«زمان طبیعی».. خورشید منبع درک ما از روز است
«زمان طبیعی»
بدون وارد شدن به لایههای معنایی ممکن در ترکیب «زمان طبیعی» با حدی تقلیلی خواستمان از این ترکیب عوامل و مظاهری از طبیعت هستند که با رفتار و بروزاتشان ما را صاحب درکی از وقت میکنند.
خورشید منبع درک ما از روز است. ماه و ستارگان در درک ما از شب دخالت دارند. تغییرات جوی و آب و هوا ما را صاحب درکی از فصول کردهاند. بگذریم از اینکه ممکن است بعضی انسانها و مناطق صاحب نظم دیگری از شب و روز و فصول باشند اما این پدیدهها جز معانی طبیعی و عینی خود صاحب معانی دیگری هم هستند که آنها را بدل به مفاهیم نمادین کردهاست، یعنی ما از طریق بهارِ فصل به معنای نمادین آنهم رسیدهایم. بهار جز معنای موسمیاش به هر چه شادابی و طراوات و تازگی هم اشاره دارد. این خود جای بررسی دارد که چگونه وقتها بدل به مفاهیم نمادین شدهاند.
اما بحث ما درک اولیه و طبیعی زمان است هر چند که نمیشود در این درک آنها را از دیگر معانیشان تهی کرد.
زمان طبیعی درکی و نسبتی از زمان است که در آن انسان اگر چه با تقسیمبندیهایی برای فهم دست به کار اشاره به وقتهاست اما این تقسیمات ساختهی او نیستند. تقسیماتی هستند که خود طبیعت در اختیار او گذاشته است. وقتی انسانی میگوید: دو شب و دو روز در راه بودیم. به وقت و مدتی اشاره دارد که قسمتهایش همه طبیعیاند اما این دو شب و دو روز دقیقن چقدرند سوای معنایی کناییشان؟
زمان طبیعی از این منظر که صاحب بخش و قسمت و واحدهاییست برای شمارش با زمان کمی اشتراکی دارد اما دقیقن زمان کمی نیست چرا که در خود معانی ضمنی و نمادین و کنایی زیادی دارند.
از طرفی زمان کیفی هم نیستند یعنی زمانی که در ما و بر ما میرود همین بر ما و در ما رفتنش سبب شده تکبه تک درکی متفاوت از کیفیت زمان داشته باشیم. با اینهمه به خاطر نوع بخش و واحدهایش که ریشه در کیفیت وقتها دارد اشتراکاتی با زمان کیفی هم دارد ولی دقیقن همان نیست. زمانهای کمی و کیفی در واقع از دل همین زمان طبیعی درآمدهاند.
#زمان
#زمان_طبیعی
#فریاد_ناصری
@Faryad_naseri