آمریکا را بدون حب و بغض بشناسیم. بحران امروز ایران نتیجه نگاه افراطی و تفریطی به آمریکاست ✍اسفندیار خدایی دکترای مطالعات آمریکا، دانشگاه تهران @AmericanStudies :ارتباط america.blog.ir :وبلاگ تبلیغات مرتبط با مسائل سیاسی و علوم انسانی پذیرفته میشود
🌎 نزاع آمریکا و چین؛ فرصتی تاریخی برای اقتصادهای در حال توسعه.. ✍پروفسور عبیدالله عصمت پاشا
🌎 نزاع آمریکا و چین؛ فرصتی تاریخی برای اقتصادهای در حال توسعه
✍پروفسور عبیدالله عصمت پاشا
🔹ترجمه: امیرعباس زینتبخش
🌿 تا پایان سال 2017، چین با صادرات 2 تریلیون دلاری بزرگ ترین صادر کننده جهان بوده در حالی که آمریکا با صادرات 1.5 تریلیون دلاری در جایگاه دوم قرار دارد. از سوی دیگر، آمریکا با واردات 2.3 تریلیون دلاری بزرگترین وارد کننده جهان بوده، در حالی که حجم واردات چین 1.7 تریلیون دلار است. آلمان و ژاپن به لحاظ حجم واردات و صادرات در جایگاه سوم و چهارم جهانی می باشند. از میان این چهار اقتصاد؛ تنها آمریکا دارای کسری تجاری و حساب جاری است و اوضاع مابقی مثبت است! از این رو آمریکا با پیمان های تجارت خود با سایرین مشکل دارد و در حال حاضر برای بهبود کسری تجاری 375 میلیارد دلاری با چین، عمدتا روی اصلاح پیمان های خود با این شریک تجاری تمرکز کرده است.
🌿 چین سه برابر آنچه از آمریکا وارد می کرده را به آن صادر کرده است!
اختلافات تجاری این دو در ماه ژانویه 2018 با اعمال محدودیت های آمریکا روی پنل های خورشیدی و ماشین های لباس شویی ساخت چین و سپس با سخت تر کردن واردات آلومینیوم و فولاد تشدید شد و بالاخره در ماه جولای منجر به افزایش 25 درصدی عوارض روی 200 میلیارد دلار کالاهای چینی گردید.
🌿 همزمانی این تنگناهای تجاری و بالا رفتن نرخ بهره در آمریکا؛ شرایط را برای چین سخت کرده و منجر شده یوان به ضعیفترین وضعیت برسد و همچنین شاخص بورس شانگهای 20 درصد ریزش کند. این در حالی است که چین درگیر مشکل بدهیهای داخلی نیز میباشد و چالش تجارت با آمریکا مانع رسیدگی چین به نسبت 250 درصدی بدهی داخلی به تولید ناخالص داخلی این اقتصاد شدیدا اهرمی شده است. از سوی دیگر دخالت های پولی که می تواند منجر به کاهش اثر مشکلات تجاری گردد، ریسک افزایش بدهی های داخلی را به همراه دارد!
🌿 ناتوانی چین از یک طرف و عزم آمریکا برای پیش بردن دستور کار تجاری خود می.تواند برای سایر کشورهای جهان پیامدهایی در پی داشته باشد. آخرین باری که اوضاع مشابهی رخ داد؛ منجر به پیمان پلازا در سال 1985 شد که طی توافق ارزی با پیشگامان صادرات به آمریکا یعنی آلمان غربی، انگلستان، فرانسه، ژاپن توافق شد که ارزش دلار در مقابل پول این شرکا پایین بیاید. ژاپن در آسیا و سایر صادر کنندگان قدرتمند یعنی کره جنوبی، تایوان و سنگاپور نیز بالاجبار در صدد اصلاح عدم تراز تجاری بر آمدند. یِن ژاپن که تا قبل از پیمان پلازا 280 تا 300 ین- دلار بود با تقویت 250 درصدی تا اواسط 1995 به 84 ین- دلار رسید. این اتفاق برای ارزهای سایرین با نرخ و نسبت کمتری رخ داد و ارز آنها به دلار آمریکا میخکوب شد.
🌿 با توجه به قدرتمند شدن ارز این اقتصادها؛ آنها یک تصمیم منطقی گرفتند مبنی بر اینکه بخشی از تولیدات کارخانه ای و تجهیزات مربوطه را به ملت های دارای هزینه تمام شده پایین تر منتقل کنند. نتیجه آن؛ سرمایه گذاری مستقیم خارجی سنگین در اقتصادهای در حال توسعه بود که به عنوان مثال در جنوب شرق آسیا مالزی، اندونزی، تایلند و ویتنام بیشترین بهره را برده و حجم صادرات آنها به ١٨ درصد در سال یعنی سه برابر رشد صادرات کشورهای صنعتی رسید. در واقع این کشورها با تکیهبر الگوی توسعه برونزا موتور محرکه توسعه را بر پایه صادرات طراحی و استوار کردند و با رعایت قواعد بازاریابی توانستند سهم قابلتوجهی از بازارهای منطقه و کشورهای توسعه یافته را به خود اختصاص دهند.
🌿 جنگ تجاری اخیر فرصتی دوباره برای اقتصادهای در حال توسعه فراهم می آورد و با توجه به حجم گسترده تولیدات کارخانه ای چین، منافع بالقوه می تواند بسی فراتر از قبل باشد. از سوی دیگر نقل مکان این تجهیزات محدود به آسیای جنوب شرقی نخواهد بود و به لحاظ جغرافیایی به حوزه های گسترده تری تا خاورمیانه سرایت خواهد کرد.
🌿 به نظر میرسد به طور کلی سیاست های حمایت گرایانه ترامپ و شعار "اول آمریکا" تبدیل به یک کاتالیزور برای جابجایی مراکز تولید از مناطق تحت سیطره ابرقدرتها به سوی بازارهای با هزینه کار و انرژی پایین تر گردد! و به جهت اینکه آمریکا خود توان تولید کالاهای ارزان قیمت مطلوب مصرف کنندگان داخلی خود را ندارد، این به معنی فرصتی تاریخی برای اقتصادهای در حال توسعه ای است که تراز تجاری مثبتی با آمریکا ندارند. مسلما غایبین این فرصت طلایی رشد اقتصادی؛ از بزرگترین بازندگان خواهند بود!
👈مطالعات آمریکا
t.me/EsfandiarKhodaee