کژ نگریستن این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1 کژ نگریستن ۱۵:۰۱ ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ 🔸شرحی بر یه شب مهتاب.. 🔸. عرصه و وقوع رخداد رهایی بخش ✍ دکتر قنبرپور. قسمت سوم … یه شب مهتاب سراسر مشحون و سرشار است از «فوران زندگی»، فورانی که در پی زیر و رو کردن قانونهای ظهور در شکل مرسوم و دیرینه آن است. و از «ظهور اجباری نوعی ظرفیت نا شناخته» در قواعد و رسوم شناخته شده و مرسوم زندکی اجتماعی بشارت میدهد. از «قدرتی» بی سابقه خبر میدهد که بواسطه آن، و تحت فرمان وجود، به ظهور خواهد رسید، آن هم دقیقا بعنوان آنچه که هست، یعنی عنصری از وضعیت تاریخی. «موسکا» میگوید که از منظر فرایند ظهور مرتب و ارجاع به تجربهای چند هزار ساله، امکان هستی یافتن یک قدرت حکومتی خلقی و در ورای شاکله، قوانین و رسوم حکومت طبقه ویژه حاکمان، برابر «هیچ» است.: نمودی از یک تخیل نشدنی. و «یه شب مهتاب» بشارت میدهد به حتمیت وضعیتی که در آن «عرصه» برای وقوع این «حقیقت» ظهور یافتتی است. اگر لکانی گفته باشیم وقتی عرصهای شدت هستی اش حداکثر باشد یک امر «تکینه» است و محمول «وقوع و ظهور علنی و عملی و ماندگار یک امر تکینه در زندگی روزمره» خواهد بود وبالعکس عرصهای که شدت هستی اش حداکثر نیست تنها یک امر واقع است: یک امر سوبژکتیو، که تنها در قالب نظریهها، آوازها، آرزوها و ... کژ نگریستن ۰۹:۱۱ ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ «انسان، درختى ست بلندترازخود». ✍ عبدالله صمدیان …روانشناسى رادرشرایط فعلى. جهان، جزوسیله اى به ظاهر علمى درخدمت سودخدایان. نمى بینم که به تبعید هرچه. بیشترانسان درمغاک درون و. کوتوله سازى اومددمى رساند،. تامصرف گرائى ودورشدن اواز. اعتمادبه نفس لازم درعرصه ى. مبارزه براى امحاء استثماررا به. حداقل برساند. دریاى درون انسان چنان پهناور. ... کژ نگریستن ۰۰:۰۲ ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ خوانی احمد شاملو و نگین کیانفر مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 01:00, 16.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام مدرسهٔ ایرانی هنر و ادبیات [ماها] بهتازگی این ویدئو را منتشر کرده است. کژ نگریستن ۱۹:۳۴ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ شرحی بر ترانه یه شب مهتاب. عرصه و وقوع رخداد رهایی بخش. ✍دکتر قنبرپور قسمت دوم … گائتانو موسکا، که یکی از سه نظریه پرداز- سیاستمدار بزرگ «مکتب نخبه گرایی» ایتالیا و در کنار ویلردو پارتو و روبرتو میکلز میباشد، باعتقاد لوجانو کاوالی، «بازتابی» است از شکل گیری واقعی ایتالیای متحد درطی سالهای ۱۸۵۰-۱۸۷۰ و صنعتی شدن و رشد سرمایه داری در اروپا در خلال نیمه دوم قرن نوزدهم. او که سخت تحت تاثیر آرای مورخ فرانسوی «هیپولیت تین، taine» بود در کتاب مرجع خود تحت عنوان «نظریه حکومتها» می نویسد: انسان، منفرد و بدون یاری «طبقه ویژهای» نمیتواند حکومت کند و تمام مردم نیز هیچگاه نمیتوانند همگی به حکومت بپیوندند. پس درعمل اقلیتی وجود دارد که بر اکثریتی حکومت میراند: حکومت کنندگان و حکومت شدگان. «**همیشه اقلیتی سازمان یافته در برابر اکثریتی سازمان نایافته قرارداردکه نه لیاقت، نه علاقه و نه عمل مشترک دارند و نه میتوانند بطور هماهنگ عمل کنند. این اقلیت که عناصر تشکیل دهنده آن از دورهای به دوره دیگر و از کشوری به کشور دیگر فرق میکند، اما همیشه اقلیت محضی را در بر میگیرد که میتوان آنرا» طبقه ویژه حکومت کنندگان «نامید که» همیشه «اقتدار خود را بنام آریستوکراسی، مونارشی و د ... کژ نگریستن ۱۸:۰۷ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ و ناهنگامی هم.. چیزی نیست.. جز نوعی «بهنگامی» در دست تهیه …&aposژاک دریدا&apos … کژ نگریستن ۱۵:۲۳ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ ✍علی سروش کیا …🔸در سن و سالی که معمولا بیشتر دخترها نامزدی و سپس عقد میکنند، او هم به عقد مردی در آمد در روزی و در جایی، مرد که فکر میکرده شرایط مناسب است، خواسته بود او را ببوسد. او ضمن ممانعت، آن قدر از چنین عملی دچار شرم شده بود که از پدر و مادرش خواست، عقدش را بر هم بزنند.. شیفتهی فیلمهای کافهای و داش مشدی و بزن بهادری بود. در آلبوم اش، عکسی از فروزان که به نحوی فانتری طناب پیچ شده بود، گذاشته بود. مادرش، هر وقت آن را میدید، اشک به چشمان اش میآمد و میگفت حیف از این دختر زیبا که این طور اسیر شده.. تازه به تهران آمده بود. غرق تماشای کارگر شهرداری که داشت لای و لجن جوی میدان شمس الاماره را با بیل بیرون میریخت. با حیرت تمام، پرسید این هارا برای چه میخواهد؟. نابینا بود. ... کژ نگریستن ۱۳:۱۴ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ آبسالان:.. به همین دلیل معتقد بود این چنین فردی به طور همزمان در زندگی اش مرده و زنده واقعی است هانا آرنت مبتنی بر همین ایده معتقد بود وقتی در عصر ظلمت و شر زندگی میکنیم و با یک زندگی ویران روبروییم نیازمند همین دو دستیم: دستی که ما را زنده نگه