چرا روانکاوان خاموشند؟. برگرفت یک واژه در گفتار روانکاونده، آری …، بستگی دارد …

چرا روانکاوان خاموشند؟
✍ معصومه حنیفه زاده/ روانکاو


روانکاوان سخن نمی گویند و یا اگر زبان باز می کنند برای گفتن تنها یک واژه است. برگرفت یک واژه در گفتار روانکاونده، آری... ، بستگی دارد.... و از همه بیشتر: اهوممممم!
تاکنون روانکاو وراج ندیده ایم. این مهمترین نشانه یک روانکاو است. هر آنکه درباره ی روانکاوی وراجی کند، می توان دریافت که روانکاوی نشده، یا در نیمه ی راه است، یا از روانکاوی چندان چیزی نمی داند.
اگر روانکاوان کم سخن می گویند از این روست که نمی خواهند در-یافت شوند. برای اینست که دیگری سخن روانکاو را در گنجایه ی دریافت خود نریزد.
آدمی سخنی را می پسندد که در می یابد و سخنی را در می یابد که از پیش می داند. پس سخنی که به پسند دیگری افتد چیزی جز بازگفت آنچه پیشتر گفته شده نخواهد بود. در بهترین حالت بازگفت "دگرگونه" بازگفته ها خواهد بود.
سخن روانکاو یا آرش گذاری او،(interpretation) بگفته ی لاکان، برای دریافته شدن نیست، برای این است که در دریای آرام روان، موجی برانگیزد، آشوبی پنهان را دامن زند.
سخن روانکاو آینه ای نیست که ساختمان زیبای روان دیگری را بازتاب دهد و به پسند افتد، سخن روانکاو مانند پتکی است که اندک اندک پایه های استوار ساختمان روان شما را سست می کند تا به یکباره فروریزد.



@Kajhnegaristan