نامهی سیام. آلی جان
نامهی سیام
آلی جان
چنان فارسی بیشأن شده است که هر که به فارسی فکر میکند و مینویسد حالا دست چندم محسوب میشود. در این دست چندم بودن بخشی از حقیقت هست اما بخش دیگرش گویی انتقامی تاریخیست. انتقام آنهایی که خود توان زایایی و زایش نداشتهاند و حالا افتادهاند به جان زایای زبان فارسی؛ شعر را میگویم. این پیکان تیز فارسی که حالا از هر طرف مورد بیمهری است. از طرف ناشاعران در کار شعر، از طرف داستاننویسان، مترجمان، روزنامهنگاران، ناشران همه و همه. میبینی یک شعر خوب نادیده مانده آنوقت آقا یا خانم مترجمی نوشته:هاپچي.
بعد زیر همین هاپچی نام لاتین کتاب. چندمین ویراست و چندمین چاپ و کدام کشور و کدام دانشگاه و معنای هاپچی در لغتنامههای گوناگون را ردیف کرده و چه غوغاها به پاشده است. مدام دارم زهر حرفم را میگیرم تا حرفم منصفانه دیده شود. وگرنه در سرم چنان غضبی از اوضاع پا گرفته که دست به نوشتن را آتش میزند.
آلی جان! خیلی واضح بگویم این چهرههای دست چندم دنبال رهبری ادبیاند. اما اگر نوشتن رهبری داشته باشد آن رهبر چیزی به جز شعر و شاعر نیست.
۹۳/۹/۵
#فریاد_ناصری ------باز نشر نامههای آلی
@faryad_naseri