نامهی چهل و هفتم. آلی جان. فکر فاصله است و چارهای از فکر نیست و نیست هم فاصله است
نامهي چهل و هفتم
آلی جان
فکر فاصله است و چارهای از فکر نیست و نیست هم فاصله است. برایت از روزمره بگویم چنان که روزمره مقدس شود. از ناخت نه به شکل زیباشناختی هلال در علاقه و تشبیه. از ناخنت چنانکه چنانکه چنانکه ناخن در تو میروید. از مو به شکل لایتناهی که روییدنیست. حتا لایتناهی را حذف کنم و بماند روییدنی. بماند مو بماند ناخن. بماند ادامهی زندگی که ادامه میدهد باغ بودن را در تاریکی و ظلمات. حتا ننویسم تاریکی و ظلمات. ننویسم باغ. ننویسم روییدنی. ننویسم زندگی. یک چیز ساده یک چیز سادهتر. بنویسم دیر وقت است خاموش کن بیا که بخوابیم و این آنقدر مقدس شود. آنقدر مقدس. که پیش از آنکه پیراهنت را دربیاوری. گونههات را ببوسم پیشانیات را ببوسم انگار که چارگوشهی کتاب را. با این که میدانم کتاب فاصله است. پوست فاصله است. بوسیدن فاصله است. است فاصله است. اما باز میبوسم و از تو دورتر میشوم. همین ضمیر تو دوریست. وقتی ضمیر و زبان نباشد در نباشدیم. انسان بی ضمیر، انسان بی زبان، هرگز وجود نداشته ندارد نخواهد داشت.
۹۳/۱۱/۱۵
نمای دیگر نامه
فکر
فاصله است
و چارهای از فکر نیست و نیست هم فاصله است
برایت از روزمره بگویم چنان که روزمره مقدس شود
از ناخنت نه به شکل زیباشناختی هلال در علاقه و تشبیه
از ناخنت
چنانکه چنانکه چنانکه
ناخن در تو می روید
از مو به شکل لایتناهی
که روییدنی ست
حتا لایتناهی را حذف کنم و
بماند روییدنی
بماند مو
بماند ناخن
بماند ادامهی زندگی که ادامه میدهد باغ بودن را
در تاریکی و ظلمات
حتا ننویسم
تاریکی و ظلمات
ننویسم باغ
ننویسم روییدنی
ننویسم زندگی
یک چیز ساده یک چیز سادهتر
بنویسم دیروقت است «خاموش کن بیا که بخوابیم»
و این آنقدر مقدس شود
آنقدر مقدس
که پیش از آنکه پیراهنت را دربیاوری
گونههات را ببوسم
پیشانیات را ببوسم
انگار که چارگوشهی کتاب را
با این که میدانم کتاب فاصله است
پوست فاصله است
بوسیدن فاصله است
است فاصله است اما باز
میبوسم و از تو دور میشوم
همین ضمیر تو
دوریست
وقتی ضمیر و زبان نباشد در نباشدیم
انسان بی ضمیر
انسان بی زبان
هرگز وجود نداشته ندارد نخواهد داشت.
۹۳/۱۱/۱۵
#فریاد_ناصری ----بازنشر نامههای آلی
@faryad_naseri