نکاتی چند پیرامون دفاع از حق آزادی بیان و اندیشه
نکاتی چند پیرامون دفاع از حق آزادی بیان و اندیشه
حق آزادی بیان و اندیشه نمیتواند گزینشی باشد با اینکه میشود پذیرفت، افکاری هستند که برای بنیانهای جوامع و ملتها خطر جدی دارند و اسواساس انسانیت را نشانه میروند اما رد و نفی آنها هم باید بر اساس اصول عقلانی و اندیشه باشد. نمیشود زیستن را به خاطر خطرات احتمالیاش محدود کرد.
دفاع از حق آزادی و حقوق انسانی هر کسی، به معنای دفاع و همنظری با افکار و عقاید او نیست این مغالطهایست که قدرت انجام میدهد تا حامیان آزادی را در نظر عموم طرفدار افکاری نشان دهد که از نظر آنها مذموم است.
اما مهمتر از همه این است که بدانیم، کارکرد نهادی با فعل شخصی متفاوت است. یعنی اشخاص میتوانند در درجات مختلفی آزادیخواه باشند یا نباشند این نمیتواند از نهادی که ادعای طرفداری و حراست از آزادی بیان و اندیشه دارد سلب مسئولیت کند که چون آن شخص و این شخص از نهاد ما طرفداری نکرده است پس چرا ما باید از او دفاع کنیم؟
و اما آخرین نکته، باید توجه کنیم دفاع از آزادی و نقد هرنوع معضلی نیازی به اجازه یا پذیرفته شدن از سوی کسی ندارد. در ابتداییترین حالت این است که ما از شخص خاصی دفاع نمیکنیم از شخص خاصی که مصداق نقض حقی شده است دفاع میکنیم، گیرم که با آن شخص حتا اختلاف عقیده و نظر داشته باشیم. به گمانم پایههای فهم این نظر را میتوان در آزاده و جوانمرد بودنی که در ادبیات کلاسیک ما تبیین میشود، جست و نزدیکتر آورد.
با توجه به این نکات و مسائل میتوان و باید از محمد نظری گرفته تا آیتالله نکونام و هر کس در بند دیگری دفاع کرد تا اگر جرمی نکردهاند رها شوند و اگر مجرمند در حد جرمشان عادلانه قضاوت شوند.
@faryad_naseri