دارد و نگذارد خودکشی کنیم و دستی که با آن بتوانیم در میان خرابههای ویرانه بگردیم و اندک چیزهای خوب باقی مانده را پیدا کنیم و آنها را مایه امید خود کنیم. زندگی در ویرانه یعنی همزمان مرده بودن و زنده بودن. وضعیت امروز جامعه ما چیزی شبیه این وضعیت است. ما با بی اعتنایی مستمر تاریخی به تامل و تفکر در جزییات زندگی خود و جامعه، زندگی خود و جامعه را از دست دادهایم. به زبان بنیامین، مثل کشتی شکستهای هستیم که با بالا رفتن از دیرکی که در حال فرو افتادن در آب است سعی میکند خود را روی آب شناور نگه دارد تا شاید از اونجا علامتی بفرستد که منجر به نجات او شود. موقعیت ما موقعیت بودن در «بالای دیرک» است که دیدن طوفان و تلاطم عصر و زندگی ما را برای ما ممکن کرده است، اما کشتی شکسته ما دیگر قادر به حرکت در آب نیست، نه در مسیر موج و نه خلاف جهت آن …. ... کژ نگریستن ۱۰:۵۲ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ …آسمان طناب شب را. بر گلوى ستاره مى پیچد. من پناه مى برم به تو به سنگ. به سنگر. به چشم هاى تو. در سه برگ سبز وحشى شبدر. به شریان کبود دست هایت. در آغوش تنگ جنگل. به آواز سرد کلاغها. در متن زخمى هم درد. خنده هاى تو مى ریزد. کژ نگریستن ۲۳:۲۱ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ «شرحی بر ترانه یه شب مهتاب، اثر جاودانه فرهاد با شعر مسیحایی احمد شاملو.» «عرصه و وقوع رخداد رهایی بخش». با درس آموزی از فرضیه کمونیسم نوشته آلن بدیو. ✍ دکتر قنبرپور. قسمت اول. ترانه فرهاد در امروز ایران دارای اهمیت راهبردی است: امید به تغییر وتغییر، آنهم در فراخنای مثبت آن. این ترانه با قدرت تمام، بار دیگر اهمیت پرداختن به موضوع «عرصه، site» در مبحث «دگرگونی اجتماعی». social transformation. رابعنوان بدیلی در برابر «تغییر اجتماعی، social change. بمیان میکشد. ... کژ نگریستن ۲۱:۳۱ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ گفتگو الزاما پذیرفتن دیدگاههای طرف مقابل نیست اما گفتگو همچون عصای جادویی هم نیست که قادربه حل همه مشکلات باشد. گفت و گو تا آن حد قدرت دارد که افرادبرایش ارزش قائل شدهاند. گفتگو برای تاثیر آفرینی نیازمند اراده جمعی است.۲-گفتگو نشانهای است ازمیزان عقلانیت و پختگی کنشگران اجتماعی. هراندازه کنشگران عقلانیتر عمل کنند، گستره و قدرت گفتگو هم بیشترخواهد بود. فقدان گفتگو یعنی مهیاکردن جامعه برای خشونت. گفتگو رواداری و کثرتگرایی در تعاملات اجتماعی را فراهم میآورد. تمرینی است برای تثبیت و نهادینه کردن ارزشهای دموکراتیک خاصه درجوامعی چون جامعه ایران که برای هزارهها فرهنگ تک گفتاری و مونولوگ برآن حاکم بوده است. به تعبیر پوپر «بزرگترین گام به سوی یک دنیای بهتر و صلح آمیزتر هنگامی برداشته شد که استدلالها پشتوانه شمشیرها قرارگرفت». اما گفتگو یک پیش شرط اساسی دارد اینکه طرفین به درجات بالایی ازرشد و پختگی معرفتی رسیده باشند. ... کژ نگریستن ۱۴:۴۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ 🔸چگونه مارکس عارضه را اختراع کرد؟ 🔸 «مارکس، فروید: واکاوی صورت» …به گفتهی لاکان، مفهوم عارضه را کسی اختراع نکرد مگر مارکس، آیا این تز لاکانی صرفا نکتهی بامزه و تمثیل مبهمی است، و یا اینکه، برعکس، استدلال نظری محکمی در پشت آن نهفته است؟ اگر مارکس براستی مفهوم «عارضه» در معنای فرویدی این کلمه را منعقد کرده باشد، پس باید این پرسش کانتی را از خود بکنیم که به لحاظ معرفتی چنین تواردی در تحت چه شرایطی ممکن گشته است؟ چگونه برای مارکس ممکن شد که در اثنای واکاوی جهان کالاها مفهومی را پرداخته کند که در بازشکافی رویاها، پدیدههای هیستریک، و غیره، نیز به کار میآید؟. پاسخ این است که میان راهکارهای تعبیری مارکس و فروید-دقیق تربگوییم: میان واکاوی آنها در کالاها و رویاها- یک همطرازی بنیادین وجود دارد. نکتهی اصلی در هر دو مورد تسلیم نشدن به اغوای سراسر فتیشی «محتوا» یی است که میپنداریم در پشت صورت پنهان است «راز» ی که باید از طریق واکاوی از آن پرده برداشت نه محتوای پنهان در پس صورت (صورت کالاها، صورت رویاها)، بلکه، برعکس، «راز» خود این صورت است. فهم نظری صورت رویاها به معنای نفوذ از محتوای آشکار به «هستهی پنهان»، به افکار نهفتهی رو ... کژ نگریستن ۱۳:۵۰ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ #یادداشت✍ پویا ایمانیاز من بپرسید می گویم بزرگترین ضربه را به فرهنگ ایران معاصر، بعد از جمهوری اسلا ✍ پویا ایمانی …از من بپرسید میگویم بزرگترین ضربه را به فرهنگ ایران معاصر، بعد از جمهوری اسلامی و خط تولید لاینقطع لمپن سازی اش، همین متفننها و خوش نشینهای «باغ دانایی» زدهاند، آنها که به ضرب سه-چهار کتاب نیم خوانده و آشنایی ابتر با زبان خارجه و پلکیدن در اطراف اهل خامه و لاسیدنها و لاییدنهای مهوع با اصحاب نشر، یکشنبه به آلاف و الوفی رسیدند و بعد که خیالشان از بابت «جایگاه» و «شان» و «منزلت» اجتماعی شان راحت شد، با طیب خاطر کتاب و بلکه هرچه مکتوب را گذاشتند کنار، زدند به همان «باغ دانایی» مورد استهزاء