خبر تلخی بود.. هر دو از خبرنگاران خوب این کشور بودند؛ نخبه و درخشان در حوزه‌ی کاری خودشان

خبر تلخی بود.. هر دو از خبرنگاران خوب این کشور بودند؛ نخبه و درخشان در حوزه‌ی کاری خودشان
به همکاران‌شان در ایرنا و ایسنا تسلیت عرض می‌کنم. خدا به خانواده‌هایشان صبر و رحمت واسعه بدهد. برای سایر صدمه دیدگان این حادثه هم دعا کنیم …. ✨
  • گزارش تخلف

- یادداشت هجدهم.. «لحظه‌ی درنگ، بدون پرده‌پوشی!»

انگار کنید گروهی از دوستان دبیرستانی را که تصمیم می‌گیرند؛ فردا صبح همگی با سرهای تراشیده به مدرسه بروند. عصر اما همه دچار تردید می‌شوند. مساله این است اگر من سرم را از ته بتراشم و مابقی این کار رو نکنند تا چه حد مسخره دیگران می‌شوم و فردی ساده‌لوح شناخته می‌شوم؛ و البته سوی دیگر مساله این است: اگر همه سرشان را از ته بزنند و من صبح با مو بروم، به عنوان یک خائن طرد خواهم شد …این مساله یک مساله همیشگی در زندگی اجتماعی است. مساله‌ای که به عنوان یکی از بازی‌ها پارادوکسیکال شناخته می‌شود. در حقیقت تنها رفتار من نیست که تکلیف من و جمع را مشخص می‌کند؛ بلکه ترکیب تصمیم من و دیگران است که آینده را مشخص می‌کند و در این آینده هم من و هم دیگران تشویق می‌شویم یا مورد طعن قرار می‌گیریم. تصمیمی جمعی برای فردای فردی!. امروز مساله انتخابات در ایران هم همین بازی است. گروه زیادی از بازیگران همیشگی عرصه سیاست، ناامیدتر از هر زمان دیگر، تصمیم خود را گرفته‌اند. قهر، بازی نکردن و مردن!. ...
  • گزارش تخلف

- یادداشت هفدهم.. «چه می‌شد اگر حزب داشتیم؟»

(پرده سوم: نهادهای بزرگ انسان‌های بزرگ!) …در زمان انتخابات است که افسوس مقایسه «آن‌چه هستیم» با «آن چه می‌توانستیم باشیم» مدام می‌پیچید در سرمان. فقدان نظام حزبی کارآمد اما ریشه بخش عمده‌ای از این افسوس‌ها است. افسوس‌هایی مانند «وعده‌ها به جای برنامه‌ها» یا «افراد به جای تیم‌ها» یا حتی افسوسی مانند «مصاحبه به جای مناظره» که همگی از نبودن نظام حزبی ریشه می‌گیرد …چالش بزرگی که از مناظره‌های امسال انتخاباتی برمی‌آید، یک چیز است: نه مناظره‌ها و نه کاندیداها هیچ‌کدام در حد و اندازه انتظارات مردم نیستند. آن‌ها با رییس‌جمهور مطلوب‌شان فاصله دارند؛ هم در تسلط‌شان بر مسائل، هم در مهارت‌های ارتباطی‌شان مانند سخن‌وری …این پرسش را اگرچه می‌توان در سطحی فردی به آن پرداخت و چالش را در افراد حاضر در رقابت تقلیل داد، اما ریشه‌های این مساله، ریشه‌هایی عمیق‌تر است. به نظر می‌رسد پرسشی نهادی و ساختاری است. این که ساختار حکمرانی از افرادی مانند شهید بهشتی، شهید مطهری یا مهدی بازرگان، که هم در سطح گفتار و هم تسلط به موضوعات، رسیده است به وضعیت فعلی، می‌تواند یک پرسش جدی باشد!. به عبارت دیگر پرسش کلیدی آن ا ...
  • گزارش تخلف

- یادداشت شانزدهم.. «چه می‌شد اگر حزب داشتیم؟». (پرده دوم / بازار وعده‌فروشی!)

