دریافت اول.. این اشتباه است که بگوییم «همهی نظرها برابرند»
دریافت اول
این اشتباه است که بگوییم «همهی نظرها برابرند». همهی نظرها برابر نیست بلکه تنها قدر انسانی همه برابر است. و اگر نظرها با هم برابر باشد، پس آموزش و تمرین و یادگیری و مدنیت به تمامی هبا و هدر است.
دریافت دوم
از بین تمام نظرها راجعبه یک چیز، یک نظر حد بیشتری از درستی را داراست. این حد بیشتر، امکانیست که اجازه میدهد باور کنیم که راه فکر کردن بسته نیست. البته در بین گونههای کلی تفکر یعنی تفکر منطقی، انتقادی و خلاقه بیشترین آیندهنگری از آن تفکر خلاقه است و این نوع از تفکرست که مدام میخواهد حد بیشتر و وسیعتری از راهحلها را به دست بیاورد.
دریافت سوم
بر اساس دو دریافت اول، دانستیم نظرها برابر نیست. آموزش اهمیت دارد و یک نظر صائبتر است. آنگاه گفتیم از بین انواع تفکر، تفکر خلاقه رو به امکانهای آینده دارد. اکنون باید بدانیم که ما اجازه نداریم حتی با عنوان کردن اینکه نظر من غیر تخصصی است در باب چیزهایی که از آنها اطلاعی نداریم، سخن بگوییم. و این بیشتر سویهی اخلاقی ماجراست. و اگر مادی نگاه کنیم. همین نظرات غیر صائب آشوبیست که اجازه نمیدهد، نظرات اندیشیده شده، شنیده شوند. اهمیت سکوت در موسیقی، سفارشات آیینی برای مراقبت از زبان اینجا بهتر فهمیده میشوند. پس ساکت باشیم تا صداها شنیده شوند.
دریافت چهارم
اکنون باید سراغ راههایی برویم که میتواند صحت و سقم و اعتبار حرف و نظر را برای ما روشن کند. بهطور کلی سه شیوه برای سنجش اعتبار هر ایده و نظری پیش روی ما وجود دارد. نخست اینکه اهل علم، حرف و نظر و ایدهای را تایید کنند.
دو اینکه خبرگان آن رشته که به تجربه صاحب معرفت شدهاند، آن را معتبر بدانند.
و سوم اینکه آورندهی سخن خود مدعی اعتبار و تازگی و بکری سخن و ایدهی خود باشد.
اکنون این را تعمیم بدهید به عالم هنر در ایران، اهل علم دانشگاهی ما تقریبن از فضاها بیخبرند. آنجا هم که خبردارند، بی توجهاند.
خبرگان هم، هر کدام تنها سودای سخن خود دارند.
آورندگان سخن و ایدهی نو در این میان کذاب و راستگو در هم افتادهاند.
برای همین است که هنوز معیار قضاوت در این خاک تاریخ است. تاریخ فراموشکار. تاریخ ستمکار که مدام تن به تحریف داده است.
#فریاد_ناصری
@faryad_naseri