نیچه، و رسما شدند «روابط عمومی» متحرک …. ... کژ نگریستن ۱۷:۴۳ ۱۳۹۷/۱۲/۰۸ 🔸هرچه در امتداد سدهی بیستم پیش میرویم میبینیم که احزاب سوسیال دموکراتیک در اروپا و جاهای دیگر، خود را در نظام سرمایه داری ادغام اکثر کمونیستها به سهم خود به درون دولتهای پرولتاریایی جدید کشیده شدند؛ و این راه به اتحاد شوروی ختم میشد که برای تضمین مشروعیتش ادعای نمایندگی تمام مردم و آیندهی کل بشریت را داشت، برای مثال، به امیدهای یک آیندهی کمونیستی و یوتوپیایی که اتحاد شوروی به شاعر فرانسوی، لویی آراگون، الهام کرده بود گوش بسپارید. آراگون در حال قدم زدن در خیابانهای مسکو مینویسد: «رویای قدم زدن در اینجا را بسیار در سر داشته ام/ و گاهی / اینجا برایم خیلی آشنا مینماید/ گویی روزی اینجا را دیدهام». علاوه بر این، در اتحاد شوروی و دیگر دولتهای سوسیالیستی، نمایندگی حتی در سطح سنت بورژوایی هم باقی نمیماند، بلکه در طول زمان به توهمی از کنترل عوام فریبانه و اجتماع پوپولیستی تنزل پیدا میکند و بیش از پیش عناصر پیونددهندهی آن با انبوه خلق تضعیف میشود. این فروکاسته شدن نمایندگی فاکتور مهمی است که در انفجار بوروکراتیک رژیمهای سوسیالیستی شرق اروپا در اواخر دههی ۱۹۸۰ نقش داشت. این شکست نه تنها به دلیل شرایط ویژهی تاریخی، بلکه همچنین به دلیل خلاء مفهومی رخ داد. سوسیالیسم و کمونیسم، حتی در رادیکالترین جلوههای آن، ... کژ نگریستن ۱۶:۳۳ ۱۳۹۷/۱۲/۰۸ …به نقطهی صفر رسیدهام. به نقطهای که این بار هیچ پیدایشی در آن نیست دیشب با چند خدای منجمد به بستر رفتیم. و چند ستارهی منجمد. از کلاه پاسبانی پدرم به زمین افتاد. دهان کهکشانها بوی شیر میدهد. وقتی زنی سی ساله. روی دست مادرش باد کرده است. تا عاقبت با فوتهای مادربزرگ. بختش باز شود. بعضیها اینگونهاند. ... کژ نگریستن ۱۱:۲۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۸ 🔸ابتذال خوش بینی🔸. بخشی از کتاب امیدواری بدون خوشبینی ✍تری ایگلتون …تری ایگلتون در جدیدترین اثرش «خوشبینی را دشمن امید و مبتذلترین احساس آدمی و شکلی از انکار روانشناختی مینامد. این پادکست بخشی از کتاب جدیدتری ایگلتون روشنفکر عمومی، نظریه پرداز و منتقد ادبی میباشد که در سپتامبر دوهزار و پانزده توسط انتشارات دانشگاه ویرجینیا منتشر شده است، ایگلتون در امیدواری بدون خوشبینی مینویسد: واقعیت، آن آدم بدبینی است که مردم گوش هایشان برای حرفهای خائنانهی او میبندند، از آنجا که حقیقت در بیشتر مواقع به اندازهی کافی ناخوش آیند است باید با ارادهی محکم و آهنین بر آن غلبه کرد، خوشبینی طوری است که به آسانی نمیشود آنرا از یک بیماری روانی تمیز داد. خوشی این چنینی شکلی از انکار روانشناختی است، حالا هر قدرت خارق العادهای که میخواهد داشته باشد، اما در حقیقت، یک بهانه و فرار اخلاقی است، خوشبینی دشمن امید است. یعنی همان چیزی که بدان احتیاج داریم آنهم درست به این دلیل که میتوانیم اعتراف کنیم که شرایط چقدر وخیم است. همانطور که عقاید سیاسی میتوانند خوشبینانه یا بدبینانه باشند، ملتها نیز همچون عقاید میتوانند خوشبین یا بدببین باشند. ایالات متحدهی آمری ... کژ نگریستن ۲۱:۴۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ ادامه👆. و همین او را بدل به یک چهره شکست خورده میکند …۳ مشهور است که خلخالی در دوران بازنشستگی و حاشیه نشینی گفته بود: «اگر مجددا به آن زمان بازگردم باز همانگونه رفتار میکنم». آیا بر خلاف صراحت و بی پروایی ظاهری این جمله در پس آن نوعی دفاع در برابر فروپاشی کامل یک انسان در وضعیت مرزی در کار نیست؟. اکنون که دیگری بزرگ دست حمایت خود را از سر او برداشته و او تنها و بی کس با بار مردافکنی از مسئولیت احکامی که صادر کرده است بازمانده است. اگر دیگری بزرگ را رها کند پس با احکامش چه کند و اگر به دیگری بزرگ بچسبد چگونه با طرد و سلب حمایتش کنار آید؟. پس یک راه باقی میماند: دیگری بزرگ در مقام آرمانی که او در راهش آن احکام سنگین را صادر کرده باید از آنان که اکنون «بر سر کارند» جدا شود. مکانیسمی که در منطق اصلاح طلبی نیز دیده میشود و شاید از همین روست رای سالهای آخر عمر او به خاتمی. در حقیقت ماندن بر همان موضع برای او آن چیزی است که از او در برابر خودکشی در وضعیت مرزی محافظت میکند. معمولا وقتی از خلخالی سخن میرود «خشونت» او به خاطر آورده میشود؛ خشونتی که او هر چند در قبال آن مسئول است اما این بار مردافکن تنها بر دوش او نیست. اما آیا نباید نیم نگاهی نیز به ... کژ نگریستن ۲۱:۴۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ 🔸سوگنامهای برای شیخ صادق خلخالی🔸 ✍سیاوش طلایی زاده..