کژ نگریستن این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1 کژ نگریستن ۲۰:۴۰ ۱۳۹۷/۱۰/۰۱ 🔶این میانه، فضایی هست برای یک انقلاب منفعل جادویی که به جای برخورد مستقیم با قدرت، به آرامی، آنرا از راه خوردن پایههای زیرزمینی ا آیا مهاتما گاندی هنگام رهبری مقاومت ضدانگلیسی در هند به نوعی چنین کاری نمیکرد؟ او به جای حملۀ مستقیم به دولت استعماری، جنبشهای نافرمانی مدنی، تحریم اجناس انگلیسی، و خلق فضای اجتماعی در خارج از دسترس دولت استعماری را سازماندهی کرد. پس هرقدر هم این سخن، جنون آمیز جلوه کند، باز میتوان گفت که گاندی خشونت آمیزتر از هیتلر بود. این که هیتلر را آدم شروری بدانیم که مسئول کشتار میلیونها نفر بوده، ولی همزمان بگوییم که او آدم جگرداری بوده که با ارادهای آهنین خواسته هایش را دنبال کرده، نه تنها بیان فکری تهوع آور، بلکه خیلی ساده، اشتباه است: نخیر! هیتلر «جگر نداشت» که واقعا امور را تغییر دهد! همۀ کارهای او اساسا واکنشی بود: او چنان عمل کرد که به واقع چیزی تغییر نکند؛ او عمل کرد تا جلوی کمونیسم را که یک تغییر واقعی بود بگیرد. جنایت او در حق یهودیان در نهایت برای ایز گم کردن و نزدیک نشدن به دشمن واقعی، یعنی هستۀ مناسبات اجتماعی سرمایه داری بود. هیتلر یک نمایش انقلابی به راه انداخت تا کاپیتالیسم بتواند به بقای خود ادامه دهد؛ برخلاف او جنبش گاندی به طور موثر کمر به مختل ساختن کارکرد دولت استعماری ب ... کژ نگریستن ۱۳:۴۲ ۱۳۹۷/۱۰/۰۱ ژان-لوک نانسی …🔶 سیاست از موضع ذات مشترک یا تقدیر همگانی عقب نشینی کرده؛ … کارش دیگر تمامیت بخشی و یک پارچه سازی نیست از این منظر، شعار «همه چیز سیاسی ست» گویای طرز فکری نوالاهیاتی و عمیقا محافظه کارانه است. سیاست جایگاههای دیگر وجود را یکسره در خود جذب و مستحیل نمیکند. این جایگاههای دیگر وجود عبارت اند از فضاهایی که در آنها «قیاس ناپذیری» (incommensurability) * به نحوی از انحاء شکل میگیرد و عیان میشود: این فضاها را میتوان به نامهای هنر، دین، اندیشه، علم، اخلاق، مدیریت، مبادله، تولید، عشق، جنگ، خویشاوندی، وجد و بی خویشی و … خواند. و این فهرست همینطور میتواند تا بی نهایت ادامه یابد … با این حال این سپهرهای غیرسیاسی حوزههای به اصطلاح «خصوصی» نیستند که مثلا در تقابل با حوزهی «عمومی» قرار گیرند: اگر بخواهیم از این اصطلاحات استفاده کنیم، باید بگوییم تمامی حوزهها یا سپهرها [توامان] عمومی و خصوصی اند. همهی آنها مشترک اند** … میان این پیکربندیها یا اشکال ظهور، قیاس ناپذیری حکم فرماست (البته، بار دیگر، بدون فراموش کردن نقاط تلاقی و تسری شان). سیاست در این فضا از نو نقش میبندد و باز پیکربندی میشود: فضایی که در آن این قیاس ناپذیری باید حفظ شود و برقرار بماند، قیاس ناپذیری عدالت و ارزش. به زعم آن ا ... کژ نگریستن ۲۱:۰۸ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ «لکان و سیاست» …🔶 لکان اینطور فکر میکرد که انقلاب واقعی، تنها انقلاب مطلوب، روانکاوی فرویدی بود! هیجان چپگرا، آنطور که او تصور میکرد، فقط میتواند منجر به بازگشت استبداد شود. ورای می۶۸، بررسی مسئله رابطه لکان با سیاست نیازمند یادآوری بعضی حقایق است. لکان به یک خانواده کاتولیک راست گرا تعلق داشت: به فرانسه متعصب و کهنه شوونیست در نفرت آورترین شکل آن. او بر ضد این نسب خانوادگی وارد عمل شد، و تمایل طبیعی اش او را به سوی محور چپ هدایت کرد، که در آن زمان در مردانی سیاسی مانند پییر مندس فرانس تجسم مییافت و در رسانه با L Express نمایندگی میشد. این فضا موجب نفرتی عمیق از جماعت راست گرا در او شد. اما عموما لکان در سراسر زندگی اش یادآور یک سفینکس بود. او هرگز راه سارتر را در پیش نگرفت. در تمام عمرش فقط یک دادخواست را امضا کرد. عمدا فاصلهاش را از پر حرارتترین مناقشات زمان خودش نگه داشت، در مقاومت شرکت نکرد …. ... کژ نگریستن ۱۸:۴۵ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ 🔶 پلیس … صرفا پلیس نیست صرفا متشکل از آن افراد یونیفرم پوش مسلحی نیست که گاهی کلاه خود بر سر میگذارند و بر اساس الگویی نظامی اما در قالبی شهری سازمان دهی شدهاند و حق اعتصاب ندارند و غیره و غیره. پلیس بنا به ماهیتش هرجا که زور قانون باشد حاضر (present) است یا بازنمایی میشود (represented). آنها حاضرند، گاه نامرئی اند ولی آنجا که پای حفظ نظم اجتماعی در میان باشد همیشه حاضر یراق و آماده به خدمت اند. پلیس صرفا پلیس نیست، … آن جاست، صورت بی صورت دازاینی که همتا و هم گسترهی دازاین شهر (polis) است … …پلیس بدل به چیزی وهم آلود و شبح وار میشود چون به هرجایی سرک میکشد و همه چیز را آغشتهی حضور خود میکند؛ آنها همه جا هستند، حتا جایی که نیستند …. حضورشان حاضر نیست … و حضور جفت شبح وارشان مرز نمیشناسد. …هرآنچه بر کنه خشونت قانون دست ساید-- در اینجا، نیروی پلیس-- غیر طبیعی ست و واجد خصلتی روحانی و معنوی.. ژاک دریدا، «زور قانون: شالودهی عرفانی اقتدار»، ص.