انگشت به لب و زبانت میزنی. ورق میخورم. جوراب حریرات را
انگشت به لب و زبانت میزنی
ورق میخورم
جوراب حریرات را
به پا میکنی و
شاه بیت شعرم
از سوراخش بیرون میزند
حتا برای جنگ که مینویسم
سربازان خسته
پشت خاکریزهای تنت
پناه میگیرند
تا شب نشده
باید دخل این شعر را بیاورم
میترسم
روسری از سربرداری
اسم کتابم لو برود
یا
یکهو لخت شوی
به کتابم
مجوز ندهند
#فریاد_ناصری
#سربازهای_خسته_پشت_خاکریزهای_تخت
#نشر_باران_میشان (چشمه)
@faryad_naseri