در فارسی ایران نام زن است، دختر است، «آفتاب»، خورشید هم اگر شود خانم است، خور شید، ماه و زمین هم آشکارا زنانه است

در فارسی ایران نام زن است، دختر است، "آفتاب"، خورشید هم اگر شود خانم است، خور شید، ماه و زمین هم آشکارا زنانه است. در این سپهر زنانه آن که قربی ندارد همان خورشیدخانم است، خواهر و همسر جمشید. زن. در خوراسان، در آستان خواهر زن نیمی از بیضه ی چپ نر است.

له و د کار همان کسره را می کند. مام له کت یعنی همان مادر قنات .کشور هم همان است بر یا ور کش. کش یا کژ همان قز است. ایران بر خلاف ریشه ی آری آن نام زن است، دختر است. آفتاب بر نام زنان است. ماه و زمین که آشکار است تنانه اند و زنانه. اگر قرار باشد کسی معنای آفتاب بگیرد هم خورشید است، خور شید، خواهر تخمه، نه جمشید یا جام زاد. سیس یا سوس همان سوز است. سبز تر، دختر. سیستان و شوش و خوراسان همه نام خور یا دختر است. حالا بنگر تا در این سپهر ارج و قرب زن چه است زیر این آفتاب، بر این زمین، از خوراسان تا شوش؟ اگر بپذیریم که هر چیز از جایی می آغازد و به ضد خودش می فرجامد حال و روز زن ها به برابر و برتاب خود رسیده است. پیشتر زن و مرد و بچه خانه بود. بعد خانه شد زن و مرد و زن نیمی از خانه شد، بعد خانه شد تنها مرد و زن شد نصف مرد، بیضه ی چپش. دور رفته البته برنمی گردد، دور زنان هم.
#سردار_صالحی
@faryad_naseri