۲۷۸ … ... کژ نگریستن ۱۴:۰۱ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ 🔰 علیه بیتفاوتی 📎تعریف مشهور ارسطو از انسان بهعنوان «حیوان سیاسی» این نکته را روشن میکند که انسان با سیاستزدودهشدن بهراستی از دایرهی انسانیت خارج میشود و به حیوانی «بیتفاوت» بدل میشود، یا بهواقع همان «نیلوفرخور» هایی که آدورنو و هورکهایمر در دیالکتیک روشنگری از آن سخن میگویند که در «نوعی حیات نباتی کسالتبار، فقیر و ناچیز همچون حیات جانوران» با «سرخوشی» به سر میبرند. چراکه حیات سیاسی عرصهای را فراهم میکند که سوژه در آن به جایگاه تعارضات بدل میشود، و این شکل حیات دقیقا نقطهی مقابل آزادی درونی لوتری است که باز هم بهقول نویسندگان دیالکتیک روشنگری با خود ستم یکی است …۱️⃣در میان تمام کسانی که در کثافت موجود فرورفتهاند، تنها آنکس که «صدا» دارد و بهروشنی میگوید که در کثافت است، با همین گفتن، از آن فرومیرود؛ نه با خزیدن و پناهبردن به جهان امن و خالی از تعارض درون، و بیتفاوتی و بریدن از جهان «کثیف» بیرون -بهسان «جان زیبا» ی هگلی. در داستان لباس جدید پادشاه نیز همه میدانند که پادشاه لخت است، اما تنها آن پسرک سرسختانه این واقعیت را فریاد میزند. این «سرسختی»، یا شاید حتی بهتعبیری «کلهش ... کژ نگریستن ۱۱:۵۰ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ این به دلیل انحرافیست که در اروس سادی همان نقشی را ایفا میکند که شعر استیل نوو به خیال و به «زن-فرشته» محول کرده بود انحراف همان ملکه مقرب نجات بخشی ست که از صحنهی خونین اروس به پرواز در میآید تا انسان سادی را به بهشت برکشد. شکاف میان نیاز و میل، که امروزه بسیار محل بحث است، نه چیزی ست که بتوان آن را به خواست خود و به گونهای اراده باورانه بهبود بخشید، و نه گره ایست که یک رویهی سیاسی کور بتواند آن را به ضرب حرکتی تشریفاتی باز کند. این نکته باید از جایگاهی که میل در کتاب پدیدار شناسی روح از آن برخوردار است (که لکان، با هوش و تیزبینی همیشگی-اش، آن را در قالب «ابژهی کوچک (objet a) و» a «و» میل دیگری بزرگ «(désir de l Autre) تئوریزه میکرد) آشکار باشد. زیرا، در اندیشهی هگل، میل-که به طور معنی داری همچون نخستین لمحهی خودآگاهی ظهور میکند- تنها میتواند تلاش کند تا ابژهی خود را نفی کند، اما هرگز نمیتواند با آن ارضا شود. در واقع،» من «میل تنها در حال سرکوب دیگری به یقین دربارهی خودش میرسد …. آن لذتی که، در متون ساد، از طریق انحراف جنسی ممکن میشود، در نوشتههای هگل، از طریق بندهای محقق میشود که میانجی و واسطهی لذت ارباب است. اما پرسشی که انسان سادی در بحبوحهی قیل و قال این ماشین دیالکتیکی همچن ... کژ نگریستن ۱۱:۴۹ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ کاوالکانتی و ساد (نیاز و میل) …🔶 راندن خیال از قلمروی تجربه رویدادی بود که بر دومی (تجربه) سایه افکند و آن را تحت الشعاع قرار داد این سایه همان میل (desire) است، ایدهی تجربه همچون پدیدهای گذرا و بیکران. زیرا، بنا به مفهومی که پیشتر در روانشناسی کلاسیک رایج بود و بعدها در فرهنگ قرون وسطا کاملا بسط داده شد، تخیل و میل ارتباط نزدیکی با هم دارند. در واقع، خیال که سرچشمهی راستین میل است در عین حال- به مثابهی میانجی انسان و ابژه- شرط دست یافتنی بودن ابژهی میل و، از این رو، نهایتا شرط ارضای میل هم هست. از این منظر، کشف عشق در سدههای میانه، در آثار شاعران پرووانسی و استیل نوو (stil novo)، عملا در حکم کشف این نکته بود که سوژهی عشق نه امر حسی بی واسطه، بل خیال است؛ و این به سادگی یعنی کشف منش خیالی عشق. اما، با توجه به ماهیت «واسطه گون» قوهی تخیل، این بدان معناست که خیال نه فقط ابژهی اروس، بل سوژهی آن هم هست. در واقع، از آنجا که عشق تنها در خیال جای دارد، میل هرگز مستقیما با ابژهی خود در جسمانیت اش رو به رو نمیشود («افلاتونی بودن» امر اروتیک در شعر استیل نوو و تروبادور (troubadour) هم از همین روست)، بل با یک انگاره یا پندار مواجه میشود (در متون شاعران عشقی و فیلسوفان مسلمان، یک «فرشته» به معنی دقیق کلمه: یک ان ... کژ نگریستن ۰۱:۴۴ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ 🅰️ فیلم کوتاه «قهوه و سیگار». کارگردان: جیم جارموش. بازیگران: تام ویتز و ایگی پاپی مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 11:10, 33.6 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام برندهی نخل طلای جشنوارهی کن ۱۹۹۳. . کژ نگریستن ۰۱:۳۹ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ «ریویزیونیسم؛ مروری بر یک جدال لفظی» ✍محمدزمان زمانی … آمفی تیاتر دانشکده علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، ۲۰ آذر، نشست انقلاب اکتبر، پس از پایان سخنان مراد فرهادپور، شاهد جدالی لفظی میان یکی از دانشجویان کمونیست (یا استالینیست) با فرهادپور بود مبنی بر اینکه فرهادپور یک ریویزیونیست (تجدیدنظرطلب) است، و پرخاش نامودبانه و زننده فرهادپور به این دانشجو. «ریویزیونیسم» را نخستین بار لنین به کارل کایوتسکی نظریه پرداز