نخست:. آنکه سر در خشتک دیگران دارد که چه می‌کنند و چه می‌پوشند و چه می‌خورند از‌ترین آدمهاست

نخست:
آنکه سر در خشتک دیگران دارد که چه می کنند و چه می پوشند و چه می خورند از #وقیح ترین آدمهاست.
وقاحتش کاملتر می شود وقتی که آنچه دیده و دانسته را جار بزند تا تشت رسوایی دیگران را از بام بیندازد.

دویم:
هر #تنی چند من است حتا چندین من، این چیز غریبی نیست اما این منها پنهانند. در ایران اما هر تنی چند من است که دانسته مدیریت می شوند. مفارقت عجیبی هم بین این من هاست. در خانه یک من، در کوچه یک من، در سر کار منی دیگر. مشتی من بی ربط.

سیم:
یادم به اتفاق زهرا امیر ابراهیمی افتاد. چه غوغایی شده بود آن وقت.
بر او ظلم رفت و آنکه بر او ظلم کرد شرمش از مظلمه ی خون سیاووشش باد. او ترک بلد کرد و در خاک دیگری رست.

چهارم:
بر آزاده نامداری هم ظلمی رفته است اما ظلم #ریایی که او آزادنه انتخاب کرده و ورزیده و بر ملتی رانده بیش از ظلمی ست که بر او رفته. او نقش قهرمانی را داشته است که مدام بر و پهلوی دروغ را فربه نشان داده است. که ببینید ما هنوز زنده و شادابیم و قهرمان جوان داریم. ناگهان پرده بیفتد که هکذا...

پنجم:
دیروز پیام آزاده نامداری را دیدم که اذعان کرد حالش خوش نیست اما دوست تر می داشتم بگوید آزادی پوشش، حق من است.
چرا نگفت؟ چرا نمی تواند بگوید؟ چرا مکان عمومی را به دروغ خصوصی نامید؟ چون که پیش از این به دروغ مبلغ ناحقی بوده است.
#آزادی #پوشش حق است. حجاب انتخاب است. اگر کسی پوششی را انتخاب میکند حقش است اما اگر آن انتخابش نیست و برای نان و نام و به دروغ مبلغ چیزیست که خود باوری به آن ندارد ریا ورزیده است. تازه تر آنکه تو چهره باشی. #الگو باشی. حالا الگو و چهره فروریخته است و بهتر بود برای یکبار هم شده این #نقاب افتاده را لگد می کرد و از حق سخن می گفت.

ششم:
فروریختن عاقبت تمام #نظامها و قهرمانان پوشالی است.

@faryad_naseri