✅ بیگانگی از زمان. 🖋 صابر

✅ بیگانگی از زمان
🖋 صابر #صدیقی

📍 خیلی جالبه وقتی به این مسئله می اندیشیم که « در سده های میانه و دوران باستان، مردم چگونه در غیاب «ساعت»(ساعت های ماشینی) مفهوم زمان را ادراک می کردند؟». آنها مفهوم زمان را چگونه در زبان روزمره خود بکار می گرفتند و آن را متصور می شدند؟ چگونه قراردادهای اجتماعی خود را بدون استفاده از «ساعت» تنظیم و هماهنگ می کردند؟.

🔸 در دوران باستان و سده های میانه، روز کاری را بر اساس ریتم طبیعی طلوع و غروب خورشید، توسط صدای خروس و گرگ‌ومیش شدن نور خورشید در پایان روز تنظیم می‌کردند. علاوه بر نشانه های طبیعی، زیست-زمان هم، یکی دیگر از ویژگی های فهم زمان در گذشته های دور محسوب می شد. وقتی در جامعه ی کلاسیک این گزاره که « آن مرد به فلان شهر و یا فلان روستا و یا فلان کلیسای خاص رفته است» بیان می شد. آن جامعه بخوبی می فهمید که او چه زمانی را برای رفتن به آنجا نیاز دارد. زمان در اینجا زمان اجتماعی و یا به عبارت دیگه زیست-زمان نام دارد. بطور کلی، در این دوران زمان، نه با ساعت‌های ماشینی بلکه بر اساس قراردادهای طبیعی و اجتماعی اندازه‌گیری می‌شد. مثلا در قرن هفدهم زنان در شیلی برای تعیین مدت‌زمان پخت غذا (تخم‌مرغ) از آوازی به نام «اوه میریا» استفاده می‌کردند. این نوع زمان «پیش ـ سرمایه‌داری» را «زمان انضمامی» می‌نامند؛ که با توجه به فعالیت‌ها تعریف می‌گردد؛ و «چرخه‌ها و دوره‌های طبیعی زندگی انسان» را در برمی‌گیرد (مارتینو، 2015).

🔸 در مقابل زمان انضمامی، زمان انتزاعی یا زمان مطلق قرار دارد. زمان انتزاعی یا زمان مطلق برخلاف زمان انضمامی، به‌عنوان یک متغیر مستقل، هیچ‌گونه وابستگی یا پیوستگی با فعالیت‌های انسان ندارد. زمان مطلق بدون توجه به اینکه کدام انسان در کدام شرایط جغرافیایی یا روان‌شناختی قرار دارد، و بطور کلی مستقل از انسان و فعالیت های اجتماعی به‌صورت یکسان در حال گذر است. بدین ترتیب، ما با دو زمان انتزاعی و زمان اجتماعی انضمامی مواجه هستیم. زمان انتزاعی مربوط با واحدهای زمان ـ ساعت مثل ثانیه، دقیقه و ساعت و غیره است که به‌طور مستقل از هر چیزی در حال گذر است؛ اما زمان انضمامی در ارتباط با فضا و «فعالیت‌هایی» است که توسط انسان انجام می‌شود.

🔸 آن «زمانی» که در فلسفه هایدگر و در کتاب «هستی و زمان» از آن بحث می شود، همان زمان انضمامی پیش سرمایه داری است. زمانی که به روستا، به شهر و به جامعه و بطور کلی به انسان تعلق دارد. چنین زمانی وجود انسان را می سازد و انسان بدون چنین زمانی، تنها گستره ای (Extension) خواهد بود که هیچ گونه تماس پدیدارشناسانه ای را با «جهان» تجربه نخواهد کرد. حتی اگر هزاران سال(زمان انتراعی) بگذرد.

🔸 کالایی شدن زمان بدین معناست که زمان را می توان خرید و فروخت. مفهوم کالایی شدن زمان بخصوص از قرون 16 و 17 بواسطه گسترش بانک ها و قانونی شدن مفهوم بهره (Interest) و نفوذ آن در مناسبات اقتصادی شکل گرفت و به تدریج تقویت شد. بهره به زمان تعلق می گرفت. پولی که این ماه باید در ماه دیگر باید با اضافه ای از پول بازپرداخت می شد، بدین معنا بوده است که پول به زمان تعلق گرفته است. در واقع کالایی شدن زمان را می توان نتیجه ی شیوه ی تولید جدید اقتصادی در عصر روشنگری و مدرن و تغییر شکل هجمونی از کلیسا به سرمایه دانست. این مسئله مورد اعتراض کلیسا واقع شد، چرا که کلیسا مالکیت زمان را بخدا نسبت می داد و بهره به زمان را مجاز نمی دانست. اما در مجموع نتوانست جلوی چنین جریانی را بگیرد.

🔸 اگر با سرمایه می توان زمان را خرید، پس مفهوم زمان در اینجا هم کمی(قیمت) و انتزاعی شده است. با کمی شدن، انتزاعی شدن و کالایی شدن زمان، انسان، روستاها، شهرها، فضاها و همه چیز در فرآشد کمی شدن، انتزاعی شدن و کالایی شدن قرار خواهند گرفت. سرمایه می تواند به برخی افراد فرصت انجام فعالیت های بیشماری را دهد و از سوی دیگر سرمایه می تواند فعالیت های برخی از افراد را به شدت محدود سازد. این رو سرمایه در فرآشد خودآگاهی عقل در تاریخ و همچنین رشد و بلوغ شخصیتی افراد و گروه های مختلف می تواند تاثیر گذار باشد.

🔸 در جامعه ما، یادم هست در شهر ها و در روستاها در گذشته، چندان سرعت تحرکات و کنش های فضایی شتابزده و زمان هنوز کالایی نبود. فضا، اجتماعی تر و روابط اجتماعی نزدیک تر و بادوام تر بودند. عروسی ها و مراسمات مختلف، مسابقات ورزشی، رفت و آمدهای خانوادگی، تعاملات اجتماعی، الگوی معیشتی افراد و گروه ها و ... همه و همه دارای زمان منحصر بفردی برای خودشان بودند. زمان بوفور وجود داشت، فضا هم بوفور وجود داشت، زمان با پول و نهادهای مالی کمیاب شد و فضا با کارخانه های چیپس و پفک، کباب سراها، باشگاه های ورزشی، ویلاها، فروشگاه ها و ...

#نویسنده_مهمان

🌐جامعه‌شناسی علامه
@Atu_Sociology