مارکسیست سوسیال دمکراسی آلمان داد. او کایوتسکی و کسانی چون ادوارد برنشتاین را به کنار گذاردن مفهوم «دیکتاتوری پرولتاریا» بعنوان اصل اساسی آموزه مارکس متهم کرد. بجز این اتهام اما خود واژه ریویزیونیسم اساسا بار منفی ندارد. حتی به یک معنا خود لنین نیز یک ریویزیونیست بود چرا که آموزه مارکس را متناسب با زمانه خود کرد. اما سخنرانی فرهادپور شایسته نقد جدی است چرا که با تشخیص نادرست زمان و مکان گفتن حقیقت، فقط به آنتی سویتیسم (شوروی ستیزی ایدیولوژیک) مسلط دامن زده است. مقایسه کنید با چپ هایی چون جیمسون و ژیژک و بدیو که از پتانسیلهای محقق نشده اکتبر ۱۹۱۷ سخن میگویند نه جنایات استالین و … … ... کژ نگریستن ۰۱:۳۹ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ مراد فرهادپور … کژ نگریستن ۲۲:۴۷ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ مرگ بر فلسفه. قبلا هم در این باره نوشتهام متهم کردن فیلسوفی چون دریدا به ضدیت با روشنگری یا ضدیت با مدرنیته یک درجه از حماقت لخت و عور هم آن طرفتر است. بحث فلسفی دقیق و ریزنگارانه پیشکش، همین یک نکته را دریابد که لب کلام این آدم-و این لحن کوچه بازاری را دوستان اهل فلسفه بر من ببخشایند، دارم با اهل بازار حرف میزنم- عبارت است از نقد بقایای الاهیات در پروژهی «همیشه» -ناتمام روشنگری و زدن ریشهی «امر مقدس» در معنی موسع کلمه. بگذارید قصهی کوتاهی برایتان بگویم که شباهتی معنی دار تویش سوسو میزند: زمانی پاپ ژن پل دوم، در مقالهای هم نام با مقالهی مشهور دریدا و مقالهی مشهورتر هگل، دقیقا «آمدن پست مدرنیسم» و «نیهیلیسم» را یکی گرفته و به سوگ ارزش و معنای از کف رفته نشسته بود. جانشین او، پاپ بندیکت شانزدهم، قبل از اینکه پاپ بندیکت شانزدهم بشود، یعنی زمانی که هنوز اسمش کاردینال راتزینگر بود، پا را یک قدم از سلفش فراتر گذاشت و در مقالهای اصلا از دریدا نام برد. نوشت در دنیایی که خدا گسسته و در آن عقل یا همان دکونستروکسیونش، چنان که فی المثل ژاک دریدا برای مان تدارک دیده «. حالا سوای اینکه هیچ کدام از دو حضرت زحمت خواندن متون دریدا را ... کژ نگریستن ۲۱:۴۵ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ استاد محمدعلی موحد:. آنهایی که از این نظام آموزشی خلاص میشوند مریم میرزاخانی میشوند کژ نگریستن ۱۵:۵۸ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ ریشههای درختی تنومند و سایه گستر (۱۱). ✍ فرزام پروا … تضاد بنیادین بین سوژه و اگو از این قرار است: اگر شما سوژه را سوژه معنا بگیرید، همانطور که معنا دائما در حال بیرون آمدن است، آن [سوژه] دائما در حال سر زدن است؛ سوژه یک نقطه فیکس نیست: سوژه متحرک و سیال است. از سوی دیگر، اگو اینرسی و ثبات مشخصی دارد. به همین خاطر است که لکان تجربه آنالی تیک را به عنوان «به واقعیت در آمدن سوژه» مشخص میکند. سوژه که پیش از ورود به آنالیز هیچ است - این همان هیچ سارتری است - خودش را از طریق معناهای متغیر به واقعیت در میآورد و چیزی میشود. به این ترتیب تضادی وجود دارد بین میزان اینرسی در سمت اگو، و میزان سیالیت و به واقعیت در آمدن خود در سمت سوژه. حرکت دائم رفت و برگشتی بین این دو وجود دارد، که مساله انتقال را بوجود میآورد. تا وقتی لکان انتقال را تصویری تبیین میکرد، آن یک لحظه اینرسی در تجربه روانکاوی بود … تئوری انتقال او تغییر کرد وقتی او سعی کرد تبیینی سمبولیک از انتقال به دست دهد. او وقتی اصطلاح «سوژهای که فرض میشود میداند» را ابداع کرد چنین تعریفی [از انتقال] را به دست داد. سوژهای که فرض میشود میداند نقطه محوری انتقال است و این تعریف کاری با هیج ... کژ نگریستن ۱۰:۰۳ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ ✍ علی سروش کیا …. ذهن مان، همان قدر بسته بود که آینده را باز میخواستیم با تیرگی هایی که روشنایی مینمود، اراده به تمهید شدن امدن خورشید شده بود. کوچکی مان با خواستهای بلند پیوند گرفته بود. عمل، همه چیز بود و میانجی بر اوردن هرچه که باید میبود. شور بود، و شعور. شور، بیش از آن که موانع را توان بر جا ماندن باشد. و شعور، نه آن قدر به ژرفا رفته که دید به پس پشت آن چه از پیش میآمد و آبستن سدههای رفته بود، ببرد. حادثه، از پیش، آینده را به گرو گرفته بود. او. شهرام، که خود را بر فراز سر همگان میدید و نمود و نماد لحظهی تاریخی گذر از رسوب سنت داعی به پس، به علم زایای رهایی و برابری، با یقین شکاندن پشت خرده بورژوازی سنتی، توان به راست شدن کمرهای خمیده از پاسداری دیروزان حامل تاریکی داد. ... کژ نگریستن ۲۲:۲۰ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ 🅰️ احمد شاملو در قاب دوربین سیفالله صمدیان!. هدیه سیفالله صمدیان به مجله الکترونیکی گوهران! … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 07:20, 43.