در باب کمبود پوشک و نوار بهداشتی وکلا مقوله احتکار در این روزها، این مثال ژیژک جالب توجه است:

در باب کمبود پوشک و نوار بهداشتی وکلا مقوله احتکار در این روزها، این مثال ژیژک جالب توجه است:

"اجازه دهید یک مثالِ موردی از یوگسلاوی نقل کنم. چنانکه همه می دانید، آنجا همیشه فروشگاه ها فاقد بعضی چیزها هستند. برای شروع، حالتی را فرض می کنیم که کاغذ توالت در فروشگاه ها به‌وفور موجود است، اما به طرز ناگهانی و غیرمنتظره، شایعه‌ای مبنی بر کمیاب شدن کاغذ توالت همه جا پخش می شود. به خاطر این شایعه، مردم دیوانه‌وار شروع به خریدن مقادیر زیادی کاغذ توالت می کنند. در نتیجه، کمبود کاغذ توالت واقعاً ایجاد می شود. در نگاه اول، به نظر میرسد این اتفاق همان مکانیسم ساده و معروف شایعه برای سود بردن شخصی باشد، اما روش عمل آن اندکی پیچیده تر است. استدلال هر یک از خریداران بدین شرح است: «من ساده و احمق نیستم. خیلی خوب می دانم که در مغازه ها به اندازه کافی کاغذ توالت موجود است، اما شاید افراد ساده لوح و احمقی پیدا شوند که به این شایعه‌ها اعتقاد داشته باشند. آنها این دست شایعه ها را جدی گرفته، طبق آن عمل می کنند. آنها با عجله شروع می کنند به خریدن و در نتیجه، کاغذ توالت واقعاً کمیاب خواهد شد. پس حتی اگر بدانم که مقدار کافی از آن وجود دارد، ایده بهتر این است که بروم و مقدار زیادی بخرم!» نکته تعیین کننده اینجاست که این دیگری که از روی ساده‌ لوحی معتقد فرض شده است، در واقعیت اصلاً وجود ندارد. برای پدید آمدنِ اثراتِ او در واقعیت، کافی است وجودش توسط دیگران فرض شود. در یک گروه معین و بسته از توده مردم، هر سوژه ای می تواند این نقش را برای دیگری بازی کند. هرکدام از سوژه‌ها این نقش را بازی کنند فرقی نمی‌کند و در نهایت نتیجه کاملاً مشابه است: نایاب شدن واقعی کاغذ توالت. کسی که آخر کار بدون کاغذ توالت خواهد ماند دقیقاً همانی است که بر حقیقت پافشاری می کند و به خودش میگوید: «می دانم، این فقط یک شایعه است. کاغذ توالت به اندازه کافی هست» و مطابق همین گفته عمل میکند."
امر واقع لاکانی/ اسلاوی ژیژک/ ترجمه مهدی سلیمی/ نشر امید صبا



@Kajhnegaristan