۱ در یک آسایشگاه بیماران روانی تقسیم بندی قاطعی وجود دارد میان «پرسنل درمان» و «بیماران». روانپزشک، پزشک، روانشناس، پرستار و … همگی اعضای تیم «پرسنل» را تشکیل میدهند که با برخورداری از نشانههای روشن و صریح (روپوش سفید، مهر، قرص و …) به شکل سلسله مراتبی نظم سلطه گرانهای را بر خود و بر «بیماران» تحمیل میکنند. برای «پرسنل» تمامی ساکنین آسایشگاه به رغم تفاوتهایشان «بیمار» محسوب میشوند و شکافی پرناشدنی آنها را از بیماران جدا کرده است. از سوی دیگر «بیماران» تمامی اعضای «تیم درمان» را فارغ از نظم سلسله مراتبی خودشان به یک چشم میبینند: «پرسنل». اما میان خود قائل به تمایزی هستند میان کسانی که دچار تخریب شدید شدهاند (مثلا بیمار اسکیزوفرنیکی که تنها یک زندگی نباتی دارد) و کسانی که از همچنان از سطحی از عملکرد برخوردارند (مثل بیماری که تنها هذیانهای پارانوئیدی دارد). برای بیماران نیز عبور از مرز «بیمار» به «پرسنل» عملا ناممکن است. اما در این میانه به تدریج گروهی در میان بیماران پیدا میشوند که از سطح عملکرد بهتری برخوردارند، میتوانند تعامل بهتری با پرسنل داشته باشند و حتی در بسیاری امور اجرایی به ی ... کژ نگریستن ۱۶:۰۸ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ 🔶 تری ایگلتون … این گلایه که «سوسیالیسم همه ما را مثل هم خواهد ساخت» هیچ پایه و اساسی ندارد مارکس چنین قصدی نداشت، او دشمن قسم خوردهٔ یکدست سازی بود. راستش او برابری را ارزشی بورژوایی میدانست و آن را در حوزهٔ سیاست بازتابی از آنچه خود ارزش مبادله مینامید میدید، چون ارزش مبادله ارزش یک کالا را با کالایی دیگر مساوی میزد. او جایی گفته است کالا همان «برابری تحقق یافته» است …او یک بار از قسمی کمونیسم سخن میگوید که همهٔ جامعه را یکدست میخواهد، و آنرا در دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی به مثابه «نفی انتزاعی کل عالم فرهنگ و تمدن» محکوم میسازد. مارکس همچنین مفهوم مجرد برابری را با برابری انتزاعی متداول در دموکراسی طبقه متوسط پیوند میزند، نظامی که در آن برابری صوری ما در مقام رای دهندگان و شهروندان نابرابریهای واقعی ما از نظر ثروت و طبقه را میپوشاند …مارکس در نقد برنامه گوتا فکر برابری درآمدها را هم رد کرد، زیرا آدمیان نیازهای متفاوت و منحصر به فرد دارند: بعضیها بیشتر از دیگران کارهای کثیف یا خطرناک انجام میدهند، بعضیها عیال وار ترند و قس علی هذا …. تری ایگلتون/پرسش هایی از مارکس …. ... کژ نگریستن ۱۴:۰۴ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ ●یک زن تنها در روان پریشی با مرد دیدار میکند!.. مقالهای کوتاه از 👇... زنانه …کلود شابرول: تصویر ژویی سانس زنانه میان هیستری و انحراف. سینمای موج نو فرانسوی علی رغم شباهتهای ویژهی سینماگران اش، دارای تفاتهایی اساسی در بطن خود نیز هست. این تفاوتها گاه چنان تعیین کنندهاند که حتی سبک و نگاه پیشین یک فیلم ساز را دگرگون میکنند. کلود شابرول در میان سینماگران موج نو به نسبت حاشیهایتر است و در عین حال سینمایی حادثهایتر دارد. شابرول در ۱۹۶۸ با فیلم «گوزنهای ماده» هم راستا با تبدل جایگاه زنان در رمان موج نو، و به ویژه در آثار مارگریت دوراس، تغییری را در ورود به برههای جدید از «بیان میل زنانه» ترسیم میکند که هم چنان در «چارچوبهای میل زنانه» میگنجد. «مدراتوکانتابیله» دوراس نیز دقیقا این جایگاه میانهی میل زنانه را نشان میدهد … «میل به خروج از ساختار، در عین حفظ و نگه داشتن آن.». شابرول موفق میشود پیچیدگیهای را در عین نشان دادن این حقیقت آشکار کند که ما اساسا نمیدانیم ابژهی میل مان چیست. تنها زمانی این موضوع برای ما روشن میشود که «دیگری» به چیزی میل داشته باشد. این همان فرمول هگلی-لکانی میل است: «میل انسان میل به میل دیگری بزرگ است» …قاعدهی همواره نوعی تقلید را در خ ... کژ نگریستن ۱۳:۲۰ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ ای فریاد خونین زن. برابری از چه میخواهی؟. که برسی به من؟! من که هنوز خود مردی ام. نگهبان گورستان و خرافات و. طوق بر گردن از مهملات و. اسیر عقل خرابات …. شیرکو بیکس … ‹ 9 10 11 12 13 14 15 ›
کژ نگریستن ۱۵:۰۱ ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ 🔸شرحی بر یه شب مهتاب.. 🔸. عرصه و وقوع رخداد رهایی بخش ✍ دکتر قنبرپور. قسمت سوم … یه شب مهتاب سراسر مشحون و سرشار است از «فوران زندگی»، فورانی که در پی زیر و رو کردن قانونهای ظهور در شکل مرسوم و دیرینه آن است. و از «ظهور اجباری نوعی ظرفیت نا شناخته» در قواعد و رسوم شناخته شده و مرسوم زندکی اجتماعی بشارت میدهد. از «قدرتی» بی سابقه خبر میدهد که بواسطه آن، و تحت فرمان وجود، به ظهور خواهد رسید، آن هم دقیقا بعنوان آنچه که هست، یعنی عنصری از وضعیت تاریخی. «موسکا» میگوید که از منظر فرایند ظهور مرتب و ارجاع به تجربهای چند هزار ساله، امکان هستی یافتن یک قدرت حکومتی خلقی و در ورای شاکله، قوانین و رسوم حکومت طبقه ویژه حاکمان، برابر «هیچ» است.: نمودی از یک تخیل نشدنی. و «یه شب مهتاب» بشارت میدهد به حتمیت وضعیتی که در آن «عرصه» برای وقوع این «حقیقت» ظهور یافتتی است. اگر لکانی گفته باشیم وقتی عرصهای شدت هستی اش حداکثر باشد یک امر «تکینه» است و محمول «وقوع و ظهور علنی و عملی و ماندگار یک امر تکینه در زندگی روزمره» خواهد بود وبالعکس عرصهای که شدت هستی اش حداکثر نیست تنها یک امر واقع است: یک امر سوبژکتیو، که تنها در قالب نظریهها، آوازها، آرزوها و ...
