⚠️خطر بزرگ‌تر برای ایران و جمهوری اسلامی کدام است؟ آمریکا یا ناکارآمدی؟ ⚠️

⚠️خطر بزرگ تر برای ایران و جمهوری اسلامی کدام است؟ آمریکا یا ناکارآمدی؟⚠️

🖊جعفر محمدی
این که حکومت ها فکر می کنند تنها تهدیدشان، براندازی از طریق جنگ داخلی یا خارجی است...برخلاف این باور تاریخی، آنچه در حال حاضر جمهوری اسلامی را تهدید می کند، نابسامانی های درونی است.

قریب به 4 دهه است که ایالات متحده آمریکا در صدد سرنگونی جمهوری اسلامی ایران است. سران واشنگتن در این سال ها، برای تحقق این هدف، هر آنچه از دست شان آمده را انجام داده اند: از طراحی کودتا تا ناآرامی های داخلی و از جنگ تمام عیار 8 ساله تا تحریم های همه جانبه.

هم از این روست که آنچه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، اخیراً درباره ایران گفت و خط و نشان هایی که کشید، برای ایرانی ها، چیزی جز شنیدن مکررات دهها سال اخیر نبود. گو این که پمپئو و رئیس اش ترامپ فراموش کرده اند که اگر با این حرف ها و حتی اجرای آنها می شد جمهوری اسلامی را سرنگون کرد، این نظام باید سال ها پیش به تاریخ سپرده می شد ولی تهدیدکنندگان قبلی رفتند و ایران و نظام جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست.

بنابراین، عملی شدن تهدیدهای آمریکا، هر چند می تواند کار را بر ایران سخت کند اما هرگز تهدید کنندگان را به آرزویشان نخواهد رساند؛ این یک ادعا نیست، یک امر اثبات شده تاریخی است.

اگر تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، تهدید آمریکا، اسرائیل، عربستان و جریان های ضد انقلاب نیست که همگی مبتنی اند بر براندازی از طریق اقدامات سخت مانند حمله نظامی یا جنگ داخلی.

این که حکومت ها فکر می کنند تنها تهدیدشان، براندازی از طریق جنگ داخلی یا خارجی است ، ریشه در کتاب های تاریخ دارد که در آنها، سلسله های پادشاهی و امپراتوری ها، فقط به یکی از این دو روش، از بین رفته اند.

برخلاف این باور تاریخی، آنچه در حال حاضر جمهوری اسلامی را تهدید می کند، نابسامانی های درونی است و از این رو، امنیتی ترین و حیاتی ترین نیاز جمهوری اسلامی، توجه به تهدیدهای درونی است.

مردم و مسؤولان کشور باید بدانند که در عصر جدید، گسست و فروپاشی کشورها یا حکومت ها،نه صرفاً با حمله خارجی و کودتا و امثال اینها بلکه به دلایل دیگری هم این ممکن است ؛ از جمله:

- بحران بیکاری می تواند کمر یک ملت را بشکند و در نهایت به فروپاشی منجر شود.

ممکن است ورشکستگی صندوق های بازنشستگی، از یک مسأله اقتصادی به یک بحران سیاسی تمام عیار تبدیل شود
- سوء مدیریت کم آبی و بی آبی، می تواند کشور را در سراشیبی قرار دهد.

بروکراسی کشور به ویژه آنجا که دست کارآفرینان را می بندد و راه اندازی و اداره کسب و کار به هزار مصیبت دچار می کند، می تواند بسیار آرام و خزنده کشور و نظام را به سقوط بکشاند.

گسترش شکاف طبقاتی تضعیف قشر متوسط و شکل گیری تدریجی جامعه ای با دو قطب فقیر و غنی، می تواند عامل فروپاشی باشد.

- ضعف نظام آموزشی، از مدرسه تا دانشگاه، کشور را از انسان های توانمند خالی و در نهایت به فروپاشی تمدنی می انجامد.

- به رسمیت نشناختن سلائق مختلف و سبک های زندگی گوناگون همه مردم، هم شکاف دولت-ملت را تشدید می کند و هم مردم را از یک "ملت واحد" به "میلیون ها فرد در تقابل هم" که فقط در کنار هم زندگی می کنند، تبدیل می نماید.

نادیده انگاشتن بخش خصوصی و واگذاشتن امور اصلی اقتصادی به نهادها و شرکت های دولتی و عمومی و خصولتی نظامی ،جریان ثروت آفرینی، کارآفرینی و خلاقیت در عرصه اقتصاد را کُند و در نهایت متوقف می کند و صد البته جامعه بی ثروت،بی کار و بی خلاقیت، محکوم به زوال خواهد بود.

@EsfandiarKhodaee