هر تمدنی با دیدش ساخته میشود ما وقتهاست که دید خاص خودمان را ترک کردهایم
هر تمدنی با دیدش ساخته میشود ما وقتهاست که دید خاص خودمان را ترک کردهایم.
و نمونههای بارز این ترک دید را در بسیاری جاها میتوان نشان داد. برای مثال نقاشی ما پیش از ورود اصول نقاشی غربی، اصول خاص خودش را داشته است که نشان از دید و چطور دیدن ما بوده است. بدون پرسپکتیو، چشمی و دیدی دانای کل، دیدی که همه چیز را همزمان میبیند و همهی زمانها را حتا در یک قاب میبیند.
اما نگاه و دید غربی به ما گفت چنین دید و دیدنی امکان ندارد بلکه اصول درست دیدن آن است که ما محدودیم و دیدمان نیز محدود است. و عینیت و واقعیت در دید نقطهای و مقطعی به چشم میآید. سازمان چشم در پرسپکتیو میبیند پس ما سالها اشتباه دیدهایم و علیه عینیت دید و سازمان چشم طبیعی بودهایم.
با پرسپکتیو ما چشم و دید و دیدنمان را ترک کردیم و با چشم و دید غربی دیدیم.
این نه تنها تغییری در نقاشی بلکه نشان ترک جهان خودمان بود. نشان از دست دادن جهان خاص خودمان که واقعیات و عینیات خاص خودش را داشت.
مثالهای دیگری هم میشود بهمیان آورد تا بیشتر این وضعیت را روشن کند.
در یادداشت بعدی این بدل شدن جهانمان را در فرم ظاهری مکتب و مدارس جدید نشان میدهم.
@faryad_naseri