انتخابات در عالی‌ترین کارکرد خود، انتخاب یک فرد نیست؛ بلکه انتخاب یک رویکرد میان گزینه‌های پیش‌روی یک جامعه است. این که یک جامعه تصمیم‌ بگیرد تا اقتصاد، سیاست، آموزش، بهداشت و … سایر وضعیت‌‌های‌اش، نیاز به چه نوع بازنگری‌هایی و رویکردی دارد. در حقیقت انتخابات گزینش یک راه‌حل جدید برای یک مشکل عمومی و در یک دوره زمانی است. انتخاب راه‌حلی در خور شرایط آن روز، از میان راه‌حل‌هایی که هر کدام هزینه‌ها و منفعت‌ها خاص خود را دارند. (افسوس آن روز که به جای راه‌حل مجبوریم به قیمت گران، کشکول آرزوها بخریم!). راه‌حل‌ها تفاوت‌های زیادی با وعده‌های انتخاباتی دارند؛ تفاوت‌هایی که شاید بد نیست مرورشان کنیم:.۱-راه‌حل هزینه دارد.: هیچ راه حلی نیست که بدون هزینه باشد؛ مگر با جادو و شعبده‌بازی! هر آن‌چه تنها پاداش باشد و بدون هزینه، یعنی ما مشغول شنیدن یک وعده هستیم؛ وعده‌ای که در خوشبینانه‌ترین حالت هزینه‌هایش را نمی‌دانیم و در بدبینانه‌ترین حالت یک دروغ بزرگ است.۲-راه‌حل انتخابی از میان گزینه‌های بدیلی است که پیش روی ما قرار دارد. اما وعده‌ها بدیل ندارند؛ چرا که گزینشی برای یک تصمیم سخت نیستند، آن‌ها ت ...
  • گزارش تخلف

– یادداشت پانزدهم.. چه می‌شد اگر حزب داشتیم؟. (پرده‌ی اول/ مناظرات)

شنبه گذشته اولین مناظره میان کاندیداهای ریاست‌جمهوری برگزار شد و در تمامی طول مناظره شاید جای یک پرسش خالی بود؛ اگر نظام حزبی در ایران به بلوغ رسیده بود و اگر احزاب پایگاه‌های مردمی داشتند؛ این مناظره چگونه شکلی داشت؟ و اگر احزاب بودند چرا مردم می‌توانستند مناظره بهتری را مشاهده کنند؟. بگذارید آن دنیای تخیلی را کمی تصویرسازی کنیم. فکر کنیم در دنیایی موازی در همین سال چگونه انتخابات بهتری برگزار می‌شد. در نخستین شماره از این سری یادداشت‌ها با عنوان «چه می‌شد اگر حزب داشتیم؟» به موضوع مناظره‌ها پرداخته می‌شود و در روزهای آینده هر روز به جنبه‌ای از انتخابات با همین پیش‌فرض …۱-آن‌چه که به عنوان مناظره دیدیم؛ بیش ازآن که «مناظره» باشد شبیه «مصاحبه» استخدام بود؛ آن هم از نوع بدوی و آن هم برای یک جایگاه دست چندم برای یک سازمان اداری. مجموعه‌ای از پرسش‌ها که هر کس جداگانه پاسخ می‌داد و اساسا فرصت شکل‌گیری هیچ دوگانه یا چندگانه‌ای را نمی‌داد. در حقیقت هر چه بود مناظره نبود! اما در یک نظام حزبی در آن دنیای موازی، نیازی به پرسش پیرامون نقاط اشتراک نبود؛ بلکه پرسش پیرامون نقاط تفاوت و افتراق‌ها بو ...
  • گزارش تخلف

در حقیقت اصلاح ساختارها حاصل انباشت تجربه و دانشی است که برآیند دیدگاه‌های گروه‌های مختلفی است که در یک فرآیند حزبی بررسی شده است

