نامه‌ی هجدهم. آلی جان. درون چهره را می‌سازد

نامه‌ی هجدهم
آلی جان
درون چهره را می‌سازد. چهره نمای درون است. شادیِ درون، آرایش چهره است و گرفتگی درون کثیفی رخ. چهره نمای جهان آدمی است. گفتار هم پشت این نماست. من گفت خاصی ندارم با مردم. مردم هم گفت خاصی با من ندارند. البته این خوب نیست. خودش نوعی محدودیت است و فروبستگی اما چاره‌ای هم نیست. من به کلمه فکر می‌کنم. از کلمه فکر می‌کنم. با کلمه فکر می‌کنم. و این هم خوب نیست این که کلمه این‌طور همه‌ی جهان آدمی را بگیرد. کلمه تمام جهان نیست. بیرون از کلمات جهان شمایل دیگری دارد. زندگی شکل دیگری دارد نه که بریده باشد به تمامی از کلمه بل که همه چیزش کلمه نیست.
خب همین است که داستان ما شعر ما مانده بین شاعران و نویسندگان و خود این‌ها هم در این نوشتهها خودشان را و زندگی‌شان را نمی‌بینند. مردم چه گناهی دارند. آن گشایش بین دو سو باید رخ بدهد. یعنی اول گشایش به درون اهل کلمه بعد در درون تک تک آدم‌ها. آن‌ که جهان را تمام کلمه گرفته کمی به بیرون بچرخد و آن‌ که کلمه را از یاد برده بفهمد بی کلمه جهان‌اش خشک و خالی است. حالا این گشایش از کدام سمت و سو باید رخ بدهد و چه‌گونه؟ من هم نمی‌دانم؛ فقط این را می‌دانم که رفاه و ثروت می‌تواند بستری برای گشایش باشد. گشایش با رفاه و ثروت ربط دارد. علم هم با تکیه به ثروت می‌تواند یار یگانه باشد. چهره‌ی تک تک ما در رنج از ادبار روزگار است کم‌اند آن‌هایی که بر قافله‌ی باد نشسته و طرفی بسته‌اند. لشگری حیرانیم و این لشگر چهره‌ای جز پراکندگی ندارد. با این گرفتگی هرجا هم برویم و هر کاری هم بکنیم داستان همین است. شوره‌زار شده درون‌مان، در شوره‌زار هم هیچ تخمی بار و بر نمی‌دهد.
حالا چطور باید جهان را عوض کرد؟ خاک درون را چطور باید بارور کرد تا چهره نمای شادی بگیرد؟
۹۰/۱۲/۸
بازنویسی ۹۳/۷/۱۴
پ.ن:این نامه هجدهمین نامه نبود. چند تا را نفرستادم. این شد نامه‌ی هجدهم. آن‌ها بمانند پیش خودم که حرف خودم بودند.
#فریاد_ناصری ---------- باز نشر نامه‌های آلی
@faryad_naseri