کژ نگریستن ۰۹:۱۱ ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ «انسان، درختى ست بلندترازخود». ✍ عبدالله صمدیان …روانشناسى رادرشرایط فعلى. جهان، جزوسیله اى به ظاهر علمى درخدمت سودخدایان. نمى بینم که به تبعید هرچه. بیشترانسان درمغاک درون و. کوتوله سازى اومددمى رساند،. تامصرف گرائى ودورشدن اواز. اعتمادبه نفس لازم درعرصه ى. مبارزه براى امحاء استثماررا به. حداقل برساند. دریاى درون انسان چنان پهناور. ...
کژ نگریستن ۰۰:۰۲ ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ خوانی احمد شاملو و نگین کیانفر مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 01:00, 16.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام مدرسهٔ ایرانی هنر و ادبیات [ماها] بهتازگی این ویدئو را منتشر کرده است.
کژ نگریستن ۱۹:۳۴ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ شرحی بر ترانه یه شب مهتاب. عرصه و وقوع رخداد رهایی بخش. ✍دکتر قنبرپور قسمت دوم … گائتانو موسکا، که یکی از سه نظریه پرداز- سیاستمدار بزرگ «مکتب نخبه گرایی» ایتالیا و در کنار ویلردو پارتو و روبرتو میکلز میباشد، باعتقاد لوجانو کاوالی، «بازتابی» است از شکل گیری واقعی ایتالیای متحد درطی سالهای ۱۸۵۰-۱۸۷۰ و صنعتی شدن و رشد سرمایه داری در اروپا در خلال نیمه دوم قرن نوزدهم. او که سخت تحت تاثیر آرای مورخ فرانسوی «هیپولیت تین، taine» بود در کتاب مرجع خود تحت عنوان «نظریه حکومتها» می نویسد: انسان، منفرد و بدون یاری «طبقه ویژهای» نمیتواند حکومت کند و تمام مردم نیز هیچگاه نمیتوانند همگی به حکومت بپیوندند. پس درعمل اقلیتی وجود دارد که بر اکثریتی حکومت میراند: حکومت کنندگان و حکومت شدگان. «**همیشه اقلیتی سازمان یافته در برابر اکثریتی سازمان نایافته قرارداردکه نه لیاقت، نه علاقه و نه عمل مشترک دارند و نه میتوانند بطور هماهنگ عمل کنند. این اقلیت که عناصر تشکیل دهنده آن از دورهای به دوره دیگر و از کشوری به کشور دیگر فرق میکند، اما همیشه اقلیت محضی را در بر میگیرد که میتوان آنرا» طبقه ویژه حکومت کنندگان «نامید که» همیشه «اقتدار خود را بنام آریستوکراسی، مونارشی و د ...
کژ نگریستن ۱۸:۰۷ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ و ناهنگامی هم.. چیزی نیست.. جز نوعی «بهنگامی» در دست تهیه …&aposژاک دریدا&apos …
کژ نگریستن ۱۵:۲۳ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ ✍علی سروش کیا …🔸در سن و سالی که معمولا بیشتر دخترها نامزدی و سپس عقد میکنند، او هم به عقد مردی در آمد در روزی و در جایی، مرد که فکر میکرده شرایط مناسب است، خواسته بود او را ببوسد. او ضمن ممانعت، آن قدر از چنین عملی دچار شرم شده بود که از پدر و مادرش خواست، عقدش را بر هم بزنند.. شیفتهی فیلمهای کافهای و داش مشدی و بزن بهادری بود. در آلبوم اش، عکسی از فروزان که به نحوی فانتری طناب پیچ شده بود، گذاشته بود. مادرش، هر وقت آن را میدید، اشک به چشمان اش میآمد و میگفت حیف از این دختر زیبا که این طور اسیر شده.. تازه به تهران آمده بود. غرق تماشای کارگر شهرداری که داشت لای و لجن جوی میدان شمس الاماره را با بیل بیرون میریخت. با حیرت تمام، پرسید این هارا برای چه میخواهد؟. نابینا بود. ...
