پشتیبان این اقدام‌ها شکلی از مبارزه‌ی ایدئولوژیکی است که به اتکای ناتوانی افراد از ارائه‌ی برخی ویژگی‌های شاخص هویت ملی این محدود

پشتیبان این اقدام ها شکلی از مبارزه ی ایدئولوژیکی است که به اتکای ناتوانی افراد از ارائه‌ی برخی ویژگی‌های شاخص هویت ملی این محدود ساختن حقوق را توجیه می‌کند. ولی این «پوپولیست‌های» جبهه‌ی ملی (فاشیست‌های فرانسوی) نیستند که جرقه‌ی شروع این مبارزه را زنده‌اند. برعکس، این برخی روشنفکران ظاهراً متعلق به چپ اند که استدلال زیر را پاسخ‌ناپذیر یافته‌اند: «این مردمان حقیقتاً فرانسوی نیستند زیرا آنان سکولار نیستند.»

یاوه‌گویی‌های اخیر مارین لوپن از این لحاظ آموزنده است. کل کار او چیزی نیست مگر فشرده کردن دنباله‌ای از گفتار در یک تصویر واحد: مسلمان = با اسلام‌گرا= با نازی، دنباله‌ای که تقریباً در همه‌جای نوشته‌‌های به اصطلاح جمهوری‌خواه وجود دارند. راست افراطی «پوپولیست» بیانگر هیچ شور و اشتیاق خارجی‌ستیز خاصی نیست که از اعماق توده‌ها فیضان کند؛ این جناحی حاشیه‌ای‌ست که استراتژی‌های حکومت و مبارزات روشنفکران برجسته را به سود خود به‌کار می‌گیرد. دولت حس دائمیِ ناامنی را حفظ می‌کند حسی‌که در آن خطرات ناشی از بحران اقتصادی و بی‌کاری را با خطرات ناشی از کاربرد مواد شیمیایی درهم می‌آمیزد، تا نهایتاً همه چیز در هیأتِ تهدید عظیمِ تروریسم اسلامی به اوج رسد. راست افراطی صرفاً به تصویرِ رایجی گوشت و پوست می‌بخشد که ساخته‌ی فرامین بخش‌نامه‌های وزرا و نوشته‌های ایدئولوژیست‌ها است.

از این‌رو، تصویری که مناسکِ محکوم‌کردن پوپولیسم از دو مقوله‌ی «پوپولیست» و مردم ارائه می‌دهد به‌واقع با تعریف آنان خوانا نیست. اما این امر کسانی را که سازنده‌ی این شبح‌اند به‌هیچ‌وجه نگران نمی‌سازد. برای ایشان مسأله‌ی اساسی و مهم درهم‌آمیختنِ نفسِ ایده‌ی مردمِ دموکراتیک با تصویر جماعت خطرناک و افسارگسیخته است. و البته کسب این نتیجه که ما همگی باید به حاکمان خویش اعتماد ورزیم، زیرا هر گونه به‌چالش کشیدنِ مشروعیت و درست‌کاریِ ایشان در را به‌سوی توتالیتاریسم می‌گشاید. یکی از شعارهای حقیقتاً شومِ تظاهرات ضد لوپن در آوریل ۲۰۰۲ این بود: «یک جمهوری جعلی (banana republic*) بهتر است تا یک فرانسه فاشیست.» آنان که امروز مدام بر طبل خطرات مهلک پوپولیسم می‌کوبند هدف‌شان ارائه‌ی بنیادی نظری برای این ایده است که ما به‌جز این دو هیچ انتخاب دیگری نداریم.

منبع؛ تز یازدهم

@Kajhnegaristan