نامهی شصت و پنجم. آلی جانم. اول نفر که این روایت را به دست داده نمیدانم کیست
نامهی شصت و پنجم
آلی جانم
اول نفر که این روایت را به دست داده نمیدانم کیست. آن نخستین که گفت: وقتی بازی بچهها شد آتشزدن گربهها فهمیدم که چه طوفانی در راه است. بعد این را از خیلیهای دیگر شنیدم. حالا مامور قانون عشقش میکشد پیاده میشود راست پیشانی سگی را نشانه میگیرد. مردم جمع میشوند دستهجمعی خرس بیچارهای را لتوکوب میکنند و میکشند. ماموران شهرداری در رگهای حیوان زبانبسته اسید میدوانند. قلبش را تصور کن؟ یکی هم راست راست میرود و چهره میسوزاند. اینهمه خشونت از کجا میآید آلی؟ میل نشاندادن قدرت از مردمان لتخورده و له شده است. حیوان و گیاه و طبیعتی که حالا به هزار شیوه مورد آزار این مردم قرار گرفتهاند آن آخرین نقطهی اضمحلال اخلاقاند. نمیخواهم بگویم من عاشق سگ و گربه و حیوانات و طبیعتم. اتفاقن اصلن دوست ندارم حیوان خانگی داشته باشم اما من دهقانزاده، من که از هر طرف نسبم به مردانی میرسد که حرمت آب و زمین و حیوان را نگه داشتهاند الان میبینم که مردم ما عجز خودشان را بر پوست آب و زمین و گیاه و حیوان نشان میدهند. منی که آموختهام بریدن درخت کشتن انسان است میبینم که هر روز به هزار شکل در این خاک انسانها به خاک میافتند. آلی گاهی میگویم دیگر نوشتن هم جواب نمیدهد. باید راه بیفتم و آدمها را تکان بدهم. تکان بدهم که بیدار شوید. تک تک آدم را تکان دهم که بیدار شوید. بیدار شوید. بیدار شوید. قطع کنید آن نامهربانی را که به جانتان رفته است. بیدار شوید. بیدار شوید. آنقدر ترسناک شدهایم که آبها از ما قهر کردهاند. رستن از ما قهر کرده، حتا در پیادهرو که راه میرویم وقتی از پشت داریم به کسی نزدیک میشویم. آشکار است که آنکه پیش از ماست میترسد. وسایلش را محکم میچسبد. کنار میکشد. زیرزیرکی نگاه میکند. این هوای درندگی و خشونت را باید بتارانیم آلی. بیدار شو آلی. بیدار شو.
۹۴/۲/۲۶
https://telegram.me/faryad_naseri