نامهی چهل و نه. آلی جانم. من بیشتر حرفهام وقت گپ شکل میگیرد
نامهی چهل و نه
آلی جانم
من بیشتر حرفهام وقت گپ شکل میگیرد. یعنی در میانهی گپ با دوستی میبینم یکهو چیزی تکه تکه جمع شد و هیبت و هیأتی گرفت. خیلی سال پیش وقتی سرود خدایان ترجمهی موحد را میخواندم مایا را شناختم. این چیز شکلدهنده به هرچه هست، این فریب. بی مایا چیزی وجود ندارد. فرمها مایا هستند. فریباند. بعد دیدم در ترکی آنچه به شیر میزنند تا ماست و پنیر شود هم نامش «مایا»ست. آن خام بیشکل، آن شکلپذیر آن مادهگی شیر را مایاست که چیزی میکند و آنچه میشود فریبی از شیر است.
دیشب با دوستی سر جبر حرف میزدیم گفتم انسان بر زمین هیچ جبری جز جبر ماده ندارد. هر چه بر او میرود از ماده است و ماده هم شکلپذیر است. بینهایت شکل. پس بینهایت در ماده است. گفت رویا ماده نیست. گفتم رویاهای ما را مادهها میسازند. آنچه از ماده ساخته شود رنگ ماده را دارد. ماده در رویاهامان به هزار شکل حاضر است. ما - من و تو- مادهی شکلگرفتهایم و حدمان همین است. همین شکل و همین ماده. اما مایای ما چیست؟ آن فریبی که ما را همین چیز کرده؟ روح؟یا نه؟ قبل از فریبمان چیست؟ آن چیز مایا خوردهمان؟ ما چه شکلهای دیگری میتوانیم باشیم و نیستیم؟ جبری اگر هست همین است. این چیز مایا خورده، این فرم داده به ما و از بیشکلی و بیریختی و بینظمی بیرونمان کشیده مثل همین گپ که از میانه یکهو حرف را میکشد بیرون انگار که از ظلمات آبهای تاریک پری روشنپوست، روشن چشم، روشن مو. پری... حرف به کجا رسید آلی جانم! پری هم انگار مایای رویاهای غریبی بوده در بشر. بگذریم. برگردیم به خودمان، به جستوجوی مایای خودمان. به آن که فریب فرم ما را ساخته است. تو میگویی چیست؟
۹۳/۱۲/۱
#فریاد_ناصری —--------------باز نشر نامه های آلی @faryad_naseri