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام کژ نگریستن ۲۲:۱۰ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ 🔶 در حین پرواز خواستم از نامهها بخوانم ولی فکر کردم دکتر آروشا اتفاقات روزانه را نوشته برای همین دفترچه را باز کردم تا با خواندن تقدیم به بهترین مردم. گاهی که در خیال یا خواب یا واقعیت که مرد پارسی معروف به مریخ به دیدارم میآمد دربارهی زندگی به بحث مینشستیم این دفترچه حاصل مباحثات من با مریخ دربارهی روابط انسانی است.. مقدمه.. صدای اندیشهام را که روزها و شبها بر کاغذ کشیده میشود به وضوح میشنوم لذتی بالاتر از این را چه کسی میتواند به من پیشنهاد دهد!؟. میخواهم افکارم را با شرحی ساده به مردم ارائه دهم بدون آنکه قصد داشته باشم عقیدهای را بر آنان تحمیل کنم. هرگز نمیگویم به کسی یا عقیدهای گرایش پیدا کنید یا از کسی یا باوری نفرت داشته باشید صحبت از اندیشیدن برای بهتر زیستن است. در بیان عقایدم راه و روش یک زندگی را معرفی نمیکنم چون هر انسانی صاحب زندگی خویش است. هدفم ارائه تعاریفی ساده باقابلیت اجرا در جامعه از مفاهیم زندگی سازی مانند اختیار انتخاب جبر وجدان اخلاق عدالت آزادی و غیره است. این مفاهیم را زندگی ساز میدانم چون به زندگی اجتماعی مان سامان میدهند و به زندگی افراد ارزش میبخشند. ... کژ نگریستن ۲۲:۱۰ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ رمان «پاریس زیر شنهای صحرا» بخش مقدمه و اخلاق، نوشتهی بهرام بهمنی مقدمه و اخلاق (2).pdf ( 3.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام کژ نگریستن ۲۱:۲۹ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ رضا پهلوی و ″براندازی″ ✍دانیال ایمانی …پدیدهی رضا پهلوی، منازل و جوانب اش و همچنین کیس خبری اش (یا همان هویت اصلی وجودی اش) که اکنون دیگر ماههاست در صدر تکست اخبار، مترادف با امر ″براندازی″ (مفهومی مقابل امر انقلابی و کنش رادیکال)، با وسواسی عجیب همچنان در حال تصعید و پالایش است، وضعیت به غایت متفاوت و غریبی را در مواجهه با «سیاست معارضه» پیش روی مینهد. بر بستر وضعیت کنونی خاصه از دی ۹۶ بدین سو، وجوهی عارض گردیده که فاکتورهای جدیدی را در هیأت امور زیربنایی مبارزاتی پیش نهاده. بخش اعظم این مؤلفهی اکنون زیربنایی شده، هژمونی رسانه یی است. میدان اصلی زایش سوژهی برانداز. سوژه یی که نه ماهیتی فکری و اعتقادی دارد، نه سمت و سویی ایجابی و آفریننده …حیات مفهوم مبهم ″براندازی″، مفهومی که نه ناظر بر افقی مشخص و چهارچوبی روشن است و نه برخاسته از یک ترمینولوژی معنادار، بخوبی به ما فهماند، سوژهی تغییر براندازانه صرفنظر از اینکه نیازی به بازی در شکاف مستقیم خود با حاکمیت و تقابل مستقیم ندارد، نیز تنها به میانجی هژمونی رسانه یی غرب است که امکان حلول و دوام یافته. امر ″براندازی″ آنچنان در غیاب رابطهی ارگانیک و هدفمند با ... کژ نگریستن ۱۵:۳۷ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ «سه کلمه برای مردگان و زندگان». ✍اتین بالیبار، «لیبراسیون». ترجمهی بهرنگ پورحسینی «…مسلمانان مسئولیت دارند، یا به عبارت دیگر این وظیفهای است به عهدهی مسلمانان. اما، در عین حال، این وظیفهی ما هم هست …» …. 🔶 «…آری ما همه به اجتماع (کمونته) نیاز داریم: برای سوگواری، برای همبستگی، برای حمایت، برای تامل. این اجتماع، طرد کننده نیست … و به مرزها محدود نمیشود، زیرا روشن است که احساسات مسئولیتها و ابتکارات مشترکی که» جنگ داخلی جهانی «ای که در جریان است ایجاب میکند باید، در سطحی بین المللی، و در صورت امکان (ادگار مورن در این مورد کاملا درست میگوید) در سطحی جهان وطنی، به شیوهای اجتماعی [مشترک] انجام شود. به همین دلیل، اجتماع را نباید با» وحدت ملی «اشتباه گرفت. مفهوم وحدت ملی عملا تنها در خدمت اهدافی شرم آور بوده: تحمیل سکوت به پرسشهای برآشوبنده و قبولاندن این که شرایط اضطراری اجتناب ناپذیراند. نهضت مقاومت فرانسه [درجنگ جهانی دوم] به این مفهوم متوسل نشد. و اکنون داریم میبینیم که چگونه رئیس جمهور فرانسه با فراخوان برای سوگ ملی از این مفهوم استفاده میکند تا برسد به توجیه دخالتهای نظامی ما [در بقیهی کشورها] … سرنوشت ما به دست مسلمانان است هرچقدر هم نامیدن کسی به عنوان ... کژ نگریستن ۱۴:۰۶ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ ریشههای درختی تنومند و سایه گستر (۱۰) ✍فرزام پروا …اگر ما از سوژه معنا صحبت میکنیم، و در نظر بگیریم که همانطور که صحبت میکنید معنا تغییر میکند، فهم و درک [از معنا] هم تغییر میکند. مفهوم سوژه همین که من به صحبت کردن در مورد آن ادامه میدهم برای شما تغییر میکند. معنی هر آنچه من میگویم همینطور که چیزی به آن اضافه میکنم بطور مداوم تغییر میکند. از یکسو ما مساله تغییر مداوم و لاینقطع معنا و سوژه را داریم، و از سوی دیگر ما یک ارتباط تصویری را داریم که با اینرسی مشخص میشود. به این ترتیب ما دو ارتباط داریم: ارتباط تصویری که فیکس و ثابت است و شامل پرخاشگری است، و ارتباط سوژه و بزرگ دیگری در سطح سمبولیک … جایی که معنا مرتب در حال جابجا شدن است - از یکسو اینرسی، و از سوی دیگر تغییر. این موضوع در پایان سمینار II و در سمینار III یافت میشود، ولی شما میتوانید آن را در سمینار I نیز بیابید. سمبولیک به اصطلاح محور سوژه است …. ... ‹ 25 26 27 28 29 30 31 ›
