چرا احمدی نژاد مهم است؟

چرا احمدی نژاد مهم است؟


🔴دیروز در یک مهمانی نوروزی در خانه یکی از اقوام همسرم، با تنها آخوند فامیل سببی در گوشه ای از مجلس مشغول بحث بودم که چون در میان صحبتهایمان چندباری نام آقای خامنه ای به میان آمد، یکی از بزرگترهای فامیل لب به سخن گشود که «از شما خواهش می کنم بحث سیاسی نکنید» و اساس استدلال او برای اینکه سرتان به کار خودتان باشد این اصل مهم بود که «ما که کسی نیستیم و خودشان هرچه بخواهند می کنند، پس چرا ما خون خودمان را کثیف و بین خودمان کدورت ایجاد کنیم و امنیت و آینده خانواده مان را به خطر اندازیم»


🔴این اصل اساسی وضع کنونی سیاست در ایران یعنی اینکه «ما که کسی نیستیم» دقیقاً همان چیزی است که به گمان من ایجاب می کند که نسبت به کنش سیاسی احمدی نژاد بی تفاوت نباشیم. این سخن را برای کسانی نمی گویم که نظام سیاسی ما کوتولگی و صغارت را در وجودشان نهادینه کرده است، بلکه روی سخنم با بسیار کسانی است که با اکثر گفته های احمدی نژاد اگر و تنها اگر بدون آوردن اسم گوینده ذکر شود، موافقند. بسیار کسانی که احمدی نژاد را به هر دلیل، شخصیتی مناسب برای پیگیری این مقاصد سیاسی نمی دانند و ترجیح می دهند تماشاچیِ فیلم هیجان انگیز و در این دقایق انتهایی اکشن احمدی نژاد باشند و در مقابل اصولگرایان و اصلاح طلبان حکومتی ژست ضدپوپولیستی بگیرند تا اینکه مشارکتی ولو قلبی در حرکت او داشته باشند.


🔴دلایل برای زیر سؤال بردن و بی اعتمادی به احمدی نژاد بسیار است و الحق پسندیده، چرا که اکنون فارغ از هر چه گذشته، گفتگو میان مردان آزاد سیاسی است که دندان لق هر گونه «مرجعیت» و «تَکرار می کنم ها» را کنده اند و با چشم بدگمانی و بی اعتمادی به همه اطراف خود می نگرند. اما با این قاعده اساسی عیان پیش چشم آن پیرمرد چه کنیم که «ما که کسی نیستیم؟»


🔴«ما که کسی نیستیم» یعنی پذیرفتن این حقیقت تلخ که چندین هزار نفر از ما فرضاً با افکاری بس پیشرو و خردهای مشحون از بصیرت و حکمت و گیرم با اراده هایی آهنین و آمادگی برای هزینه و فداکاری «در شرایط کنونی» همه روی هم هیچ قدرتی برای اصلاح نداریم. این یعنی اینکه ما باید بپذیریم که به معنای عمیق کلمه «مستضعفیم» و این استضعاف به صورت سیستماتیک در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و بویژه سیاسی در حال بازتولید است.


🔴احمدی نژاد مهم است، از آنرو که ما کسی نیستیم. ما مستضعفیم و بازی حداقل در کوتاه مدت به نحوی چیده شده که بازیِ بزرگان باشد. سلسله مراتب قدرت در طول سالیان سال به نحوی ساخته و پرداخته شده که بهترین کار برای بزرگان و حاکمان و اشراف برای حفظ وضع موجود این است که اجازه دهند مشتی جوان از همه جا مانده و آواره به لحاظ سیاسی و اجتماعی و اقتصادى در حاشیه نظم حاکم آنقدر فریاد بزنند که خسته شوند، از گرسنگى بميرند مگر اينكه وظیفه سر به زیر کردن آنها را خانواده هایشان بر عهده بگيرند.


🔴اما احمدی نژاد در میانه این ساختار متصلب یک «روزنه» است. روزنه ای استثنایی که به نحوی معجزه آسا پایین را به بالا متصل کرده است. مساله این رخداد عجیب است که به هر حال در میانه بازی بزرگان یکی هست که متفاوت است و عزم ویران کردن بازی و از نو ساختن آنرا در ذهن می پروراند. مهم نیست که او چگونه بوجود آمده، مهم اینست که احمدی نژاد امروز به «تنها امکان سیاست» مبدل شده است. عافیت طلبانی که سخن از اولویت فرهنگ به میان می آورند بس از جامعه شناسی فرهنگ در ایران بی اطلاعند چرا که فرهنگ نام دیگر آن عرصه ایست که «مستضعفان در آن در زیر پاهای بزرگان و در زیر آماج تبلیغات، در گوشه های باقیمانده ای به گفتگو مشغولند.» احیای امر سیاسی امروز به تنها امکان احیای امر فرهنگی، احیای امر اجتماعی، حتی احیای امر اقتصادی و حتی احیای خانواده تبدیل شده است و فعلا احمدی نژاد تنها امکان سیاست در ایران است.
💢محمد حسین بادامچی

آنتی اولیگارشی👇
@antioligarchie