✅ دموکراسی چگونه به گند کشیده می‌شود؟.. 🖊دکتر محمدجواد روح

✅ دموکراسی چگونه به گند کشیده می‌شود؟

🖊دکتر محمدجواد روح

✍ به گند کشیدن رقبا یکی از وجوه منفی دموکراسی است که دشمنان دموکراسی هم از آن استقبال می کنند و نشانه ای بر درستی مواضع خود می‌انگارند.

✍ در رقابت های سنگین و نزدیکی چون ریاست جمهوری آمریکا، بخش نهایی و پایانی کارزار افشاگری دو رقیب علیه یکدیگر است. افشاگری هایی که البته در سطحی محدودتر و با رعایت نسبی چارچوب های منافع حزبی، در مراحل قبل و در رقابت های درون حزبی جهت معرفی نامزد نهایی هم دیده می شود.

✍ سطح افشاگری ها در ماه پایانی منتهی به انتخابات چنان بالاست که این مقطع را با عنوان «اكتبر رسوایی» توصيف می کنند.

✍ بدیهی است این افشاگری ها که گاه پا از دایره اخلاق و حتی قانون هم فراتر می گذارد، جزئی از معایب دموکراسی است.

✍ این افشاگری ها درعین حال نشان از آن دارد که مرز بین دموکراسی و پوپولیسم گاه بسیار نازک می شود. چه زمان؟ دقیقا هرچه به مقطع رای گیری نزدیک تر و نیاز نامزدها و احزاب به رای مردم بیشتر می شود!

✍ اما آیا با تکیه بر افشاگری های پوپولیستی مقطع نهایی کارزار انتخاباتی می توان رای به ناکارکرد بودن دموکراسی داد و یا حتی کلیت سياستمداران، احزاب و روند حاکم بر آن کشور را به چالش کشید؟

✍ هرچند از به کار بردن کلمه «نگارنده» در یادداشت بدم می آید؛ اما در اینجا از باب صراحت باید بنویسم: «پاسخ نگارنده به این پرسش منفی است»!

✍ اتفاقا باید گفت میزان نهادينه شدن و ریشه دار بودن دموکراسی در یک کشور را بر اساس میزان موافقت آن در عبور از تندبادهای حوادث و موج افشاگری ها می توان دریافت.

✍ اینکه کشوری حاضر باشد رقابتی صد در صدی و رادیکال را در قالب چارچوب های دموکراتیک سامان دهد، نه نقطه ضعف که قوت آن است.

✍ فراتر از این، ظهور چهره هایی چون برنی سندرز در قامت یک سوسیالیست و مهمتر از آن، دونالد ترامپ بعنوان یک پوپولیست تمام عیار گرچه باب طبع اغلب نخبگان سیاسی سنتی آمریکا و سران دو حزب نیست؛ اما این نکته کلیدی را هم باید مورد توجه قرار داد که نهايتا این چهره های ساختارگریز هم در چارچوب سنت انتخاباتی و نظام دوحزبی باقی ماندند.

✍ تفاوت پوپولیسم در آمریکا با کشوری چون ایران در اینجاست که اگر فرداروزی چهره ای چون ترامپ به ریاست جمهوری برسد و واقعا ادعاهای بی سر و ته خود را به اجرا گذارد؛ بالاخره مسئوليت آن با حزب جمهوريخواه خواهد بود. حتی آن دسته از نخبگان و رهبران این حزب که از تو تبری جسته اند.

✍ اما در ایران، مسئول برآمدن پوپولیست حزب گریز که بود؟ مردم، حکومت یا جناح ها؟ نهایتا، هرکس انگشت اتهام را به سوی دیگری گرفت و در نهایت، با برچسب های «فتنه» و «انحراف» و ابزارهای پیدا و پنهان قدرت، تلاش شد تا صورت مساله پاک شود.

✍ اینکه دشمنان و مخالفان دموکراسی امروز از افشاگری های دو نامزد و اظهارات چهره ای چون ترامپ ابراز خوشنودی کنند و برپایه آن بخواهند کلیت روند سیاسی آمریکا و حتی دموکراسی را به چالش بکشند؛ اتفاقا نشانه ضعف آنها و قوت دموکراسی آمریکایی است.

✍ سرمایه گذاری روی نقاط ضعف دموکراسی و یا آلودگي ها، ایرادها و مفاسد موجود در میان سياستمداران و احزاب آمریکا از بعد مواجهه ایدئولوژیک و اقناع مقطعی مخاطب خوب است؛ اما درعین حال، به معنای ناديده گرفتن نقاط قوت و مثبت دموکراسی و حتی مجموعه سیاست های آمریکاست.

✍ آمریکاستیزی در ایران نقاط ضعف آمریکا را پررنگ می کند؛ همانطور که ایران هراسی در آمریکا یا اسرائيل یا اروپا تنها بر رویکردهای خشن حاکم بر ایران انگشت می گذارد.

✍ آمریکاستیزی و ایران هراسی از بعد تبلیغاتی و برای جامعه هدف مخاطب شاید در مقطعی جذاب باشد؛ اما در بلندمدت حامیان و تئوري پردازان آن را با چالش و پرسش مواجه می سازد.

✍ تعميم نقاط ضعف جانبی دموکراسی آمریکایی به کلیت سيستم سیاسی این کشور و حتی معرفی آن در قالب «به گند کشیدن دموکراسی» صرفا تحلیلی تبلیغاتی و موقت است که دوره مصرف آن به همین «اكتبر رسوایی» محدود است.

✍ در بلندمدت، سيستم سیاسی آمریکا حتی با پیروزی ترامپ خواهد توانست این پديده ساختارگریز را هم هضم کند و قوی تر شود. همچنان که هیلاری کلینتون و حزب دموكرات از ضربات سخت برنی سندرز، جان به در بردند و در ادامه رقابت سرسخت تر هم شدند.

✍ برخورد با واقعیت، ضربه خوردن، چاره اندیشیدن و هضم و حل مساله های دشوار. اینها ویژگی ها و نقطه قوت دموکراسی است و نه بهانه ای برای به گند کشیدن آن.

✍ هضم و حل مساله ها و عبور از افشاگری ها، نقطه تمایز و تفاخر دموکراسی بر سایر سيستم هایی است که گرچه خود را با عناوین و عبارات مقدس یا ایدئولوژیک توجیه می کنند؛ اما کارکردی جز ندیدن واقعیت ها و پاک کردن صورت مساله ها ندارند.

👈مطالعات آمریکا
t.me/EsfandiarKhodaee