کژ نگریستن ۲۰:۴۰ ۱۳۹۷/۱۰/۰۱ 🔶این میانه، فضایی هست برای یک انقلاب منفعل جادویی که به جای برخورد مستقیم با قدرت، به آرامی، آنرا از راه خوردن پایههای زیرزمینی ا آیا مهاتما گاندی هنگام رهبری مقاومت ضدانگلیسی در هند به نوعی چنین کاری نمیکرد؟ او به جای حملۀ مستقیم به دولت استعماری، جنبشهای نافرمانی مدنی، تحریم اجناس انگلیسی، و خلق فضای اجتماعی در خارج از دسترس دولت استعماری را سازماندهی کرد. پس هرقدر هم این سخن، جنون آمیز جلوه کند، باز میتوان گفت که گاندی خشونت آمیزتر از هیتلر بود. این که هیتلر را آدم شروری بدانیم که مسئول کشتار میلیونها نفر بوده، ولی همزمان بگوییم که او آدم جگرداری بوده که با ارادهای آهنین خواسته هایش را دنبال کرده، نه تنها بیان فکری تهوع آور، بلکه خیلی ساده، اشتباه است: نخیر! هیتلر «جگر نداشت» که واقعا امور را تغییر دهد! همۀ کارهای او اساسا واکنشی بود: او چنان عمل کرد که به واقع چیزی تغییر نکند؛ او عمل کرد تا جلوی کمونیسم را که یک تغییر واقعی بود بگیرد. جنایت او در حق یهودیان در نهایت برای ایز گم کردن و نزدیک نشدن به دشمن واقعی، یعنی هستۀ مناسبات اجتماعی سرمایه داری بود. هیتلر یک نمایش انقلابی به راه انداخت تا کاپیتالیسم بتواند به بقای خود ادامه دهد؛ برخلاف او جنبش گاندی به طور موثر کمر به مختل ساختن کارکرد دولت استعماری ب ...
کژ نگریستن ۱۳:۴۲ ۱۳۹۷/۱۰/۰۱ ژان-لوک نانسی …🔶 سیاست از موضع ذات مشترک یا تقدیر همگانی عقب نشینی کرده؛ … کارش دیگر تمامیت بخشی و یک پارچه سازی نیست از این منظر، شعار «همه چیز سیاسی ست» گویای طرز فکری نوالاهیاتی و عمیقا محافظه کارانه است. سیاست جایگاههای دیگر وجود را یکسره در خود جذب و مستحیل نمیکند. این جایگاههای دیگر وجود عبارت اند از فضاهایی که در آنها «قیاس ناپذیری» (incommensurability) * به نحوی از انحاء شکل میگیرد و عیان میشود: این فضاها را میتوان به نامهای هنر، دین، اندیشه، علم، اخلاق، مدیریت، مبادله، تولید، عشق، جنگ، خویشاوندی، وجد و بی خویشی و … خواند. و این فهرست همینطور میتواند تا بی نهایت ادامه یابد … با این حال این سپهرهای غیرسیاسی حوزههای به اصطلاح «خصوصی» نیستند که مثلا در تقابل با حوزهی «عمومی» قرار گیرند: اگر بخواهیم از این اصطلاحات استفاده کنیم، باید بگوییم تمامی حوزهها یا سپهرها [توامان] عمومی و خصوصی اند. همهی آنها مشترک اند** … میان این پیکربندیها یا اشکال ظهور، قیاس ناپذیری حکم فرماست (البته، بار دیگر، بدون فراموش کردن نقاط تلاقی و تسری شان). سیاست در این فضا از نو نقش میبندد و باز پیکربندی میشود: فضایی که در آن این قیاس ناپذیری باید حفظ شود و برقرار بماند، قیاس ناپذیری عدالت و ارزش. به زعم آن ا ...
کژ نگریستن ۲۱:۰۸ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ «لکان و سیاست» …🔶 لکان اینطور فکر میکرد که انقلاب واقعی، تنها انقلاب مطلوب، روانکاوی فرویدی بود! هیجان چپگرا، آنطور که او تصور میکرد، فقط میتواند منجر به بازگشت استبداد شود. ورای می۶۸، بررسی مسئله رابطه لکان با سیاست نیازمند یادآوری بعضی حقایق است. لکان به یک خانواده کاتولیک راست گرا تعلق داشت: به فرانسه متعصب و کهنه شوونیست در نفرت آورترین شکل آن. او بر ضد این نسب خانوادگی وارد عمل شد، و تمایل طبیعی اش او را به سوی محور چپ هدایت کرد، که در آن زمان در مردانی سیاسی مانند پییر مندس فرانس تجسم مییافت و در رسانه با L Express نمایندگی میشد. این فضا موجب نفرتی عمیق از جماعت راست گرا در او شد. اما عموما لکان در سراسر زندگی اش یادآور یک سفینکس بود. او هرگز راه سارتر را در پیش نگرفت. در تمام عمرش فقط یک دادخواست را امضا کرد. عمدا فاصلهاش را از پر حرارتترین مناقشات زمان خودش نگه داشت، در مقاومت شرکت نکرد …. ...
کژ نگریستن ۱۸:۴۵ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ 🔶 پلیس … صرفا پلیس نیست صرفا متشکل از آن افراد یونیفرم پوش مسلحی نیست که گاهی کلاه خود بر سر میگذارند و بر اساس الگویی نظامی اما در قالبی شهری سازمان دهی شدهاند و حق اعتصاب ندارند و غیره و غیره. پلیس بنا به ماهیتش هرجا که زور قانون باشد حاضر (present) است یا بازنمایی میشود (represented). آنها حاضرند، گاه نامرئی اند ولی آنجا که پای حفظ نظم اجتماعی در میان باشد همیشه حاضر یراق و آماده به خدمت اند. پلیس صرفا پلیس نیست، … آن جاست، صورت بی صورت دازاینی که همتا و هم گسترهی دازاین شهر (polis) است … …پلیس بدل به چیزی وهم آلود و شبح وار میشود چون به هرجایی سرک میکشد و همه چیز را آغشتهی حضور خود میکند؛ آنها همه جا هستند، حتا جایی که نیستند …. حضورشان حاضر نیست … و حضور جفت شبح وارشان مرز نمیشناسد. …هرآنچه بر کنه خشونت قانون دست ساید-- در اینجا، نیروی پلیس-- غیر طبیعی ست و واجد خصلتی روحانی و معنوی.. ژاک دریدا، «زور قانون: شالودهی عرفانی اقتدار»، ص.۲۷۸ … ...
