✍🏻 چگونه نا آگاهی از تفاوت‌های فرهنگی و گفتاری باعث آغاز جنگ می‌شود؟ (بخش ۳)

✍🏻 چگونه نا آگاهی از تفاوت‌های فرهنگی و گفتاری باعث آغاز جنگ می‌شود؟ (بخش 3)

یکی دیگر از نمونه‌های برداشت متفاوت ناشی از اختلاف فرهنگ گفتاری بین مقامات ایران و آمریکا، مساله تحریم بانک مرکزی ایران در دوران اوباما در سال ۹۰ بوده است.
مقامات آمریکایی در اواخر مهر آن سال از امکان تحریم بانک مرکزی ایران جهت اعمال فشار بر جمهوری اسلامی در رسانه‌های رسمی سخن گفتند. طرح تحریم بانک مرکزی درحالی که یک ماه بعد توسط کنگره آمریکا با تغییراتی به تصویب رسید، باز هم از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی یک "بلوف" خوانده شد و به جای توجه کردن به محتوای آن طرح، مقامات نظام به زمینه شکل‌گیری آن، یعنی اختلاف بین دولت و کنگره آمریکا، بیشتر بها دادند و مساله خطر تحریم بانک مرکزی توسط دولت آمریکا را جدی تلقی نکردند. تنها دو هفته بعد رییس جمهوری آمریکا، قانون تحریم بانک مرکزی ایران را امضا کرد.

در این مورد نیز عدم شناخت از اختلاف دو نگاه فرهنگی محتوا-محور و زمینه-محور باعث اشتباه تفسیر و پیش‌بینی مقامات جمهوری اسلامی گردید. ده‌ها مثال مشابه می‌توان در این‌باره ذکر کرد که یکی از آخرین موارد آن، مربوط به تهدید خروج ترامپ از برجام بود که بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی در ابتدا آن را بلوف دانستند، و بعد تهدید به مقابله و حتی آتش زدن برجام کردند، اما پس از خروج آمریکا از برجام عملا هیچ یک از ادعاهای خود را نتوانستند عملی کنند.

🔹 ناآگاهی به تفاوت‌ها، بی مبالاتی در گفتار و پیامدهای ناگوار
به هر حال، سخنانی که مقامات یک کشور در سطح روابط بین الملل می‌گویند، اگر فقط بر مبنای ذهنیت فرهنگی مرسوم در آن کشور بیان شود و حساسیت‌های فرهنگی در شیوه تفسیر سخنان دیپلماتیک در کشورهای مخاطب لحاظ نگردد، می‌تواند پیامدهای ناگواری را به همراه داشته باشد.
سخنانی که در سال‌های اخیر توسط مقامات ارشد جمهوری اسلامی در باره محو اسراییل زده شد، همواره به‌عنوان یک شاهد قابل استناد برای کشورهای غربی در خطرناک خواندن برنامه هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی و موجه دانستن اعمال فشار بر ایران در نظر گرفته شده است. درحالی‌که برای بسیاری از ایرانیان و کارشناسانی که با فرهنگ زمینه-محور حاکم بر ایران آشنایی دارند، محتوای این سخنان و تهدیدها جدی تلقی نمی‌شود.
از طرف دیگر، مسئولان جمهوری اسلامی در بسیاری از موارد، از جمله مثال‌های ذکر شده در باره تحریم بانک مرکزی، تحریم خرید نفت، و خروج آمریکا از برجام سخنان مقامات آمریکایی را بر مبنای شیوه ذهنی-فرهنگی خود تفسیر کرده و محتوای کلام آنها را جدی نگرفته و به زمینه و بستر سخنان بیشتر بها داده‌اند که این مساله تاکنون باعث هزینه‌ها و فشارهای بسیاری بر مردم و کشور شده است.

اگر این ناآگاهی به اختلافات فرهنگی در مکالمات و جدال‌های لفظی دییلماتیک مورد بازبینی قرار نگیرد، بی‌مبالاتی و لفاظی در باره جنگ و درگیری نظامی می‌تواند با سوء برداشت و بدفهمی هر یک از طرفین، جرقه آغاز جنگی ویرانگر و فاجعه آمیز شود. باید به مقامات جمهوری اسلامی توصیه کرد که داستان اول این یادداشت را بار دیگر بخوانند.

https://goo.gl/ckKRM1