▫️ اشتباه راهبردی و اشتباه راهکاری. 🖋 بهمن ارجمند. گیلان

▫️ اشتباه راهبردی و اشتباه راهکاری
🖋 بهمن ارجمند.گیلان

✅ در سالهای بسیار دور ، شاعر معاصر ، آقای "نعمت میرزازاده" در مصاحبه ای گفته بود: " اشتباه، ذاتی کردار است این تنها مردگان اند که در گورستان ها اشتباه نمی کنند ". سخن بس حکیمانه و نغزی است. موجود زنده در مقام انسان بنا به میزان توانایی حسی و ادراکی ممکن است در فهم و دریافت درست واقعیت بیرونی دچار اشتباه شود و هرچه این واقعیت بیرونی ، مربوط میشود به حوزه ی علوم انسانی(روانشناسی ، سیاست ، فلسفه و ....) به ویژه زمانی که عزم میشود برای پایه گذاری گراند تئوری، این اشتباهات، شدت بیشتری می یابند. حال اگر بخواهیم واقعیت بیرونی را صرفا واقعیت سیاسی در نظر گیریم باید دید مقصود از اشتباه، کدام اشتباه است؟ اشتباه استراتژیک( راهبردی) یا اشتباه در تاکتیک( راهکار)؟ اما قبل از آن، لازم است که از هریک، تعریفی ارائه گردد.

✅ اشتباه استراتژیک ، اشتباهی است در اتخاذ و تعیین نادرست مواضع کلان و پایدار در حالی که اشتباه تاکتیکی، اشتباهی است در راهکارها و اتخاذ تصمیمات نادرست مقطعی در جهت تامین و حفظ اهداف گراند تئوری و حفظ و تقویت استراتژی. به عنوان مثال وقتی شما بر این باورید که نژاد شما بهترین نژاد است و همه ی دستاوردهای بشری ریشه در سیادت مادی و معنوی نژاد شما دارد، شما معتقد به یک گراند تئوری هستید. این اعتقاد باعث میشود که در اداره ی جامعه نیز بر پایه ی اعتقاد نژاد پرستانه تان نظم و حکومت ایجاد کنید. ایجاد حکومت برپایه ی باورهای نژادپرستانه در صحنه ی سیاسی، استراتژی شما است در جهت تحقق گراند تئوری. تحقق منویات نژادپرستانه یا استراتژی تشکیل حکومت ممکن است با راهکار انتخابات همراه باشد و ممکن است همراه نباشد. از این نظر ، مهم، آن گراند تئوری و آن استراتژی است.

✅ برخی راهکارها پیوند وثیقی با گراند تئوری ها و استراتژی ها ندارند. به عنوان مثال راهکار انتخابات در یک نظم نژادپرستانه در جهت تامین اهداف گراند تئوری یک راهکار اشتباه است. در همان حال توسل به انتخابات در جهت اهداف مغایر با اهداف گراند تئوری و مخالف با استراتژی حاکم، راهکاری اشتباه است. راهکار ، ظرفیت تصمیم و ظرفیت اراده ای است در درون گراند تئوری و در درون استراتژی ، جهت تحقق اهداف گراند تئوری و تقویت استراتژی. بدون کنار نهادن گراند تئوری و بدون تغییر استراتژی ، صرفا از طریق تصحیح راهکارها نتیجه ی عمده ی مطلوبی حاصل نمیشود.

✅ شخصیت ها ، احزاب و جریانات ،ممکن است در باور به یک گراند تئوری و اتخاذ استراتژی و در پیش گرفتن یک تاکتیک، دچار اشتباه شوند و این ها ذاتی کردار است اما نباید این اشتباهات را از نظر اهمیت و تاثیری را که در زندگی حیات انسان ها دارند یکسان پنداشت. اشتباه در گراند تئوری و اشتباه در استراتژی و اشتباه در راهکار دارای نتایج یکسان نیستند. اشتباهات گراند تئوری و اشتباهات استراتژیک، خسارات غیرقابل جبرانی به همراه دارند. این که بگوییم اشتباه ، ذاتی کردار است ، جهت توجیه اشتباه در اتخاذ گراند تئوری و اشتباه در استراتژی، غیرمسئولانه است و تاریخ در این باره قضاوت بی رحمانه دارد و قضاوت بی رحمانه ی تاریخ یعنی الف. پس زدن همیشگی این گراند تئوری ها و این استراتژی ها از گردونه ی حیات انسانی ب. رسوایی، مضحکه و منفوریت مدافعان این گراند تئوری ها و این استراتژی ها و نفرین ابدی که از طرف تاریخ، نثار آنان میشود.

✅ با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت : از آنجا که عرصه ی حیات انسانی به ویژه عرصه ی سیاست همچون عرصه ی دیگر علوم انسانی، عرصه ی پیچیده و عرصه ی آزمون ها و خطاها است و نمی توان در آن نسخه ی واحدی پیچید، بهتر است اشتباهات مان در سطح اشتباهات راهکاری باشد و نه در سطح اشتباهات گراند تئوری و استراتژیک. اما چگونه چنین امری میسر است :

1. در همه ی گراند تئوری ها شک کنیم.

2. آنها را اموری شخصی بدانیم و در سطح استراتژی های سیاسی ارتقا ندهیم.

3. چالش با گراند تئوری های نژادی ، قومی ، طبقاتی ، جنسیتی و.... در دو حوزه می تواند نتیجه ی عملی ببار آورد :
الف. در حوزه ی عمومی، به وجود و گسترش فرهنگ نسبی گرایانه نیاز است که همه ی گراندتئوری ها به چالش تئوریک گرفته شوند و در این راه، گفتگو و جریان آزاد اطلاعات و نقد گراند تئوری ها و استراتژی ها ابزار موثر و مناسبی است .
ب.در حوزه ی حقوقی، لازم است که امکانات ورود دغدغه ی این تئوری های کلان در سطح استراتژی و امر اداره ی جامعه مسدود شود.

#نویسنده_مهمان

🌐 شبکه جامعه‌شناسی علامه
@Atu_Sociology