✳️ دیادلام. نشان دادن یک کتاب و یک صدا

✳️ دُیادُلام
نشان دادن یک کتاب و یک صدا

دیادلام نامی‌ست شامل کتابی کنار یک افزارصوتی که می‌خواهد راه و راه‌نمای چون شنیدن آن صوتی باشد که در کنار دارد. ارژنگ آقاجری یک‌ صداست.

❎ در صوت و صدا دانشی ندارم. در شنیدن تجربه اما زیاد و در خواندن هم کوشش بسیار.
نخست بار ارژنگ آقاجری را در «گفت‌و‌گو» شنیدم. اکنون دُیادُلام.

❎ این کتاب کوچک سه راه را با هم می‌زند. نخست نظری در چون خواندن شعر با تکیه بر نَفَس حق نیما.

❎ دوم جهان بین‌الاذهانی سرایش اهل شعر دیگر را که گرد می‌آمدند و سخن در بین‌شان دور داشته و چرخیده است.

❎ و در نهایت پژوهش و نوشتی شاعرانه‌ است در لیلی و مجنون سرایی.

✔️ راه نخست با حرف‌های نیما می‌آغازد و ورقی در این‌که صدا چگونه متن می‌شود در گوش.

✔️ راه بعد چند برگی در گفت نو شدن فارسی است و از کجا و چطور آمدن شعر دیگر.

✔️ در ادامه سه برگ از سه شاعر رو می‌کند و وارد سوگستان «لیلی و مجنون» می‌شود و رد این سوگستان از کهن‌شعر تا شعر دیگر به اختصار گفته می‌شود:

🔸 «و سرانجام قیس عامری پراکنده‌ی جنون شد: مقیم بادیه و بیابان گشت و در پریشانی‌ی لیلی مقام گرفت و گوشه نشست... نام لیلی رمزی‌ست از جنون عشق که بر پیکره‌ی مجنون نشسته است»

🔹 انجام کار سه متن درخشان از بهرام اردبیلی، پرویز اسلامپور و محمدرضا فشاهی است که در افزار صوتی همراه کتاب هم می‌شنویم‌شان.

پس فارسی کلمات عربی و سپس چرایی نام دیادلام:

🔴 «قیس صحرانورد در وعده‌ی دیداری، روبروی لیلی ایستاده‌ست. ناگاه جرقه‌ی مالیخولیا بالا می‌پرد و ذهن‌ش اسیر می‌شود که نام این زن چیست که روبروی او قد علم کرده؟ براستی او کیست؟ نام‌ش را می‌پرسد. لیلی که لیلی‌ست، پس نام‌ش را می‌گوید. قیس نمی‌پذیرد: تو لیلی نیستی. من لیلی‌ام!»... لیلی توضیح می‌خواهد؛ قیس چنین می‌گوید:

🔶 پایم چو دو لام خم‌پذیر است
دستم چو دو یا شکنج‌گیر است
نام تو مرا چو نام دارد
کو نیز دو یا دو لام دارد.

و اگر از شمایل نیکوی کتاب نگوییم سخن به‌راستی ناتمام مانده در حق این کتاب. کتابی آراسته که هر ورقش دیدنی‌ست.

دیادلام. ارژنگ آقاجری. نوین کتاب گویا
@faryad_naseri