کژ نگریستن ۱۴:۰۱ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ 🔰 علیه بیتفاوتی 📎تعریف مشهور ارسطو از انسان بهعنوان «حیوان سیاسی» این نکته را روشن میکند که انسان با سیاستزدودهشدن بهراستی از دایرهی انسانیت خارج میشود و به حیوانی «بیتفاوت» بدل میشود، یا بهواقع همان «نیلوفرخور» هایی که آدورنو و هورکهایمر در دیالکتیک روشنگری از آن سخن میگویند که در «نوعی حیات نباتی کسالتبار، فقیر و ناچیز همچون حیات جانوران» با «سرخوشی» به سر میبرند. چراکه حیات سیاسی عرصهای را فراهم میکند که سوژه در آن به جایگاه تعارضات بدل میشود، و این شکل حیات دقیقا نقطهی مقابل آزادی درونی لوتری است که باز هم بهقول نویسندگان دیالکتیک روشنگری با خود ستم یکی است …۱️⃣در میان تمام کسانی که در کثافت موجود فرورفتهاند، تنها آنکس که «صدا» دارد و بهروشنی میگوید که در کثافت است، با همین گفتن، از آن فرومیرود؛ نه با خزیدن و پناهبردن به جهان امن و خالی از تعارض درون، و بیتفاوتی و بریدن از جهان «کثیف» بیرون -بهسان «جان زیبا» ی هگلی. در داستان لباس جدید پادشاه نیز همه میدانند که پادشاه لخت است، اما تنها آن پسرک سرسختانه این واقعیت را فریاد میزند. این «سرسختی»، یا شاید حتی بهتعبیری «کلهش ...
کژ نگریستن ۱۱:۵۰ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ این به دلیل انحرافیست که در اروس سادی همان نقشی را ایفا میکند که شعر استیل نوو به خیال و به «زن-فرشته» محول کرده بود انحراف همان ملکه مقرب نجات بخشی ست که از صحنهی خونین اروس به پرواز در میآید تا انسان سادی را به بهشت برکشد. شکاف میان نیاز و میل، که امروزه بسیار محل بحث است، نه چیزی ست که بتوان آن را به خواست خود و به گونهای اراده باورانه بهبود بخشید، و نه گره ایست که یک رویهی سیاسی کور بتواند آن را به ضرب حرکتی تشریفاتی باز کند. این نکته باید از جایگاهی که میل در کتاب پدیدار شناسی روح از آن برخوردار است (که لکان، با هوش و تیزبینی همیشگی-اش، آن را در قالب «ابژهی کوچک (objet a) و» a «و» میل دیگری بزرگ «(désir de l Autre) تئوریزه میکرد) آشکار باشد. زیرا، در اندیشهی هگل، میل-که به طور معنی داری همچون نخستین لمحهی خودآگاهی ظهور میکند- تنها میتواند تلاش کند تا ابژهی خود را نفی کند، اما هرگز نمیتواند با آن ارضا شود. در واقع،» من «میل تنها در حال سرکوب دیگری به یقین دربارهی خودش میرسد …. آن لذتی که، در متون ساد، از طریق انحراف جنسی ممکن میشود، در نوشتههای هگل، از طریق بندهای محقق میشود که میانجی و واسطهی لذت ارباب است. اما پرسشی که انسان سادی در بحبوحهی قیل و قال این ماشین دیالکتیکی همچن ...
کژ نگریستن ۱۱:۴۹ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ کاوالکانتی و ساد (نیاز و میل) …🔶 راندن خیال از قلمروی تجربه رویدادی بود که بر دومی (تجربه) سایه افکند و آن را تحت الشعاع قرار داد این سایه همان میل (desire) است، ایدهی تجربه همچون پدیدهای گذرا و بیکران. زیرا، بنا به مفهومی که پیشتر در روانشناسی کلاسیک رایج بود و بعدها در فرهنگ قرون وسطا کاملا بسط داده شد، تخیل و میل ارتباط نزدیکی با هم دارند. در واقع، خیال که سرچشمهی راستین میل است در عین حال- به مثابهی میانجی انسان و ابژه- شرط دست یافتنی بودن ابژهی میل و، از این رو، نهایتا شرط ارضای میل هم هست. از این منظر، کشف عشق در سدههای میانه، در آثار شاعران پرووانسی و استیل نوو (stil novo)، عملا در حکم کشف این نکته بود که سوژهی عشق نه امر حسی بی واسطه، بل خیال است؛ و این به سادگی یعنی کشف منش خیالی عشق. اما، با توجه به ماهیت «واسطه گون» قوهی تخیل، این بدان معناست که خیال نه فقط ابژهی اروس، بل سوژهی آن هم هست. در واقع، از آنجا که عشق تنها در خیال جای دارد، میل هرگز مستقیما با ابژهی خود در جسمانیت اش رو به رو نمیشود («افلاتونی بودن» امر اروتیک در شعر استیل نوو و تروبادور (troubadour) هم از همین روست)، بل با یک انگاره یا پندار مواجه میشود (در متون شاعران عشقی و فیلسوفان مسلمان، یک «فرشته» به معنی دقیق کلمه: یک ان ...
کژ نگریستن ۰۱:۴۴ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ 🅰️ فیلم کوتاه «قهوه و سیگار». کارگردان: جیم جارموش. بازیگران: تام ویتز و ایگی پاپی مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 11:10, 33.6 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام برندهی نخل طلای جشنوارهی کن ۱۹۹۳. .
