ما اشتباهی. سطرهای شعرمان را پاک میکردیم. شعرهای کوتاه
ما اشتباهي
سطرهاي شعرمان را پاك ميكرديم
شعرهاي كوتاه
به گوش دنيا قد نميدهند
توي قطار خيالهايمان بوديم و
هيچ وقت از نردباني كه به ديوار تكيه داشت
بههم نرسيديم
هو چي ميگي تو خره!
ما كه توي آپارتمان زندگي ميكرديم
ما پاك اشتباه ميكرديم
دنيا موذيتر ازآن بود
كه بگذارد
دو تا ديوانه
به هر فصلي كه دلشان خواست
گل كنند
مادر جان اينقد به اين ديوارا زل نزن!
كسي كه يك عمر به آسمان نگاه بدوزد
گردن روياهايش كج ميشود
اي خدا كمي بيا پائين
حرف درگوشي
بزنم توي گوشت
هي چي ميگي تو خره!
دكترها خيلي خرند
ببين با چه چيزهايي ميخواهند
دل آدم را قرص كنند
هر ساحلي يك جور ماسه دارد
قلعهي همهشان اما
به اندازهي يك چاي خوردن هم
دوام ندارد
هر خري كه سوار شديم
خر شيطان از آب درآمد
پيادهمان كردند
زندگي بوسي بود
كه اشتباهي گرفتيم
از لبهاي زنان
بايد پسشان ميدادم
يكي يكي
مادر جان همه را كه با هم نميشود
از رويشان كمي هم آب بخور
ما پاك بوديم؟
اشتباه
داشتيم كجا ميرفتيم؟
اشتباه
حالا دارم آب ميخورم خنك
حرف مادر را كه نميشود
زمين انداخت
سرما ميخورد
الان هم وقت خاموشي است
كه اينجا
ايستگاه آآآ خره!
---------
شعری خط خورده از دفتر
#اوراد_حاشا
#فریاد_ناصری
@faryad_naseri