روتخر کپلاند، شاعر سرشناس هلندی، ۱۹۳۴ - ۲۰۱۲. *
روتخر کپلاند، شاعر سرشناس هلندی، 1934 - 2012
*
اسب هایی در دور
اسبهایی در دور،
با همین چشم انداز باید کار کنم،
هر چند درک نکرده بودم که آنجا
در علفزار میان اسب ها ایستاده بودم،
می چریدم.
این هنگام که دوباره اسب گشته ام،
تنم انگار از این همه علف سنگین
و خوشبخت است.
حس غریبی ست که آدم همان باشد که بوده است،
اسبی در مرتعی دور.
و مادیانی از من پرسید که در میان آدمیان چگونه زیسته ام،
آدمی این پرسش را از من نکرده بود.
مادیان را سپاس، هر چند حرف او انگار آن نبود.
مه که فرو می نشیند بر علفزار،
آن مادیان سر را بر آن می هلد،
باران که می بارد،
برق می زند و تمام تنش چشم می شود،
آفتاب که می تابد
پشت را برای من، تنها برای من،
به زیبایی می لرزاند.
من می بینم.
*
Rutger Kopland
اکبر ایل بیگی
https://t.me/joinchat/AAAAAEHoIwUZABTEUicBxA