نامه‌ی بیست و ششم. آلی جان. نامه سعی رد فاصله است

نامه‌ی بیست و ششم
آلی جان
نامه سعی رد فاصله است. رد فاصله با کلمات اما همان‌قدر که دوری را مؤکد می‌کند همان‌قدر هم چهره‌ی دور و دوری را می‌آورد نزدیک. شعر هم انگاره‌ی غیاب است. چهره‌ای از امکانی غایب. از این منظر هم شعر و هم نامه هر دو از آن چیزی سخن می‌گویند که به اینجا و اکنون نیست. تفاوت آنجاست که یکی در فردیت صرف نگارنده می‌ماند و دیگری فردیت خودش را فرا می‌افکند تا فراگیر باشد. در نامه از کجا و از طرف کی(مقصد) و به کجا و به کی (مبدا) معنای اصلی را به عهده دارند در شعر اما آن‌چه در میانه است مهم است از کجا و به کجاش چندان روشن نیست.
حالا تو فکرکن شاعری نام تمام شعرهای کتاب‌اش را نامه بگذارد. نامه‌های شهرها. این شهرها می‌خواهند مقصد و مبدا را به میانه بیاورند. نامه‌های بابل، بابل کجا بود؟ تفاوت یک حرکت ما را در تاریخ سرگردان می کند. قلب درخشان این کار ایده‌ی آن است. کنار هم نشاندن دو چهره از غیب و غایب. این که چطور امکان نامه به شعر می‌رود و امکان شعر در نامه. نمی‌خواهم از ضعف‌هاش بنویسم که اصلن قصدم این نیست. می‌خواهم در کار شاعری، نقطه‌ی روشن کارش را نشانت بدهم. شاید بگویی پیش از این شاعران دیگری هم چنین ایده‌هایی را ورزیده‌اند دم‌دستی‌ترین مثالت هم سیدعلی صالحی باشد اما آنجا نامه‌ها ادای شاعرانه دارند این‌جا نه، این‌جا نامه‌ها نمی‌خواهند ادای شاعرانه داشته باشند حتا گویی بیشتر تمایل دارند آن چهره‌ی از راه رسیدنی خود را حفظ کنند. با یک نامه چه چیزهایی می‌آیند، غیبت‌ها و خاطره‌ها.
شکست این کتاب اما کجاست؟ آنجا که تاریخ شهرها به شعر تحمیل می‌شود. شعر می‌ماند زیر بار تاریخ. برمی‌دارد و شناسنامه‌ی شهرها را قرائت می‌کند. نامه‌ی یاسوج را بخوان تا بدانی حرفم چیست. برای همین اگر بگویی بین این نامه‌ها کدام؟ می‌گویم «نامه‌ی اراک». این شعر تاریخ خودش را دارد هرچند که سطر آخرش مثل میل می‌رود در چشمم، خب تاریخ ما کم نداشته از این اشتباهات. لابد الان می‌گویی پدرآمرزیده از چه کسی حرف می‌زنی؟ کدام شاعر، کدام کتاب؟ حرف از ایرج ضیایی است و کتاب «این پرنده از دوران سلجوقیان آمده است».
آلی! من و این پرنده‌ی سلجوقی پشت معجر چوبی ایوانی کاهگلی رسیدیم به این که: نامه‌ها و فرمان‌هایی که از اشیا صادر می‌شوند، امری ابدی و روشن هستند. یادم باشد وقتی از این امر ابدی برایت بگویم. فعلن گوله گوله.
۹۳/۸/۱۴
#فریاد_ناصری —----------------باز نشر نامه های آلی @faryad_naseri