دلوز کتاب «گفت‌وگوها» را با اشاره به این نکته شروع‌ می‌کند که بیان اندیشه‌ها در یک مصاحبه یا گفت‌و‌گو کار دشواری است:

دلوز کتابِ "گفت‌وگوها" را با اشاره به این نکته شروع‌ می‌کند که بیانِ اندیشه‌ها در یک مصاحبه یا گفت‌و‌گو کارِ دشواری است:

«بیشترِ اوقات وقتی سوالی از من می‌پرسند، حتی اگر سوالی باشد که بر من اثر می‌گذارد، حس می‌کنم چیزی برایِ گفتن ندارم. پرسش‌ها به گونه‌ای دیگر شکل می‌گیرند، با عناصری گرد-آمده از همه جا، مهم هم نیست کجا؛ اگر کسی آن‌ها را برایِ شما طرح کند، حرفِ زیادی برایِ گفتن ندارید. هنرِ ساختنِ مسئله خیلی مهم است: قبل از یافتنِ راهِ حل، پرسش را ابداع می‌کنیم: طرحِ مسئله. هیچ‌کدام از این‌ها در یک مصاحبه، در یک مکالمه، در یک مباحثه روی نمی‌دهد.» [ژیل دلوز، گفت‌و‌گوها]

اندیشیدن گونه‌ای گفت‌و‌گویِ خود با خود است. با خواندنِ این جملات، تصویری کُمیک شکل می‌گیرد، تصویرِ کسی که با خودش دائماً حرف می‌زند!

( #عادل_مشایخی، دلوز-ایده-زمان: گفت‌وگویی درباره‌ی #ژیل_دلوز، به همراهی محسن آزموده، انتشارات ناهید)


@Kajhnegaristan