تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار.. چطور یک مصرع میتواند دنیایی حرف باشد
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
چطور یک مصرع میتواند دنیایی حرف باشد. نخست به انداز دقت کنید کار انداختن کنایه از سپردن. نوعی رهایی در عبارت هست که حس خوبی منتقل میکند.
دوم مفهوم «کار» است. بر سر این مفهوم حکایت و شعرهای زیادی در فارسی داریم. تا جایی که گفته شده : «کار تجسد عشق است» و هر که خمیر بیرغبت در تنور نهد نان تلخ واستاند.
پس کار را از انسان نمیکند بلکه غایتاندیشی را از او میگیرد در کار، غایتاندیشی به این معنا که تو کار درست را بکن و باقی را بسپار به آنچه (خدا، طبیعت، نیرو، شعور) که نظم هستی را بر دانشی نهاده است.
سوم اما خوبی ماجرا اینجاست که تو بعد از کار خود کردن و بهشیوهی درست کار کردن و سپردن به آنچه در هستی روالهای عادت ما را نظم بخشیده باید که دل خوش داری.
دل خوش داشتن کنایه از امیدوار بودن است. چرا که کار درست با شیوهی درست پاسخ درست میدهد.
@faryad_naseri