تنها یک نشانه است برای مقایسه میان انتخاباتی که می‌توانست باشد؛ تا انتخاباتی که هست! مناظره‌ای که در آن هم از لحاظ فرم (موارد ۱و ۲ بالا) لازم نبود تا به تکرار گذشته، اما با سطحی پایین‌تر بپردازیم و نه از لحاظ محتوا (موارد ۳ و ۴) به شنیدن سطحی‌ترین تحلیل‌ها و راه‌حل‌ها دلسرد شویم …مناظره اول نماد جامعه بی‌حزب بود؛ چرا که هیچ‌کس نمایندگی هیچ چیزی را نمی‌کرد؛ و هرکس در نهایت نماینده خودش بود؛ نماینده تنها خودش. وقتی کسی نماینده کسانی نباشد، نمی‌توان انتظار داشت تا کسانی هم از دیدن و شنیدن نظرات‌اش راضی باشند؛ چون نه صدای آنان است و نه حتی صدای مخالفان آنان …حالا هنوز ابتدای مناظره کارگردان می‌گوید: «باز نور، صدا، تصویر» ‌ و باز ما از خودمان می‌پرسیم «کاش نوری برای نشان دادن تیم‌ها وجود داشت»، «کاش صدایی نمایندگی می‌کرد صدای ما را» و «کاش تصویری از ایران آینده نمایش داده می‌شد». ✨ ...
  • گزارش تخلف

«قبل از هر چیزی خواهش می‌کنم این چند دقیقه ویدئو رو با دقت ببینید.»

بیش‌تر از چهار ساعت وقت گذاشتم و کامنت‌ها و حرف‌های شما عزیزان رو خوندم …حال خیلی‌هامون بده. خیلی‌هامون خسته شدن و خیلی‌هامون روحشون یا زندگی‌هاشون زخم‌های عمیق برداشته …. بله، می‌دونم؛ حال همه‌مون خوش نیست!. خیلی‌هامون تو جزیره سرگردانی گیر کردیم و نمی‌دونیم آیا میشه اوضاع رو درست کرد و با تن زخمی، همچنان ایستاد و جنگید؟ یا باید قهر کرد و پذیرفت که این رنجی هست که نمیشه تغییرش داد …. راستش باید همدیگرو محکم بغل کنیم، روی زخم‌های هم‌دیگه دست بکشیم و یادمون نره ماها جنگجوهای اندوهگینی هستیم که می‌جنگیم، ابزارهامون رو از دست نمی‌دیم و چراغ‌ها رو روشن می‌کنیم!. حتما یه روز میاد …. ممنون از مجتبی شکوری عزیز که انقدر قشنگ رنج‌ها و راه مواجهه با اون‌ها رو توضیح داد …دوستتون دارم🌷. محمدجواد. ...
  • گزارش تخلف

یکی از عزیزانی که داوطلب کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوردی بودند، اخیرا بعد از عدم احراز صلاحیتشون، چنین نقلی داشتند که: «میگن

بنده اینجوری مسلمون نیستم و رای نخواهم داد!». البته من هم معتقدم رای دادن یا ندادن ارتباطی به مسلمان بودن یا نبودن نداره، اما سوالی که مطرح می‌شه، این هست:. فکر کنید رای ندادیم و مشارکت پایین بود، گام بعدی چیه؟ چه تغییری در زندگی مردم ایجاد می‌شه؟. به طور کلی‌تر، سوال اینه که کنش مطلوب چیه؟. ✨ ...
  • گزارش تخلف

برخی دوستان گفتن، از حاکمیت ناراضی هستیم؛ در انتخابات شرکت نمی‌کنیم تا متوجه ناراحتی ما بشن …اگه شرکت نکنیم، حاکمیت تضعیف میشه

اونوقت چه کسی میخواد حقوق ملت در تعاملات بین‌المللی رو استیفا کنه؟ اگر ضعیف باشه که نمیتونه در تعاملات کاری از پیش ببره و وقتی کاری نتونست بکنه؛ خود ما ناراضی‌تر نمیشیم؟. حتما نشون دادن ناراحتی حق مردم هست؛ اما عدم شرکت در انتخابات باعث میشه کشور عزیزمون تضعیف بشه، ناراحتی بیش‌تر بشه و زندگی سخت‌تر، اینطور نیست؟. ✨ ...
  • گزارش تخلف

