✅ فتنه رجوی و روابط ایران و آمریکا

✅ فتنه رجوی و روابط ایران و آمریکا

🖊محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی ایران و سردبیر سازندگی

🔳ایالات متحده آمریکا و نیز اتحادیه‌ی اروپا- معتقدند که مایل به گفت‌وگو و مذاکره‌ای جامع با جمهوری اسلامی ایران هستند اما ایران مذاکره مجدد چه بر سر برجام و چه بر سر مسائل دیگر را رد می‌کند. طرح چنین پیشنهادی در شرایطی که ناظری بی‌طرف اما ناآگاه شاهد ماجرا باشد ممکن است سبب داوری به سود غرب شود اما اگر همین ناظر بی‌طرف را در معرض شرایط گذشته و حال مذاکره قرار دهیم می‌توان از او انتظار انصاف بیشتری داشت:

جمهوری اسلامی ایران با وجود بدبینی ایدئولوژیک به مذاکره با غرب در 40 سال گذشته هرگز از نظر استراتژیک «اصلِ مذاکره» را انکار نکرده است و گرچه به درستی بنا به ضرورت دیپلماسی تا حصول نتیجه نهایی ترجیح داده است با خوش‌بینی افراطی به استقبال مذاکرات نرود اما در عمل همواره نشان داده است که از مذاکره هراسی ندارد. ماجراهایی مانند اشغال کویت از سوی عراق، سقوط طالبان و صدام و داعش همه از جمله مواردی است که غرب بدون ایران امکان توفیق در آنها را نداشته است اما در مقابل هر دو دور مذاکره جدی ایران و غرب؛ اول مک‌فارلین (دهه 60) و دوم؛ برجام (دهه 90) که هر دو با حضور مستقیم ایالات متحده آمریکا بوده است با شکست مواجه شد.

فارغ از نقدهای تکنیکی و تاکتیکی به این مذاکرات و نیز بدعهدی‌ها و زیاده‌خواهی‌های آمریکا یک عامل کلیدی و حیاتی را نباید فراموش کرد و آن نقش سازمان مجاهدین خلق است. این گروه تروریستی-اپورتونیستی، کینه‌توزترین و ضدملی‌ترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی است که در تاریخ بیش از 50 ساله خود سیری انحطاط‌گرایانه را طی کرده است و از یک گروه چپ‌گرا/بنیادگرای مستقل به تروریست‌های اپورتونیستی بدل شدند که هیچ اصول سیاسی و فکری روشنی جز قدرت‌طلبی و براندازی ندارند.

موسسان اولیه مجاهدین خلق (با همه انحرافات فلسفی و فکری) از آمیزش اسلام‌گرایی، ملی‌گرایی و عدالت‌خواهی دفاع می‌کردند. آن اسلام‌گرایی اولیه، اکنون به نوعی بت‌پرستی جدید (فرقه مسعودیه) تبدیل شده و از ملی‌گرایی هم همین بس که در جریان جنگ ایران و عراق، مجاهدین خلق در سمت دشمن بودند و به نیابت از حزب بعث به خاک ایران حمله کردند و با ارتش ایران جنگیدند و اکنون نیز جدی‌ترین مشوقان حمله نظامی به ایران هستند و از عدالت‌خواهی مجاهدین اولیه نیز جز یک سازمان مافیایی ثروتمند باقی نمانده که در آن زنان در انقیاد نه مردان که ذیل یک مردند و مدعی فمینیستی ستیزه‌جویانه هستند و پول‌های هنگفتی را خرج سخنرانان دست‌راستی‌ترین جناح‌های احزاب آمریکایی و اروپایی می‌کنند.

مجاهدین خلق در گذشته خود را در زمره احزاب سوسیالیستی رده‌بندی می‌کردند اما امروزه با فاشیستی‌ترین جریان‌های سیاسی غربی در تماس هستند و هیچ‌چیز جز سقوط جمهوری اسلامی ولو با حمله نظامی و کشتار وسیع و ویرانی عظیم در ایران را نمی‌خواهند.

نقش منفی این جریان را می‌توان در تحولات نیم قرن اخیر دید: از ترور آمریکایی‌ها در تهران -در زمانی که رهبر انقلاب اسلامی ایران صراحتا مخالف تروریسم بود- تا تلاش برای سقوط دولت موقت (به اتهام لیبرالیسم) و شورش مسلحانه در سال 1360 و امنیتی شدن شرایط کشور و ترور رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس دیوان عالی کشور و حزب اکثریت در پارلمان و همکاری با دشمن نظامی ایران و حمله به خاک کشور و ماجرای حج خونین در سال 1366 تا خرابکاری در برنامه هسته‌ای ایران و مخالفت با دولت قانونی و انتخابی سیدمحمد خاتمی (که مسعود رجوی آن را فتنه خاتمی نامید) تا سوءاستفاده از اعتراضات سال 1388.

مجاهدین خلق نه فقط با جمهوری اسلامی که با هر گونه نظم سیاسی در ایران مخالف بودند. آنان که در براندازی حکومت سابق هم نقش داشتند، در پی آن بودند که شرایط کشور را همواره استثنایی نگه دارند و خود را تنها راه‌حل نشان دهند و بیش از جناح راست و اصول‌گرا با جناح چپ و اصلاح‌طلب مخالف بوده و هستند و فکر می‌کنند هر نوع بهبود و اصلاح و توسعه و ترقی کشور سبب دوام و بقای جمهوری اسلامی و ناکامی ابدی مجاهدین خلق می‌شود. بنابراین هر گاه روابط ایران و آمریکا، ایران و اروپا، ایران و عربستان رو به بهبود رفته است مجاهدین کارشکنی کرده‌اند.

‌👈مطالعات آمریکا
t.me/EsfandiarKhodaee