کژ نگریستن ۱۳:۱۴ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ آبسالان:.. به همین دلیل معتقد بود این چنین فردی به طور همزمان در زندگی اش مرده و زنده واقعی است هانا آرنت مبتنی بر همین ایده معتقد بود وقتی در عصر ظلمت و شر زندگی میکنیم و با یک زندگی ویران روبروییم نیازمند همین دو دستیم: دستی که ما را زنده نگه دارد و نگذارد خودکشی کنیم و دستی که با آن بتوانیم در میان خرابههای ویرانه بگردیم و اندک چیزهای خوب باقی مانده را پیدا کنیم و آنها را مایه امید خود کنیم. زندگی در ویرانه یعنی همزمان مرده بودن و زنده بودن. وضعیت امروز جامعه ما چیزی شبیه این وضعیت است. ما با بی اعتنایی مستمر تاریخی به تامل و تفکر در جزییات زندگی خود و جامعه، زندگی خود و جامعه را از دست دادهایم. به زبان بنیامین، مثل کشتی شکستهای هستیم که با بالا رفتن از دیرکی که در حال فرو افتادن در آب است سعی میکند خود را روی آب شناور نگه دارد تا شاید از اونجا علامتی بفرستد که منجر به نجات او شود. موقعیت ما موقعیت بودن در «بالای دیرک» است که دیدن طوفان و تلاطم عصر و زندگی ما را برای ما ممکن کرده است، اما کشتی شکسته ما دیگر قادر به حرکت در آب نیست، نه در مسیر موج و نه خلاف جهت آن …. ...
کژ نگریستن ۱۰:۵۲ ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ …آسمان طناب شب را. بر گلوى ستاره مى پیچد. من پناه مى برم به تو به سنگ. به سنگر. به چشم هاى تو. در سه برگ سبز وحشى شبدر. به شریان کبود دست هایت. در آغوش تنگ جنگل. به آواز سرد کلاغها. در متن زخمى هم درد. خنده هاى تو مى ریزد.
کژ نگریستن ۲۳:۲۱ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ «شرحی بر ترانه یه شب مهتاب، اثر جاودانه فرهاد با شعر مسیحایی احمد شاملو.» «عرصه و وقوع رخداد رهایی بخش». با درس آموزی از فرضیه کمونیسم نوشته آلن بدیو. ✍ دکتر قنبرپور. قسمت اول. ترانه فرهاد در امروز ایران دارای اهمیت راهبردی است: امید به تغییر وتغییر، آنهم در فراخنای مثبت آن. این ترانه با قدرت تمام، بار دیگر اهمیت پرداختن به موضوع «عرصه، site» در مبحث «دگرگونی اجتماعی». social transformation. رابعنوان بدیلی در برابر «تغییر اجتماعی، social change. بمیان میکشد. ...
کژ نگریستن ۲۱:۳۱ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ گفتگو الزاما پذیرفتن دیدگاههای طرف مقابل نیست اما گفتگو همچون عصای جادویی هم نیست که قادربه حل همه مشکلات باشد. گفت و گو تا آن حد قدرت دارد که افرادبرایش ارزش قائل شدهاند. گفتگو برای تاثیر آفرینی نیازمند اراده جمعی است.۲-گفتگو نشانهای است ازمیزان عقلانیت و پختگی کنشگران اجتماعی. هراندازه کنشگران عقلانیتر عمل کنند، گستره و قدرت گفتگو هم بیشترخواهد بود. فقدان گفتگو یعنی مهیاکردن جامعه برای خشونت. گفتگو رواداری و کثرتگرایی در تعاملات اجتماعی را فراهم میآورد. تمرینی است برای تثبیت و نهادینه کردن ارزشهای دموکراتیک خاصه درجوامعی چون جامعه ایران که برای هزارهها فرهنگ تک گفتاری و مونولوگ برآن حاکم بوده است. به تعبیر پوپر «بزرگترین گام به سوی یک دنیای بهتر و صلح آمیزتر هنگامی برداشته شد که استدلالها پشتوانه شمشیرها قرارگرفت». اما گفتگو یک پیش شرط اساسی دارد اینکه طرفین به درجات بالایی ازرشد و پختگی معرفتی رسیده باشند. ...
کژ نگریستن ۱۴:۴۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ 🔸چگونه مارکس عارضه را اختراع کرد؟ 🔸 «مارکس، فروید: واکاوی صورت» …به گفتهی لاکان، مفهوم عارضه را کسی اختراع نکرد مگر مارکس، آیا این تز لاکانی صرفا نکتهی بامزه و تمثیل مبهمی است، و یا اینکه، برعکس، استدلال نظری محکمی در پشت آن نهفته است؟ اگر مارکس براستی مفهوم «عارضه» در معنای فرویدی این کلمه را منعقد کرده باشد، پس باید این پرسش کانتی را از خود بکنیم که به لحاظ معرفتی چنین تواردی در تحت چه شرایطی ممکن گشته است؟ چگونه برای مارکس ممکن شد که در اثنای واکاوی جهان کالاها مفهومی را پرداخته کند که در بازشکافی رویاها، پدیدههای هیستریک، و غیره، نیز به کار میآید؟. پاسخ این است که میان راهکارهای تعبیری مارکس و فروید-دقیق تربگوییم: میان واکاوی آنها در کالاها و رویاها- یک همطرازی بنیادین وجود دارد. نکتهی اصلی در هر دو مورد تسلیم نشدن به اغوای سراسر فتیشی «محتوا» یی است که میپنداریم در پشت صورت پنهان است «راز» ی که باید از طریق واکاوی از آن پرده برداشت نه محتوای پنهان در پس صورت (صورت کالاها، صورت رویاها)، بلکه، برعکس، «راز» خود این صورت است. فهم نظری صورت رویاها به معنای نفوذ از محتوای آشکار به «هستهی پنهان»، به افکار نهفتهی رو ...
