ما همواره در وضعیتی هستیم. وضعیت‌ها دگرگون می‌شوند و امکان‌هایی به وجود می‌آیند

.
ما همواره در وضعیتی هستیم. وضعیت‌ها دگرگون می‌شوند و امکان‌هایی به وجود می‌آیند. اگر امکانی از دست برود، دیگر هرگز به‌دست نخواهد آمد. من، خود می‌توانم بکوشم که وضعیت را دگرگون سازم. اما وضعیت‌هایی هست که حتی اگر وجوه گذرایی از آن‌ها دگرگون شود یا نیروی خردکننده‌ی آن‌ها مورد غفلت قرار گیرد، باز هم، در اساس، دگرگون نمی‌شود: من باید بمیرم، من باید رنج بکشم، من باید مبارزه کنم، من بازیچه‌ی بخت هستم، من با بی‌ملاحظگی خود را درگیر گناه می‌کنم. ما این وضعیت‌های بنیادی وجود خود را وضعیت‌های نهایی می‌نامیم. یعنی، ما نمی‌توانیم از این وضعیت‌ها بگریزیم یا آن‌ها را دگرگون سازیم. آگاهی نسبت به این وضعیت‌های نهایی، در کنار حیرت و شک، ژرف‌ترین سرچشمه‌ی #فلسفه است. در زندگی روزمره‌مان، غالبا از این وضعیت‌ها غفلت می‌کنیم و چشممان را به‌گونه‌ای به‌روی آن‌ها می‌بندیم و چنان زندگی می‌کنیم که گویی چنین وضعیت‌هایی وجود ندارند. از یاد می‌بریم که باید بمیریم، از یاد می‌بریم که گناهکاریم، از یاد می‌بریم که بازیچه‌ی بخت و تصادف هستیم. ما تنها با وضعیت‌های متجسم روبه‌رو می‌شویم و به‌سود خود بر آن‌ها چیره می‌شویم و با برنامه‌ریزی و عمل در جهان، به انگیزه‌ی منافع عملی خود، دربرابر آن‌ها واکنش نشان می‌دهیم. اما در برابر وضعیت‌های نهایی یا با تجاهل واکنش نشان می‌دهیم و یا اگر به‌راستی آن‌ها را بشناسیم با نومیدی و نوزایی: [بدین ترتیب] با دگرگونی آگاهی خود از وجود خودمان آگاه می‌شویم.

#یاسپرس #کوره_راه_خرد


@Kajhnegaristan