چهرههای سینمایی و بازار ادبیات
چهرههای سینمایی و بازار ادبیات
این چندمین یادداشت من است که سخن از این میگوید که فارسی، دقیقن زبان فارسی دچار ابهام و آشفتگی شده است. و باید به طور دقیق برای هر واقعه و حرکت و مفهوم و شیای نامی داشته باشیم.
به طور مثال تقلب، با مفاهیمی که دارد. گویای بعضی وقایع امروز نیست، دغل و تزویر و نادرستی و از حالی به حال دگر شدن و ما اگر در جایی آن را به کار میبریم، باید ببینیم که به تمامی گویا آن قصد وهدف هست. میگوییم در فلان امر تقلب صورت گرفته است. یعنی چه شده است؟ دقیق مشخص نیست.
یا میگوییم فلانی رانت دارد، از رانت برخوردار است. منظورمان چیست؟ در بیشتر مواقع منظورمان در حد داشتن امتیازات خاص و انحصاری است اما این همهی تعریف نیست و از طرفی همه جا هم رانت گویای وضعیت نیست.
به طور مثال اینکه امروز میبینیم چهرههای سینمایی وارد عرصهی ادبیات شدهاند بی آنکه فی نفسه اشکالی داشته باشد و بدون هیچ گونه قضاوت ادبییی تنها میخواهم از نابرابر بودن رفتار نشر و پخش و تبلیغ و امکان خرید بگویم که بین این دوستان و دوستان مترجم و شاعر و نویسندهای برقرار است که هیچگاه چهرهای سینمایی وتلوزیونی نبودهاند. تنها راه زندگیشان قلم بوده است. چه راهی برای از میان برداشتن این نابرابری وجود دارد؟ هیچ شکی نیست که در اینجا نوعی ستم و نابرابری اجتماعی در جریان است؟ این ستم را چه بنامیم و چگونه رفعش کنیم؟
#فریاد_ناصری
@faryad_naseri