کژ نگریستن ۱۳:۵۰ ۱۳۹۷/۱۲/۰۹ #یادداشت✍ پویا ایمانیاز من بپرسید می گویم بزرگترین ضربه را به فرهنگ ایران معاصر، بعد از جمهوری اسلا ✍ پویا ایمانی …از من بپرسید میگویم بزرگترین ضربه را به فرهنگ ایران معاصر، بعد از جمهوری اسلامی و خط تولید لاینقطع لمپن سازی اش، همین متفننها و خوش نشینهای «باغ دانایی» زدهاند، آنها که به ضرب سه-چهار کتاب نیم خوانده و آشنایی ابتر با زبان خارجه و پلکیدن در اطراف اهل خامه و لاسیدنها و لاییدنهای مهوع با اصحاب نشر، یکشنبه به آلاف و الوفی رسیدند و بعد که خیالشان از بابت «جایگاه» و «شان» و «منزلت» اجتماعی شان راحت شد، با طیب خاطر کتاب و بلکه هرچه مکتوب را گذاشتند کنار، زدند به همان «باغ دانایی» مورد استهزاء نیچه، و رسما شدند «روابط عمومی» متحرک …. ...
کژ نگریستن ۱۷:۴۳ ۱۳۹۷/۱۲/۰۸ 🔸هرچه در امتداد سدهی بیستم پیش میرویم میبینیم که احزاب سوسیال دموکراتیک در اروپا و جاهای دیگر، خود را در نظام سرمایه داری ادغام اکثر کمونیستها به سهم خود به درون دولتهای پرولتاریایی جدید کشیده شدند؛ و این راه به اتحاد شوروی ختم میشد که برای تضمین مشروعیتش ادعای نمایندگی تمام مردم و آیندهی کل بشریت را داشت، برای مثال، به امیدهای یک آیندهی کمونیستی و یوتوپیایی که اتحاد شوروی به شاعر فرانسوی، لویی آراگون، الهام کرده بود گوش بسپارید. آراگون در حال قدم زدن در خیابانهای مسکو مینویسد: «رویای قدم زدن در اینجا را بسیار در سر داشته ام/ و گاهی / اینجا برایم خیلی آشنا مینماید/ گویی روزی اینجا را دیدهام». علاوه بر این، در اتحاد شوروی و دیگر دولتهای سوسیالیستی، نمایندگی حتی در سطح سنت بورژوایی هم باقی نمیماند، بلکه در طول زمان به توهمی از کنترل عوام فریبانه و اجتماع پوپولیستی تنزل پیدا میکند و بیش از پیش عناصر پیونددهندهی آن با انبوه خلق تضعیف میشود. این فروکاسته شدن نمایندگی فاکتور مهمی است که در انفجار بوروکراتیک رژیمهای سوسیالیستی شرق اروپا در اواخر دههی ۱۹۸۰ نقش داشت. این شکست نه تنها به دلیل شرایط ویژهی تاریخی، بلکه همچنین به دلیل خلاء مفهومی رخ داد. سوسیالیسم و کمونیسم، حتی در رادیکالترین جلوههای آن، ...
کژ نگریستن ۱۶:۳۳ ۱۳۹۷/۱۲/۰۸ …به نقطهی صفر رسیدهام. به نقطهای که این بار هیچ پیدایشی در آن نیست دیشب با چند خدای منجمد به بستر رفتیم. و چند ستارهی منجمد. از کلاه پاسبانی پدرم به زمین افتاد. دهان کهکشانها بوی شیر میدهد. وقتی زنی سی ساله. روی دست مادرش باد کرده است. تا عاقبت با فوتهای مادربزرگ. بختش باز شود. بعضیها اینگونهاند. ...
کژ نگریستن ۱۱:۲۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۸ 🔸ابتذال خوش بینی🔸. بخشی از کتاب امیدواری بدون خوشبینی ✍تری ایگلتون …تری ایگلتون در جدیدترین اثرش «خوشبینی را دشمن امید و مبتذلترین احساس آدمی و شکلی از انکار روانشناختی مینامد. این پادکست بخشی از کتاب جدیدتری ایگلتون روشنفکر عمومی، نظریه پرداز و منتقد ادبی میباشد که در سپتامبر دوهزار و پانزده توسط انتشارات دانشگاه ویرجینیا منتشر شده است، ایگلتون در امیدواری بدون خوشبینی مینویسد: واقعیت، آن آدم بدبینی است که مردم گوش هایشان برای حرفهای خائنانهی او میبندند، از آنجا که حقیقت در بیشتر مواقع به اندازهی کافی ناخوش آیند است باید با ارادهی محکم و آهنین بر آن غلبه کرد، خوشبینی طوری است که به آسانی نمیشود آنرا از یک بیماری روانی تمیز داد. خوشی این چنینی شکلی از انکار روانشناختی است، حالا هر قدرت خارق العادهای که میخواهد داشته باشد، اما در حقیقت، یک بهانه و فرار اخلاقی است، خوشبینی دشمن امید است. یعنی همان چیزی که بدان احتیاج داریم آنهم درست به این دلیل که میتوانیم اعتراف کنیم که شرایط چقدر وخیم است. همانطور که عقاید سیاسی میتوانند خوشبینانه یا بدبینانه باشند، ملتها نیز همچون عقاید میتوانند خوشبین یا بدببین باشند. ایالات متحدهی آمری ...
کژ نگریستن ۲۱:۴۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ ادامه👆. و همین او را بدل به یک چهره شکست خورده میکند …۳ مشهور است که خلخالی در دوران بازنشستگی و حاشیه نشینی گفته بود: «اگر مجددا به آن زمان بازگردم باز همانگونه رفتار میکنم». آیا بر خلاف صراحت و بی پروایی ظاهری این جمله در پس آن نوعی دفاع در برابر فروپاشی کامل یک انسان در وضعیت مرزی در کار نیست؟. اکنون که دیگری بزرگ دست حمایت خود را از سر او برداشته و او تنها و بی کس با بار مردافکنی از مسئولیت احکامی که صادر کرده است بازمانده است. اگر دیگری بزرگ را رها کند پس با احکامش چه کند و اگر به دیگری بزرگ بچسبد چگونه با طرد و سلب حمایتش کنار آید؟. پس یک راه باقی میماند: دیگری بزرگ در مقام آرمانی که او در راهش آن احکام سنگین را صادر کرده باید از آنان که اکنون «بر سر کارند» جدا شود. مکانیسمی که در منطق اصلاح طلبی نیز دیده میشود و شاید از همین روست رای سالهای آخر عمر او به خاتمی. در حقیقت ماندن بر همان موضع برای او آن چیزی است که از او در برابر خودکشی در وضعیت مرزی محافظت میکند. معمولا وقتی از خلخالی سخن میرود «خشونت» او به خاطر آورده میشود؛ خشونتی که او هر چند در قبال آن مسئول است اما این بار مردافکن تنها بر دوش او نیست. اما آیا نباید نیم نگاهی نیز به ...
