تغییر یا منافع شخصی؟. الگوهای شاعرانه.. ما برای روشن کردن وضع‌‌مان بر خودمان ناچار از شرحیم

تغییر یا منافع شخصی؟
الگوهای شاعرانه

ما برای روشن کردن وضع‌‌مان بر خودمان ناچار از شرحیم. شرح چگونگی خودمان بر خویش.
رساله‌ها و کتاب‌های بسیاری برای این شرح دادن نوشته شده‌اند اما شاید کمتر به این وضع از نگاه تجربه‌ی زیسته پرداخته شد باشد از نگاه منِ ناظر.
من ناظر و روایتگری که بگوید «ما چگونه ما شدیم؟» و یا «غرب چرا پیشرفت و ...» باور من این است که تا تک‌تک ما عالم و عامی، روشنفکر منتقد یا طرفدار وضع موجود به این باور نرسیم که همه در ساخت و حفظ این وضع دخیلیم. تغییر ممکن نیست.
همین‌جا اعتراف کنم بسیاری از آن شیوه‌ها و الگوهای زیستن که نشان تغییر وضع است در من یکی هم پیدا نیست. نظم، مکتوب بودن در مقابل شفاهیت، ورزش و...

ما عادت داریم باری به هر جهت باشیم چرا که این امر با مشخص بودن و شفافیت دشمن است. ما نمی‌خواهیم چیزها کاملن روشن و شفاف و مشخص باشد چرا که در آن صورت آن حفره‌ها که در وقت‌های ضرورمان به دادمان می‌رسد دیگر کار نمی‌کنند.
همین اتفاق در باره‌ی مکتوب بودن و شفاهیت هم صادق است. فرهنگ قول مردانه و فرهنگ نارو و فرهنگ گلایه همه از آنجا می‌آید که اقوال شفاهی‌اند و شفاهیت یعنی تغییر و فراموشی.
ما همه می‌خواهیم همه چیز نامشخص و مغشوش باشد تا دست‌هایمان رو نشود. برای این هم هزاران دلیل شاعرانه و اعتراضی داریم. علیه روزمره بودن، علیه زیست کارمندی، علیه بره بودن، آنارشی‌گری بر هم زننده‌ی وضع موجود اما واقعیت این است که این‌ها نقاب‌های فریبند. ما بی نظم زندگی نمی‌کنیم که حقیقتی را تقویم و تقویت کنیم. بی نظم زندگی می‌کنیم چون به نفع ماست و خودخواهانه آن را در اصطلاحات پر طمطراق می‌پیچیم. از قضا باور من این است تاریخ ما بیشترین ضربه را از همین کسان که از قضا در جرگه‌ی روشنفکرها هستند خورده است. کسانی که علیه نظم، علیه شفافیت، علیه مشخص بودن امورند و چنین وانمود می‌کنند که امور باید مردانه و لوتی منشانه و دوستانه حل شود و در حالی که دوستانه‌ترین قرارها هم اول خودشان و منافع‌شان را در مد نظر دارند و برای هر درخواستی که بنش به سمت تغییر است حرفشان را این‌طور شروع می‌کنند: ای بابا...، یعنی تو فکر کردی...، این مسخره بازیا چیه...، بی‌خیال بابا سخت نگیر...، اینها دقیقن زیندگان بر حفره‌‌ها هستند که اگر زندگی نظم و نسق بگیرد منافع‌شان به خطرخواهد افتاد.

#فریاد_ناصری
@faryad_naseri