برخی دوستان گفتن، چون مرغ و تخم مرغ گرون شده یا به طور کلی معیشتشون دچار مشکل شده، تو انتخابات شرکت نمی‌کنند …حق دارند که از شرایط

اما سوالم اینه، اگر در انتخابات شرکت نکنیم، مرغ و تخم مرغ ارزون میشه؟ یا وضع معیشتمون خوب میشه؟ …✨
  • گزارش تخلف

انتخابات – یادداشت چهاردهم.. «حزب، قلبی که این روزها ضربان ندارد!»

انتخابات به عنوان شب قدر یک جامعه، نقطه آغازین یادداشت‌هایی بود که به مناسبت انتخابات منتشر شد. شب قدری که آینده‌ی ایران برای ۴سال بعدترش با همین رای‌ها مشخص می‌شود. رای‌هایی که می‌تواند سرنوشت ما را رقم بزند. تصمیمی جمعی که فردای فردی مارا تحت تاثیر قرار می‌دهد. هر چقدر گزینه‌ها مطلوب باشند یا نه، اما تفاوت‌های میان انتخاب هر کدام از نامزدها قابل انکار نیست. هر کدام از نامزدها به همراه تیم و برنامه‌شان هست که بیش از هر عامل انتخابی دیگری، مسیر ما را در دنیای پیش رو تعیین می‌کند …رقابت میان دو شیوه نگاه و دو شیوه زیستن ما در ۴ یا ۸ سال پیش روست: «زندگی کردن» یا «زنده ماندن». تفاوت میان این دو شیوه، برآمده از دو نوع چارچوب فکری مختلف و البته دو نوع ابزار متفاوت است. به همین دلیل بود که ۸ تفاوت این دو شیوه در ۸ یادداشت دیگر بررسی شد …در تمامی یادداشت‌های گذشته هرچند در کنار چالش‌ها به راه‌حل‌ها هم اشاره‌هایی کوتاه شده بود، اما راه‌حل اصلی در ساختارها و نهادها است. ساختارها و نهادهایی که فقدان آن‌ها در نظام سیاسی و اداری ایران امروز، ریشه‌ای‌ترین چالش ماست. ...
  • گزارش تخلف

یادداشت سیزدهم.. «گرسنه بمان تا من زنده بمانم». (تفاوت ۸ از ۸)

زندگی امروز محصول رقابت و تعامل دو نگاه «زنده ماندن» و «زندگی کردن» است؛ دو نگاه متفاوتی که یکی معیشت را تنها چالش پیش رو می‌بیند؛ دیگری اصلاح و بهبود را فراتر از اقتصاد می‌داند و وضعیت معیشت را تنها نشانه و علامتی از دردهای مزمن‌تری می‌داند که نیاز به بازسازی‌های جدی‌تر در ساختارهای اقتصادی-اجتماعی-سیاسی دارد. بر پایه دیدگاه «زندگی کردن»، ادعای بهبود وضعیت معیشت و اقتصاد کشور، بدون توجه به آن بازسازی‌های اجتماعی-سیاسی اساسا امکان‌ناپذیر بوده و فریبی بیش نخواهد بود. به همین دلیل قرار بود تا در ۸ بعد این تفاوت میان «زنده مانندن» و «زندگی کردن» تشریح شود. امروز در یادداشت هشتم به آخرین موضوع، یعنی آزادی‌های اجتماعی و سیاسی پرداخته خواهد شد …بروز و ظهور آزادی در یک کشور حاصل نیازی دوگانه (و البته پارادوکسیکال) است که در یک سو نیاز به دولتی (اعم از همه‌ی حکمرانان) توانمند و قدرتمند است که توان مهار خشونت هر گروهی را داشته باشد و بتواند قوانین و مقررات را به اجرا بگذارد؛ و در همان حال، نیازمند جامعه‌ای که بتواند آن دولت قوی و قدرتمند را به بند بکشد! جامعه‌ای که بتواند آن دولتی که خودش خشونت ...
  • گزارش تخلف