کژ نگریستن ۲۱:۴۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ 🔸سوگنامهای برای شیخ صادق خلخالی🔸 ✍سیاوش طلایی زاده..۱ در یک آسایشگاه بیماران روانی تقسیم بندی قاطعی وجود دارد میان «پرسنل درمان» و «بیماران». روانپزشک، پزشک، روانشناس، پرستار و … همگی اعضای تیم «پرسنل» را تشکیل میدهند که با برخورداری از نشانههای روشن و صریح (روپوش سفید، مهر، قرص و …) به شکل سلسله مراتبی نظم سلطه گرانهای را بر خود و بر «بیماران» تحمیل میکنند. برای «پرسنل» تمامی ساکنین آسایشگاه به رغم تفاوتهایشان «بیمار» محسوب میشوند و شکافی پرناشدنی آنها را از بیماران جدا کرده است. از سوی دیگر «بیماران» تمامی اعضای «تیم درمان» را فارغ از نظم سلسله مراتبی خودشان به یک چشم میبینند: «پرسنل». اما میان خود قائل به تمایزی هستند میان کسانی که دچار تخریب شدید شدهاند (مثلا بیمار اسکیزوفرنیکی که تنها یک زندگی نباتی دارد) و کسانی که از همچنان از سطحی از عملکرد برخوردارند (مثل بیماری که تنها هذیانهای پارانوئیدی دارد). برای بیماران نیز عبور از مرز «بیمار» به «پرسنل» عملا ناممکن است. اما در این میانه به تدریج گروهی در میان بیماران پیدا میشوند که از سطح عملکرد بهتری برخوردارند، میتوانند تعامل بهتری با پرسنل داشته باشند و حتی در بسیاری امور اجرایی به ی ...
کژ نگریستن ۱۶:۰۸ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ 🔶 تری ایگلتون … این گلایه که «سوسیالیسم همه ما را مثل هم خواهد ساخت» هیچ پایه و اساسی ندارد مارکس چنین قصدی نداشت، او دشمن قسم خوردهٔ یکدست سازی بود. راستش او برابری را ارزشی بورژوایی میدانست و آن را در حوزهٔ سیاست بازتابی از آنچه خود ارزش مبادله مینامید میدید، چون ارزش مبادله ارزش یک کالا را با کالایی دیگر مساوی میزد. او جایی گفته است کالا همان «برابری تحقق یافته» است …او یک بار از قسمی کمونیسم سخن میگوید که همهٔ جامعه را یکدست میخواهد، و آنرا در دستنوشتههای اقتصادی و فلسفی به مثابه «نفی انتزاعی کل عالم فرهنگ و تمدن» محکوم میسازد. مارکس همچنین مفهوم مجرد برابری را با برابری انتزاعی متداول در دموکراسی طبقه متوسط پیوند میزند، نظامی که در آن برابری صوری ما در مقام رای دهندگان و شهروندان نابرابریهای واقعی ما از نظر ثروت و طبقه را میپوشاند …مارکس در نقد برنامه گوتا فکر برابری درآمدها را هم رد کرد، زیرا آدمیان نیازهای متفاوت و منحصر به فرد دارند: بعضیها بیشتر از دیگران کارهای کثیف یا خطرناک انجام میدهند، بعضیها عیال وار ترند و قس علی هذا …. تری ایگلتون/پرسش هایی از مارکس …. ...
کژ نگریستن ۱۴:۰۴ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ ●یک زن تنها در روان پریشی با مرد دیدار میکند!.. مقالهای کوتاه از 👇... زنانه …کلود شابرول: تصویر ژویی سانس زنانه میان هیستری و انحراف. سینمای موج نو فرانسوی علی رغم شباهتهای ویژهی سینماگران اش، دارای تفاتهایی اساسی در بطن خود نیز هست. این تفاوتها گاه چنان تعیین کنندهاند که حتی سبک و نگاه پیشین یک فیلم ساز را دگرگون میکنند. کلود شابرول در میان سینماگران موج نو به نسبت حاشیهایتر است و در عین حال سینمایی حادثهایتر دارد. شابرول در ۱۹۶۸ با فیلم «گوزنهای ماده» هم راستا با تبدل جایگاه زنان در رمان موج نو، و به ویژه در آثار مارگریت دوراس، تغییری را در ورود به برههای جدید از «بیان میل زنانه» ترسیم میکند که هم چنان در «چارچوبهای میل زنانه» میگنجد. «مدراتوکانتابیله» دوراس نیز دقیقا این جایگاه میانهی میل زنانه را نشان میدهد … «میل به خروج از ساختار، در عین حفظ و نگه داشتن آن.». شابرول موفق میشود پیچیدگیهای را در عین نشان دادن این حقیقت آشکار کند که ما اساسا نمیدانیم ابژهی میل مان چیست. تنها زمانی این موضوع برای ما روشن میشود که «دیگری» به چیزی میل داشته باشد. این همان فرمول هگلی-لکانی میل است: «میل انسان میل به میل دیگری بزرگ است» …قاعدهی همواره نوعی تقلید را در خ ...
کژ نگریستن ۱۳:۲۰ ۱۳۹۷/۱۲/۰۷ ای فریاد خونین زن. برابری از چه میخواهی؟. که برسی به من؟! من که هنوز خود مردی ام. نگهبان گورستان و خرافات و. طوق بر گردن از مهملات و. اسیر عقل خرابات …. شیرکو بیکس …