کژ نگریستن ۰۱:۳۹ ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ «ریویزیونیسم؛ مروری بر یک جدال لفظی» ✍محمدزمان زمانی … آمفی تیاتر دانشکده علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، ۲۰ آذر، نشست انقلاب اکتبر، پس از پایان سخنان مراد فرهادپور، شاهد جدالی لفظی میان یکی از دانشجویان کمونیست (یا استالینیست) با فرهادپور بود مبنی بر اینکه فرهادپور یک ریویزیونیست (تجدیدنظرطلب) است، و پرخاش نامودبانه و زننده فرهادپور به این دانشجو. «ریویزیونیسم» را نخستین بار لنین به کارل کایوتسکی نظریه پرداز مارکسیست سوسیال دمکراسی آلمان داد. او کایوتسکی و کسانی چون ادوارد برنشتاین را به کنار گذاردن مفهوم «دیکتاتوری پرولتاریا» بعنوان اصل اساسی آموزه مارکس متهم کرد. بجز این اتهام اما خود واژه ریویزیونیسم اساسا بار منفی ندارد. حتی به یک معنا خود لنین نیز یک ریویزیونیست بود چرا که آموزه مارکس را متناسب با زمانه خود کرد. اما سخنرانی فرهادپور شایسته نقد جدی است چرا که با تشخیص نادرست زمان و مکان گفتن حقیقت، فقط به آنتی سویتیسم (شوروی ستیزی ایدیولوژیک) مسلط دامن زده است. مقایسه کنید با چپ هایی چون جیمسون و ژیژک و بدیو که از پتانسیلهای محقق نشده اکتبر ۱۹۱۷ سخن میگویند نه جنایات استالین و … … ...
کژ نگریستن ۲۲:۴۷ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ مرگ بر فلسفه. قبلا هم در این باره نوشتهام متهم کردن فیلسوفی چون دریدا به ضدیت با روشنگری یا ضدیت با مدرنیته یک درجه از حماقت لخت و عور هم آن طرفتر است. بحث فلسفی دقیق و ریزنگارانه پیشکش، همین یک نکته را دریابد که لب کلام این آدم-و این لحن کوچه بازاری را دوستان اهل فلسفه بر من ببخشایند، دارم با اهل بازار حرف میزنم- عبارت است از نقد بقایای الاهیات در پروژهی «همیشه» -ناتمام روشنگری و زدن ریشهی «امر مقدس» در معنی موسع کلمه. بگذارید قصهی کوتاهی برایتان بگویم که شباهتی معنی دار تویش سوسو میزند: زمانی پاپ ژن پل دوم، در مقالهای هم نام با مقالهی مشهور دریدا و مقالهی مشهورتر هگل، دقیقا «آمدن پست مدرنیسم» و «نیهیلیسم» را یکی گرفته و به سوگ ارزش و معنای از کف رفته نشسته بود. جانشین او، پاپ بندیکت شانزدهم، قبل از اینکه پاپ بندیکت شانزدهم بشود، یعنی زمانی که هنوز اسمش کاردینال راتزینگر بود، پا را یک قدم از سلفش فراتر گذاشت و در مقالهای اصلا از دریدا نام برد. نوشت در دنیایی که خدا گسسته و در آن عقل یا همان دکونستروکسیونش، چنان که فی المثل ژاک دریدا برای مان تدارک دیده «. حالا سوای اینکه هیچ کدام از دو حضرت زحمت خواندن متون دریدا را ...
کژ نگریستن ۲۱:۴۵ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ استاد محمدعلی موحد:. آنهایی که از این نظام آموزشی خلاص میشوند مریم میرزاخانی میشوند
کژ نگریستن ۱۵:۵۸ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ ریشههای درختی تنومند و سایه گستر (۱۱). ✍ فرزام پروا … تضاد بنیادین بین سوژه و اگو از این قرار است: اگر شما سوژه را سوژه معنا بگیرید، همانطور که معنا دائما در حال بیرون آمدن است، آن [سوژه] دائما در حال سر زدن است؛ سوژه یک نقطه فیکس نیست: سوژه متحرک و سیال است. از سوی دیگر، اگو اینرسی و ثبات مشخصی دارد. به همین خاطر است که لکان تجربه آنالی تیک را به عنوان «به واقعیت در آمدن سوژه» مشخص میکند. سوژه که پیش از ورود به آنالیز هیچ است - این همان هیچ سارتری است - خودش را از طریق معناهای متغیر به واقعیت در میآورد و چیزی میشود. به این ترتیب تضادی وجود دارد بین میزان اینرسی در سمت اگو، و میزان سیالیت و به واقعیت در آمدن خود در سمت سوژه. حرکت دائم رفت و برگشتی بین این دو وجود دارد، که مساله انتقال را بوجود میآورد. تا وقتی لکان انتقال را تصویری تبیین میکرد، آن یک لحظه اینرسی در تجربه روانکاوی بود … تئوری انتقال او تغییر کرد وقتی او سعی کرد تبیینی سمبولیک از انتقال به دست دهد. او وقتی اصطلاح «سوژهای که فرض میشود میداند» را ابداع کرد چنین تعریفی [از انتقال] را به دست داد. سوژهای که فرض میشود میداند نقطه محوری انتقال است و این تعریف کاری با هیج ...
کژ نگریستن ۱۰:۰۳ ۱۳۹۷/۰۹/۲۹ ✍ علی سروش کیا …. ذهن مان، همان قدر بسته بود که آینده را باز میخواستیم با تیرگی هایی که روشنایی مینمود، اراده به تمهید شدن امدن خورشید شده بود. کوچکی مان با خواستهای بلند پیوند گرفته بود. عمل، همه چیز بود و میانجی بر اوردن هرچه که باید میبود. شور بود، و شعور. شور، بیش از آن که موانع را توان بر جا ماندن باشد. و شعور، نه آن قدر به ژرفا رفته که دید به پس پشت آن چه از پیش میآمد و آبستن سدههای رفته بود، ببرد. حادثه، از پیش، آینده را به گرو گرفته بود. او. شهرام، که خود را بر فراز سر همگان میدید و نمود و نماد لحظهی تاریخی گذر از رسوب سنت داعی به پس، به علم زایای رهایی و برابری، با یقین شکاندن پشت خرده بورژوازی سنتی، توان به راست شدن کمرهای خمیده از پاسداری دیروزان حامل تاریکی داد. ...