یادداشت دوازدهم.. «هوای تازه». (تفاوت ۷ از ۸)

نگاه به روابط بین‌الملل و تعاملات جهانی، گویی برای برخی از گروه‌های سیاسی موضوعی جز برقراری چیزی مشابه نفت در برابر غذا یا همان حداقل تعامل برای «زنده ماندن» نیست. این همان تفاوت هفتم میان دو رویکرد «زنده ماندن» و «زندگی کردن» است که در یادداشت‌های پیشین ۶ مورد دیگرش را اشاره کرده بودم …تعاملات بین‌المللی از سر ناچاری، یا از سر ضرورت، همان چیزی است که در نهایت به «زنده ماندن» می‌رسد. در همین نگاه است که ذاتا تعامل بین‌المللی در چارچوبی امنیتی نگریسته می‌شود و نه به عنوان یکی از الزامات توسعه.. انسان‌ها و جوامع در ارتباطات و تعاملات است که به رشد و توسعه می‌رسند. آدمی را در جزیره‌ای تنها تصور کنید؛ با انواع دسترسی به بهترین خوراک‌ها و نوشیدنی‌ها، در بهترین طبیعت و بهترین مناظر، اما تنها. این تصویر علی‌رغم همه زیبایی‌هایش دردناک و کشنده است؛ چون آدمی در تعامل با جهان و جهانیان و در ارتباط با دیگران است که معنا می‌یابد، رشد می‌کند و نهایتا به شکوفایی‌اش می‌رسد …جهان در تعامل است که معنا می‌یابد و در ارتباطات است که نه تنها انسان‌ها، بلکه جوامع می‌توانند زندگی کنند. زیستن در جزیره تنهایی، ...
  • گزارش تخلف

یادداشت یازدهم.. «دنیای خلق نشده». (تفاوت ۶ از ۸) / قسمت دوم: مسیر

در متن پیشین، از دو رویکرد «زنده ماندن» و «زندگی کردن» گفتیم و تفاوت نگاه در مورد موضوع «عدالت جنسیتی». مهم‌ترین قسمت در طرح هر صورت مساله‌ای، پاسخ به آن است. و اما مسیر؟. بهبود وضعیت زنان و ارتقاء عدالت جنسیتی راهبردهای مختلفی در جوامع داشته است؛ اما شاید نیاز به استفاده از نمادها و ایجاد «سرمایه نمادین» نقطه مشترکی بوده است و همچنان نیز خواهد بود. نمادهای مختلفی که مدام هم به یادآوری کند که عادلانه‌تر به دنیا بنگریم و هم به دختران ایران یادآوری کند که این احساس بی‌عدالتی و نارضایتی قابل کاهش است. نمادهایی که می‌تواند در دو محور باشد:.۱- انتصاب زنان.۲- نمادهای ملی. زمانی که به وزارت ارتباطات آمدم بزرگترین مشکل، درد مزمن کمبود نیروی زنان قابل انتصاب در پست‌های مدیریتی بود. بر این باور بودم که انتصاب مدیران زنی که پله‌های مدیریتی را نپیموده باشند؛ می‌تواند تبدیل به ضد خود شود، کژکارکرد بیابد. (باید یادآور شوم که سلسله مراتب مدیریتی در ساختار اداری قواعدی دارد؛ به عنوان مثال اگر کسی بخواهد معاون مدیرکل شود، باید چند سالی سابقه «رییس اداره» داشته باشد و به همین ترتیب برای مدیرکل بودن نیاز ...
  • گزارش تخلف

