جدیدترین نوشته‌ها

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ای تحویل دهی. خواه با فرزندی خوب،. خواه با باغچه‌ای سرسبز

خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی. و اینکه بدانی حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده‌تر نفس کشیده است یعنی تو موفق شده‌ای … …گابریل گارسیا مارکز | عشق سالهای وبا.
  • گزارش تخلف

‍ ‍ 🔻امیر محمد علامه فوتبالیست ۱۰ ساله اهل روستایی از شهر دهدشت کهگیلویه و بویراحمد که عاشق ستاره تیم یوونتوس است اینطور با توپ هن

👈پ. ن. هم برای پیداش کردن و هم صفحه‌ی اینستاگرامش در عرض نیم ساعت صاحب ادمین و مدیر برنامه و مسئول تبلیغات شد. 😐 …
  • گزارش تخلف

شاهد خاموش

مارکوس تولیوس، متفکر و سناتور پرنفوذ روم باستان، داستانی راجع به یکی از فلاسفه‌ی خدانشناس یونان به نام دیاگوراس نقل می‌کند:. دوست دیاگوراس برای این‌که او را هدایت کند، تصویری از مؤمنان راستین را به او نشان می‌دهد که در محضر خدایان دعا کرده‌اند و متعاقباً از مهلکه‌ی کشتی طوفان‌زده نجات یافته‌اند. دیاگوراس از دوستش می‌پرسد: «تصویر آن مؤمنانی که دعا کرده‌اند و سپس غرق شده‌اند، کجاست؟». البته مؤمنان غرق‌شده دیگر مرده‌اند، و به زحمت می‌توانند از قعر دریا صدای خود را به گوش دیگران برسانند. شاهدانی خاموش که گرچه دیگر نیستند، ولی ممکن است یافته‌های ما را از «تأثیرات دعا در محضر خدایان» دگرگون کنند. چیزی که مقدمتاً «معجزه» به‌نظر می‌رسد، درنهایت ممکن است «هیچ چیز» نباشد. اگر دیاگوراس کمی آمار می‌دانست، شاید سؤالات کمّی‌تری از دوست خود می‌پرسید. سؤالاتی راجع به تعداد مؤمنان نجات‌یافته و غرق‌شده، و تعداد کافران نجات‌یافته و غرق‌شده. چنان‌چه نسبت «تعداد مؤمنان نجات‌یافته به کل مؤمنان» به‌طرز معنی‌داری بزرگ‌تر از نسبت «تعداد کافران نجات‌یافته به کل کافران» نباشد، دیاگوراس می‌توانست نشان دهد شاهدی م ...
  • گزارش تخلف

🔻به بهانه‌ی سالگرد / ناگفته‌هایی از زندگی طیب در گفت‌وگو با بیژن حاج‌رضایی

تا طیب بود تهران دو شاه داشت. یک شاه شمال شهر که محمدرضا شاه بود و یک شاه جنوب شهر که طیب حاج‌رضایی بود.. طیب حظیرة‌القدس را آتش زد که عبادتگاه بهایی‌هایی مثل عباس افندی‌ها بود. این‌ها را به فرمان آیت‌الله کاشانی انجام داد که گفته بود کسی که دنیا ندارد، آخرت نمی‌خواهد …از سال ۳۵ از دستگاه شاه برگشت. به خاطر اینکه ساواک آمده بود. هر روز از ۳ نصف شب تا ۳ بعدازظهر در میدان کار می‌کرد و وقتی برمی‌گشت با جمع زیادی از مردم مواجه می‌شد که در کوچۀ خانۀ ما می‌ایستادند تا مشکلاتشان را به او بگویند. وقتی می‌شنید که فلانی را دوتا چک زدند یا از کار و زندگی انداخته‌اند ناراحت می‌شد. اولین رئیس ساواک تیمسار بختیار بود که با پدرم رفاقت دیرینه داشت. پدرم مشکلات را می‌شنید، به او انتقال می‌داد و جز چپی‌ها و قاچاق‌فروش‌ها مشکل بقیه را حل می‌کرد …ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید 👇👇. ...
  • گزارش تخلف