جستن چیزی برای ایستادن-۲.. هندسه‌ای که روابط بین اجزا جمع را معنا دار می‌کند

جستن چیزی برای ایستادن-۲

هر جمع و اجتماعی هر چقدر نمای بهم‌ریخته‌ای داشته‌ باشد باز بر هندسه‌ای پنهان سوار است.

هندسه‌ای که روابط بین اجزا جمع را معنا دار می‌کند. اهل ادب این هندسه‌ی پنهان را با عروض در شعر می‌توانتد بفهمند. معماران با نقوش هندسی در طرح‌ها و ... .

نسبت نما و ظاهر با این هندسه نسبت و رابطه‌ای همیشگی و یکسان نیست. گاهی این نسبت حتا عکس بوده است. در خطوط به‌هم ریخته‌ی یک نقشه‌ آنکه دانای امر است نظم و نظام می‌باید و نسبت‌ها را می‌فهمد.

در یک اثر ادبی گاهی بهم‌ریختگی بر هندسه‌ای آگاهانه و ظریف طراحی می‌شود.

اما هندسه‌ی درونی کشوری که امروز ایران نام دارد چه شکلی دارد؟
در این هندسه اقوام، زبان‌ها، دین‌ها، اقتصاد و ... باید مختصات‌یابی شوند و نسبت‌های‌شان سنجیده شود.

آنچه به نظر من می‌رسد ما علم محور نیستیم. علم‌محوری است که مایه‌ی رونق دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌شود در حالی‌که می‌بینیم مراکز علمی ما بخش اعظم هم‌وغم‌‌شان را بر دینی بودن گذاشته‌اند.

علم کاری با دین ندارد. دین در عمیق‌ترین حالتش هستی‌شناسی است. و نسبت بین انسان و هستی را می‌کاود. علم اما کبریتی‌ست که با بودن بنزین و هوا و امکان جرقه آتس راه می‌اندازد. چه در دست مسیح باشد چه در دست فرعون.

با مقیاس تاریخ، نهاد علمی مدرن در ایران نوپاست. به مقیاس عمر خودمان کم‌ نیز عمر ندارد اما از یکجایی علم‌های دانشگاه‌ها نه تنها تعهد خود را به روش‌های علمی از دست دادند بلکه در برابر پرسش مغالطه‌آمیزی چون این- اگر خدا نخواهد باز کبریت آتش می‌افروزد؟- زانو زدند.

در برابر این پرسش بیشتر عالمان علم سکوت کردند.
حتا اگر بخواهیم در زمینه‌ی فهم دینی هم جهان را بفهمیم خرق‌عادات استثناها بوده‌اند و جهان در عاداتش طی امور می‌کرده و می‌کند.

همین اواخر خواندم کشیشی در یک کشور آفریقایی به‌خاطر زیاد کردن ایمان مردم مبادرت به راه رفتن روی آب کرده است اما نتیجه این شده است که کشیش طعمه‌ی تمساحان شده و ایمانی که قرار بوده فربه شود بر آب رفته است.

دانشگاه وظیفه‌ی توضیح جهان بر اساس عاداتش را دارد. شرح و تبیین این‌که جهان چرا و چگونه بوده و هست و برقرار است و انسان در آن چطور می‌تواند که بهتر زندگانی کند اما همین نهاد در این خاک به اجبار از این وظیفه‌اش دست کشیده و در حال تولید یاوه‌هایی‌ست که نه ربطی به علم دارد و دنیا و نه حتا ربطی به دین.

بلکه تولید چیزی سرخورده و ترس‌خورده است با نمای علمی زانو زده در برابر خوف.

@faryad_naseri