نخست بار سردار صالحی بود که مرا به گردش نام خدا در تاریخ برد و دیدم که چطور نام خدا میگردد و میچرخد و هر نام چگونه پا در زبان و
نخست بار سردار صالحی بود که مرا به گردش نام خدا در تاریخ برد و دیدم که چطور نام خدا میگردد و میچرخد و هر نام چگونه پا در زبان و جانِ آنی دارد که بر زبانش میراند.
گردش نام خدا از ال و اله و الله، از یهوه تا حی و هو؛ سردار بین سویهی گردش تاریخی معنا و اثرات گویندگان بر معنا اما لفظ و کالبد و درستتر آوا را گرفته است و از طریق آن میخواهد نشان دهد که آواها چگونه در اندرون خود پافشاری بر حفظ معنای دیرین دارند، همان معنای نخستین.
یعنی اگر لفظی میگردد و کالبدش در هر زبان صیقلی میخورد و شکلی میگیرد، پیرو این شکلگردانی، معنیش نیز میگردد اما در نهایت آوا در دل خود چیزی پنهان را حمل می کند، چیزی فراموش شده را.
آن معنا و چیز فراموش شده در آواهای مانده چیست؟ در ال چه بود که بر سر البرز و الوند مانده است؟
بر همین روال و روش اگر نگاه کنیم چه نسبتی هست بین خدای ترکان: تانری و تاری که بخش نخست نام مسجد دامغان است: تاریخانه به معنای خانهی خدا. بنایی که در قرن دوم برپا شده است و در هیبتش جان ساسانی آشکار و هویداست.
چگونه نام مسجدی که ساختار ساسانی دارد و برای اسلام عربیست آوای نام خدای ترکان را در خود دارد و آن را بر خانه مقدم داشته است؟
۹۶/۲/۲۴
@faryad_naseri