این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1
و ژک الن میلر مینویسد: «لکان یک خدایگان است نه یک فرزانه نه یک فیلسوف که خود را با نظم جهان سازگار میکنند
و ژك الن ميلر مي نويسد: « لكان يك خدايگان است نه يك فرزانه نه يك فيلسوف كه خود را با نظم جهان سازگار مي كنند. در او هيچ گونه ميانه روي، هيچ گونه اعتدال و جايي براي خنثي بودن و بي تفاوت بودن نيست. خنثي بودن در روانكاوي، كرختي روانكاوانه كراهت مطلق است. خدايگان كسي است كه از همسايه نمي ترسد، مجبور نيست مدام زيرچشمي چپ و راست خود را بپايد و در هر قدم به جلو و عقب لنگر بزند. خدايگان كسي است كه از اشتياق خود چشم پوشي نمي كند و خودش به تنهايي كارواني است كه مي گذرد ».
اصطلاحاتي همچون خدايگان و كارواني كه مي گذرد شايد احتياج به كمي توضيح داشته باشند. واژه خدايگان در اينجا از بحث « ديالكتيك خدايگان و بنده » هگل در كتاب « پديده شناسي روح » گرفته شده و كارواني كه مي گذرد اشاره اي است به كنايه اي كه فرويد به كار برده است: سگها پارس مي كنند و كاروان مي گذرد.
اما در مورد كسي كه به چپ و راست نمي نگرد، لنگر نمي زند و از اشتياق خود چشم پوشي نمي كند. اين شخص در واقع هر نوع همانندسازي را پشت سر گذاشته است و تنها قطب نمايش براي حركت به جلو « ابژه a » اش است، يعني ابژه اي كه اشتياق از آن زاييده مي شود.
قرار گرفتن در جايگاه خدايگان فرد را بسيار مستعد خيانت ديدن مي كند. اما به قول ژك الن ميلر خيانت ديدن چيزي از او نمي كاهد اما خائنين خود را از يك نمونه محروم مي كنند ».
مي بينيد كه صحبت بيشتر از يك نمونه است تا يك الگو. الگو آن چيزي است كه ما در همانندسازي هايمان به كار مي بريم. نمونه اما به آن معناست كه مي توان با صرف نظر كردن از هرگونه همانندسازي فقط از « ابژه ي a » خود پيروي كرد.
به اين ترتيب جايگاه خدايگان در نقطه مقابل جايگاه ارباب است.
@Kajhnegaristan