❇️ در زیر آوار خبرها روزگار سپری میکنیم
❇️ در زیر آوار خبرها روزگار سپری میکنیم. رسانهها اگرچه در حد تهیهی خوراک خود پیوندهای انسانی را وسعت بخشیدهاند اما عملن «عمل» و «کار» را هم معنایی دیگر دادهاند.
❇️ عمل و کار اثرش بر واقعیت پوست و استخوانی زندگی باید مشهود باشد. در حالیکه رسانهها مدام اعمالی را نشان میدهند که چندان و بلکه هیچ اثری بر واقعیت ندارند جز دور انداختن ما از واقعیت.
✅ نیازی به مرور خبرهای همین زمستان یکهزار و سیصد و نود و شش خورشیدی نیست.
و همینطور واکنشها یا کارهایی که ما در مقابلش داشتیم.
✅ بی که بخواهم طول و تفصیل بدهم وقایع همین تاریخ چند دهه و چند سال اخیر ما نشانگر اتفاقی عظیم است. شاید به قول آن طلبه که از آخوندزنی به «رنسانس در تشیع» رسیده بود بعضیها منتظر رنسانس باشند اما به شخصه باورم این است که اگر نوزایی هم در کار باشد. این برهه از تاریخ آستانه ورود ما به نوزایی نیست.
🔺 بلکه نشانهها همه در موقعیتی فاوستی خیلی که خوشبین باشیم گام اول تخریب است. تخریب آن کلبهها و خانههای بو گرفته که صد البته درد و رنج و آه همراه دارد.
🔺 یعنی پیکرهای به تمامی فرومیریزد تا پیکرهای دیگر از دل خاکسترش جان بگیرد.
🔴 نخستین منادی این وضعیت هم کسی نیست جز نیما که ققنوس را نوشته است و بسیار بیشتر از ققنوس را. شعر نو او به عبارت براهنیوار «لاالهالاالله»ای بود، چنان که این شعار اسلام تمام پیکرها و نظمها را به نفع الله فروریخت، نظام و شعر نیمایی هم چون این شعار تمام پیکرهها و نظامهای پیش از خود را به نفع نظمی دیگر فروریخت.
@faryad_naseri