را محکم کرد و سیبى را که ضربه تبرش از درخت به زمین انداخته بود به داخل کلبه پرتاب کرد. -مرتیکه چاق قرمز بى‌احساس! مى خواستى همون روزى که منو مى‌دزدیدى فکر اینجاش هم بکنى. -من تو رو ندزدیدم رعنا؛ ما با هم فرار کردیم. کاش دزدیده بودمت و همین الان مى‌رفتم خودمو به پاسگاه معرفى مى‌کردم که پَسِت بدن به صاحابت و من هم بندازن تو زندون که نتونى بیاى سراغم. -آره راست میگى؛ تو اگه از این عرضه‌ها داشتى که بعد از این‌همه سال وضعمون این نبود که هنوز توى یه کلبه ٣٠مترى بکپیم و سر نوبت شکار هم بخواى جرزنى کنى. چى شد قصر مرمرى کنار دریاچه پر از قوهاى سیاه؟. الکساندروف سیب را کامل گذاشت داخل دهانش و با دو سه بار جویدن قورتش داد. درحالى که با چوب سیب لاى دندان‌هاى زردش را پاک می‌کرد، گفت:. ...
  • گزارش تخلف

⛔️ آیا باید به حق داد؟.. ✍ ‌محمدی …. 🔹 «کسی که می‌تواند کاری را انجام دهد، انجامش می‌دهد

کسی که نمی‌تواند، فقط در موردش حرف می‌زند، یا با تحسین یا با توهین!» …شما تا چه اندازه با این گزاره موافق هستید؟. 🔹 فوتبال‌نویس‌ها احتمالا کسانی هستند که رویای فوتبالیست شدن داشتند و منتقدان سینما هم آنها که در سودای بازیگری یا کارگردانی سوختند. نشد که وارد بشوند و حالا به همان قناعت می‌کنند که شاعر فرمود:. چون میسر نیست بر من کام او عشق بازی می‌کنم با نام او. 🔹 در سکانسی از فیلم، حامد (بهرام رادان) و میلاد (محسن کیایی) در حاشیه شهر گرفتار شده بودند. میلاد سرش را توی گوشی‌اش کرده بود. حامد با اعتراض گفت:. داری چکار می‌کنی؟. دارم تو صفحه اصغر فرهادی فحش می‌نویسم!. ...
  • گزارش تخلف