چگونه روشن‌فکران و حکومت‌ها همدیگر را به اشتباه می‌اندازند؟..۱

چگونه روشن‌فکران و حکومت‌ها همدیگر را به اشتباه می‌اندازند؟

۱. تمام عید و حتا پیش از آن کتاب شعر «بر شانه‌ی فلات» مختاری به دستم بود. گذشته از توان شاعری مختاری و سرگذشت پراندوهش من اما سعی می‌کردم با جهانی روبه‌رو شوم که او بر‌می‌سازد و در آن می‌زید. جهان شعرهای مختاری پر از تاریکی و هول و ویرانی‌ است. اگر به رسم محمد حقوقی در شعر‌های زمان بخواهیم آمار و تکرار واژ‌گان را بگیریم لوحی از اندوه‌بارترین واژگان خواهیم داشت.
اما این تمام ماجرا را نیست این واژگان در مناسباتی شرکت می‌جویند و فضا و جهانی اندوبارتر و تیره‌تر بر‌می‌سازند.

می‌شود پرسید: چرا جهان شعری و ادبی مختاری چنین تیره و تار است و «زوال آدمی از خاک او می‌وزد»؟
جهانی که در آن دستهایی ناگهان آدمیان را می‌ربایند و دانه در خاک می‌پوسد؟
آیا شاعری در تحولات روحی‌اش در مرحله‌ای از وجود‌شناسی دچار اضطراب‌های وجودی شده و در آن مانده است؟
بر همگان روشن است که زیست و جهان فکری مختاری در چنین طوری نیست. او شاعری‌ست که بیشتر رخ و نظر به بیرون دارد. به اجتماع و جمع.
تاریخ چاپ‌ شعرها هم پیش از انقلاب است‌.

پس این جهان تیره به زمان حکومت پهلوی است؟ آیا یک دهه بعد از فروپاشی پهلوی هم مختاری باز آن دوره را چنین تاریک می‌دید؟
یا این فاصله‌ی برافتادن به او توان تماشای درست‌تری عطا کرده بود؟

@faryad_naseri