☘️ چگونه روشن‌فکران و حکومت‌ها همدیگر را به اشتباه می‌اندازند؟. ✍️

☘️ چگونه روشن‌فکران و حکومت‌ها همدیگر را به اشتباه می‌اندازند؟
✍️ #فریاد_ناصری

🔅هر متنی را نگاه کنیم که سعی در روشن کردن معنای روشنفکر دارد با محدوده‌ای از مفاهیم روبه رو می‌شویم: خرد، عقلانیت، شناخت، انتقاد، بر قدرت بودن و... به این معنا روشنفکر همیشه چون چشم بینا و بی‌خوابی‌ست که دست بر نادرستی‌ها می‌گذارد. هر جا و هر کس به هر شکل که بخواهد حقیقت را بپوشاند و ناحقیقت را به‌جایش بنشاند روشن‌فکر باید ماجرا را برملا کند و حقیقت را آشکار سازد. حقیقتی که پنهان شدنش به ضرر اکثریت و جامعه است و آشکار شدنش خیر کثیر است.

🔅در این میان بیشترین مواجهه‌اش پس با نهادهای دارای قدرت است. قدرت هم که لزومن سیاسی نیست. به‌طور نمادین کم‌کم روشنفکر در جایگاهی می‌ایستد که همیشه نمیه‌ی خالی لیوان را می‌بیند به‌خصوص در جوامعی که توسعه نیافته‌اند و صاحبان قدرت عادت به شفافیت ندارند. این جایگاه نمادین در برابر اهل قدرتی که مدام می‌خواهند نیمه‌ی پر لیوان را در معرض نمایش بگذارند. نا خواسته حقیقت و میدان بازی را دوپاره و دوگانه می‌کند. در سویی صاحبان قدرت که حقیقتی را پنهان و جعل می‌کنند: سویه‌ی شر، و در سمتی دیگر روشنفکران که "وجدان بیدار" و چشم بینای جمع و جامعه‌اند که دروغ و فریب‌های قادران را برملا می‌کنند.

🔅اما این میدان دوگانه و دوپاره خودبه‌خود در خود غلطی را حمل می‌کند. غلطی که قدرت روشنفکران را ناسپاسانی می‌داند که آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و هیچ از پیشرفت و نکات مثبت قدرت آنها نمی‌دانند و نمی‌بینند و نمی‌گویند.

🔅و روشنفکران صاحبان قدرت را مردمانی دروغ‌گو و کلاش که برای منافع خود و حفط قدرت در اختیار خود دست به نمایش‌های پوشالی می‌زنند.

🔅واقعیت این است که نه تاریک خالص است و نه روشنی. با تأسی به سهروردی می توان گفت تاریکی حد روشنی است یا هیئت روشنی را تاریکی آشکار می‌کند. بارها از دوستانم پرسیده‌ام که آیا هر حکومت فاسدی به تمامی تاریکی است. ظلمت و غواسق است. هیچ نقطه‌ی روشنی در آن نیست؟ می‌بینیم روشنفکرانی را که زمانی علیه حکومت پهلوی مشت گره کرده بودند بعدها در بازنگری بر اعمال و رفتار خود از نقاط مثبت آن یاد می‌کنند و اعمال خود را اغراق‌آمیز می‌دانند.

🔅نمایش قدرت حاکمان حقیقت‌طلبی روشنفکران را به اشتباه می‌اندازد و حقیقت‌طلبی روشنفکران حاکمان را به خطا می‌برد. و اگر جامعه‌ای در این دوسویه بماند و گیر بیفتد مدام در چرخه‌ی کوفتن و برساختن خواهد افتاد.

🔅و در جوامع در حال توسعه زحمت روشنفکر بیشتر است که در بازی قدرت به اشتباه نیفتد که به خاطر نقد هیچ نقطه‌ی روشنی در حکومت نبیند.

🔅وضعیتی که امروز بر ما حاکم است شدیدترین حالت این دوگانه است. منتقدان حکومت را نماینده‌ی تمام پلیدی‌ها می‌دانند و حکومت منتقدان را به ناپسندترین نام‌ها خطاب می‌کنند و این خود اوج افول است.

🔅می‌شود حد و آستانه‌ای تعریف کرد. حد و آستانه ای که هر حکومتی تا آن حد هنوز مشروعیت داشته باشد و بعد از آن هر چه که در درونش روشنی هم باشد باز حد و آستانه‌ی مشروعیت را ندارد. به زبانی دیگر این‌که با پذیرفتن نکات مثبت احتمالی‌اش روشنفکر خود را به خطای تمام بد دیدن نمی اندازد اما این را هم اضافه می‌کند که با همه ی این‌ها این حکومت دیگر مشروعیت بر سرکار بودن را ندارد...

متن کامل👇
✨ → 3danet.ir/sibRe
🌾 @sedanet