جعل.. جعل را ساختن چیزهای دروغین و پوچ بخوانید
جعل
بخش اعظم مفهومسازیهای صاحبان قدرت در این خاک متکی به مغالطات است و از راه مغالطه جعل کردن امور. جعل را ساختن چیزهای دروغین و پوچ بخوانید.
کار به جایی رسیده که این جعلی بودن دامن همهمان را گرفته است. زیستهای دوگانه و شکاف بینشان محل رشد جعلیات است.
مثال: من اهل کتاب و هنرم در درون دوست دارم درست بزییم اما شرایط اقتصادی مجابم میکند چشم بر بسیاری چیزها ببندم و نان از آخوری بخورم که شب در نوشتههام در آن بالا میآورم، پس من جعلیام.
این جعل کردن چیزها از اولین روزهای آغاز این حکومت آغاز شده است. اینها منتقد و هنرمند و روشنفکر و هر چه را که به ذهنتان میرسد، جعل کردند.
در عالم بازار هم اگر نگاه کنید همین است. اجناس اصل برایشان سودی نداشت اما مشابه و تقلبی و چینی چرا، پس زنده باد جعل و مشابه.
در عالم صنعت خودرو نگاه کنید چیزهای بیکیفیت دوگانه سوز.
تقریبن همهمان شبیه این چیزها شدهایم بهخصوص قشر درپیشچشمِ هنرمند، اینها در جاهایی که مراسم دولتی است خیلی راحت با آنجا همخوان میشوند جایی هم که کمی از زیر سایهی حاکمیت بیرون است مخالف و معترض و منتقدند.
اما و اما در گمراهی هم پایداری داشتن فتوت است. این را عین القضات در وصف فرعون و ابلیس میگوید در تمهیدات خطاب به موسی.
ما خالی از فتوت شدهایم. دوگانه و جعلی.
و دستگاه تولید جعلیات حاکم مدام بهروز میشود. از اولین جعلیات محسن مخملباف بود و حاتمیکیا امروز رسیده به رضا امیرخانی.
مخلمباف در درون سازمان جعلساز رشد کرد و به آن پشت کرد. حاتمیکیا دورش سرآمده اما هنوز میخواهد بزرگ خاندان جعل باشد دور اما دور امیرخانیهاست. نسخهی به روزتر حقجویان جعلی. دوگانههای اصیل معتقد و منتقد.
@faryad_naseri