یادداشت یازدهم.. «دنیای خلق نشده». (تفاوت ۶ از ۸) / قسمت اول: زاویه دید

دو رویکرد «زنده ماندن» و «زندگی کردن» در حکمرانی، دو نوع از برخورد با موضوعات اساسی‌ست؛ امروز به تفاوت نگاه در مورد موضوع «عدالت جنسیتی» خواهیم پرداخت. موضوعی که نیمی از جامعه را درگیر می‌کند و در زمینه حکمرانی می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین پیامدهای «شکاف نسلی» دانست …اگر «شکاف نسلی» که در یادداشت پیشین به آن پرداختم؛ اشاره به این واقعیت دارد که ارزش‌ها و نگرش‌های نسل‌های مختلف با همدیگر تفاوت‌هایی دارند و همین تفاوت به دو نوع از رفتارها و تصمیم‌گیری می‌رسد؛ می‌توان گفت که نگاه به موضوعات جنسیتی بیش از هر دلیل تاریخی، دینی یا فرهنگی، برآمده از تفاوت ارزش‌های بین‌نسلی است. نسل سیاستمدار فعلی ایران، در زمان خود نگاه‌های پیشرویی به موضوع جنسیت داشته‌اند؛ اما در این دهه‌های گذشته، نسل‌های جدیدتر نیازها و ارزش‌های زمان خود را یافته‌اند یا ساخته‌اند. شکاف نسلی در حکمرانی باعث شده ارزش‌های آن نسل، همچنان حاکم بر نهادهای قانونی و رفتاری مانده است؛ اما ارزش‌ها تغییر کرده‌اند. اگر در جامعه‌ی امروز «شکاف نسلی» را دنیاهای موازی بنامیم؛ «عدالت جنسیتی»، بی‌شک «دنیای خلق نشده» است …به عنوان تنها یک ن ...
  • گزارش تخلف

یادداشت دهم.. «دنیاهای موازی». (تفاوت ۵ از ۸)

با پایان ثبت‌نام انتخابات و نگاهی به فهرست شخصیت‌های سیاسی ثبت‌نام‌ کرده؛ یک واقعیت تلخ پیش روی یک جامعه قرار گرفت. در میان ثبت‌نام‌کنندگانی که تعریف شخصیت سیاسی برایشان صادق باشد؛ هیچ متولد سال ۱۳۵۰ به بعدی وجود ندارد. میانگین سیاسی این افراد ۶۲ سال است و این یعنی نیم‌قرن اخیر ایران هیچ نماینده‌ای در میان کاندیداهای مطرح ندارد …در سلسله یادداشت‌های انتخاباتی که از دو هفته پیش آغاز کردم؛ رسیده‌ایم به پنجمین تفاوت از «زنده ماندن» و «زندگی کردن». حقیقتی که مدام توی صورت جوانانمان می‌خورد؛ «شکاف نسلی» …ارزش‌ها، نگرش‌ها، خواسته‌ها و نیازهای نسل‌های مختلف با همدیگر تفاوت‌هایی دارد. تفاوت‌هایی که گاه در قالب اختلاف‌هایی میان والدین و فرزندان نیز بروز می‌یابد. همین تفاوت در ارزش‌ها و باورهاست که مفهوم «شکاف نسلی» را شکل می‌دهد. این شکاف اما گاهی به دلایلی می‌تواند در جامعه‌ای پررنگ‌تر از یک مفهوم اجتماعی، تبدیل به مفهومی اجتماعی-اقتصادی-سیاسی شود. همین وضعیت امروز ما. آن‌چه بیش از هر مساله‌ای، آشکارا در حال تبدیل شدن به یک بحران است؛ این واقعیت است که نسلی از جامعه، سال‌هاست که هیچ صدایی در ح ...
  • گزارش تخلف

سوپر کامپیوتر «سیمرغ» آغاز بکار کرد؛ سوپرکامپیوتر «مریم» با توان صدبرابری سیمرغ، بزودی …

دختران ایرانی در این سالها تلاش زیادی برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام دادند و آنچنان که باید دیده نشدند. به پاس قدردانی از آنها مهمترین نماد توسعه‌ی هوش مصنوعی ایران را با یاد دانشمند ممتاز ایرانی، دکتر مریم میرزاخانی نامگذاری کردیم …روز جهانی ارتباطات مبارک. ✨ ...
  • گزارش تخلف