کژ نگریستن ۲۲:۲۰ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ 🅰️ احمد شاملو در قاب دوربین سیفالله صمدیان!. هدیه سیفالله صمدیان به مجله الکترونیکی گوهران! … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 07:20, 43.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
کژ نگریستن ۲۲:۱۰ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ 🔶 در حین پرواز خواستم از نامهها بخوانم ولی فکر کردم دکتر آروشا اتفاقات روزانه را نوشته برای همین دفترچه را باز کردم تا با خواندن تقدیم به بهترین مردم. گاهی که در خیال یا خواب یا واقعیت که مرد پارسی معروف به مریخ به دیدارم میآمد دربارهی زندگی به بحث مینشستیم این دفترچه حاصل مباحثات من با مریخ دربارهی روابط انسانی است.. مقدمه.. صدای اندیشهام را که روزها و شبها بر کاغذ کشیده میشود به وضوح میشنوم لذتی بالاتر از این را چه کسی میتواند به من پیشنهاد دهد!؟. میخواهم افکارم را با شرحی ساده به مردم ارائه دهم بدون آنکه قصد داشته باشم عقیدهای را بر آنان تحمیل کنم. هرگز نمیگویم به کسی یا عقیدهای گرایش پیدا کنید یا از کسی یا باوری نفرت داشته باشید صحبت از اندیشیدن برای بهتر زیستن است. در بیان عقایدم راه و روش یک زندگی را معرفی نمیکنم چون هر انسانی صاحب زندگی خویش است. هدفم ارائه تعاریفی ساده باقابلیت اجرا در جامعه از مفاهیم زندگی سازی مانند اختیار انتخاب جبر وجدان اخلاق عدالت آزادی و غیره است. این مفاهیم را زندگی ساز میدانم چون به زندگی اجتماعی مان سامان میدهند و به زندگی افراد ارزش میبخشند. ...
کژ نگریستن ۲۲:۱۰ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ رمان «پاریس زیر شنهای صحرا» بخش مقدمه و اخلاق، نوشتهی بهرام بهمنی مقدمه و اخلاق (2).pdf ( 3.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
کژ نگریستن ۲۱:۲۹ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ رضا پهلوی و ″براندازی″ ✍دانیال ایمانی …پدیدهی رضا پهلوی، منازل و جوانب اش و همچنین کیس خبری اش (یا همان هویت اصلی وجودی اش) که اکنون دیگر ماههاست در صدر تکست اخبار، مترادف با امر ″براندازی″ (مفهومی مقابل امر انقلابی و کنش رادیکال)، با وسواسی عجیب همچنان در حال تصعید و پالایش است، وضعیت به غایت متفاوت و غریبی را در مواجهه با «سیاست معارضه» پیش روی مینهد. بر بستر وضعیت کنونی خاصه از دی ۹۶ بدین سو، وجوهی عارض گردیده که فاکتورهای جدیدی را در هیأت امور زیربنایی مبارزاتی پیش نهاده. بخش اعظم این مؤلفهی اکنون زیربنایی شده، هژمونی رسانه یی است. میدان اصلی زایش سوژهی برانداز. سوژه یی که نه ماهیتی فکری و اعتقادی دارد، نه سمت و سویی ایجابی و آفریننده …حیات مفهوم مبهم ″براندازی″، مفهومی که نه ناظر بر افقی مشخص و چهارچوبی روشن است و نه برخاسته از یک ترمینولوژی معنادار، بخوبی به ما فهماند، سوژهی تغییر براندازانه صرفنظر از اینکه نیازی به بازی در شکاف مستقیم خود با حاکمیت و تقابل مستقیم ندارد، نیز تنها به میانجی هژمونی رسانه یی غرب است که امکان حلول و دوام یافته. امر ″براندازی″ آنچنان در غیاب رابطهی ارگانیک و هدفمند با ...
کژ نگریستن ۱۵:۳۷ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ «سه کلمه برای مردگان و زندگان». ✍اتین بالیبار، «لیبراسیون». ترجمهی بهرنگ پورحسینی «…مسلمانان مسئولیت دارند، یا به عبارت دیگر این وظیفهای است به عهدهی مسلمانان. اما، در عین حال، این وظیفهی ما هم هست …» …. 🔶 «…آری ما همه به اجتماع (کمونته) نیاز داریم: برای سوگواری، برای همبستگی، برای حمایت، برای تامل. این اجتماع، طرد کننده نیست … و به مرزها محدود نمیشود، زیرا روشن است که احساسات مسئولیتها و ابتکارات مشترکی که» جنگ داخلی جهانی «ای که در جریان است ایجاب میکند باید، در سطحی بین المللی، و در صورت امکان (ادگار مورن در این مورد کاملا درست میگوید) در سطحی جهان وطنی، به شیوهای اجتماعی [مشترک] انجام شود. به همین دلیل، اجتماع را نباید با» وحدت ملی «اشتباه گرفت. مفهوم وحدت ملی عملا تنها در خدمت اهدافی شرم آور بوده: تحمیل سکوت به پرسشهای برآشوبنده و قبولاندن این که شرایط اضطراری اجتناب ناپذیراند. نهضت مقاومت فرانسه [درجنگ جهانی دوم] به این مفهوم متوسل نشد. و اکنون داریم میبینیم که چگونه رئیس جمهور فرانسه با فراخوان برای سوگ ملی از این مفهوم استفاده میکند تا برسد به توجیه دخالتهای نظامی ما [در بقیهی کشورها] … سرنوشت ما به دست مسلمانان است هرچقدر هم نامیدن کسی به عنوان ...
کژ نگریستن ۱۴:۰۶ ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ ریشههای درختی تنومند و سایه گستر (۱۰) ✍فرزام پروا …اگر ما از سوژه معنا صحبت میکنیم، و در نظر بگیریم که همانطور که صحبت میکنید معنا تغییر میکند، فهم و درک [از معنا] هم تغییر میکند. مفهوم سوژه همین که من به صحبت کردن در مورد آن ادامه میدهم برای شما تغییر میکند. معنی هر آنچه من میگویم همینطور که چیزی به آن اضافه میکنم بطور مداوم تغییر میکند. از یکسو ما مساله تغییر مداوم و لاینقطع معنا و سوژه را داریم، و از سوی دیگر ما یک ارتباط تصویری را داریم که با اینرسی مشخص میشود. به این ترتیب ما دو ارتباط داریم: ارتباط تصویری که فیکس و ثابت است و شامل پرخاشگری است، و ارتباط سوژه و بزرگ دیگری در سطح سمبولیک … جایی که معنا مرتب در حال جابجا شدن است - از یکسو اینرسی، و از سوی دیگر تغییر. این موضوع در پایان سمینار II و در سمینار III یافت میشود، ولی شما میتوانید آن را در سمینار I نیز بیابید. سمبولیک به اصطلاح محور سوژه است …. ...