https://t.me/joinchat/AAAAAEml727aUtxh3Yucbg کانال روابط بین الملل وسیاست خارجی/مدیر؛حسین علی فام دانشجوی دکترای روابط بین الملل،پژوهشگر،تحلیلگرومدرس دانشگاه/ آیدی تلگرام؛ https://t.me/Alifamhossein پیج اینستاگرام؛hossein_alifam
پیام دکتر حسین بشیریه. به مناسبت رونمایی از کتاب «احیای علوم سیاسی»
پیام دکتر حسین بشیریه
به مناسبت رونمایی از کتاب «احیای علوم سیاسی»
(یازدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران، اسفند 1396)
انگيزه اصلي نگارنده در نگارش کتاب «احیای علوم سیاسی»، بيان احساس ناكامي خودم از صرف عمر از دسترفته در مطالعات پراكنده و بيهدف و جسته و گریختهای بوده است که در طی چهار دهه گذشته انجام دادهام. به سخن دیگر، هدف اصلی بازبيني كارنامه خودم بوده است. شايد همه رشتههاي علمي گاهي نيازمند بازبيني و بازنگري در دستاوردهای خود باشند، بهويژه رشتههايي مانند سياست كه شالوده شكسته و ازهمگسيخته و فاقد پیوند با زندگي واقعی شدهاند. نکته اصلی مورد نظر در کتاب «احیای علوم سیاسی» این است که، بهگمان نگارنده در دوران اخیر علم سیاست در همه جا دچار اضمحلال و فروپاشی و پراکندگی گشته و بخشهای ماهوی و اساسی و عمدهای از پیکر آن کنده شده است، بهنحوی که تنها لاشه نحیف و از هم پاشیده و مرده و مثلهشدهای از آن بهجای مانده است، تا جایی که بود و نبودش به شکل فعلی برای جامعه و دولت و مردم فرقی نمیکند.
با تبدیل سیاست به علمی تجربی و اثباتی، رسالت و سرشت راستین حکمت سیاسی مسخ شده و پیوند ذاتی و درونی آن با زندگی عمومی و با حوزههای دیگری از دانش که ذاتا اجزاء و ابزارهای آن بودهاند (از جمله اقتصاد و مدیریت و حقوق) از دست رفته است. با هجوم روشها و علایق علوم عینی و طبیعی حکمت سیاسی که گوهری کاملا متفاوت دارد از میدان بهدر شده است، بهنحوی که دانش سیاست کلا از حوزه علایق سیاسی و سیاست جدا افتاده و سخن گفتن از غایات و اهداف و آرمانهای اساسی زندگی عمومی و شیوههای دستیابی به آنها، خاماندیشانه و غیرعلمی به شمار میآید، و در مقابل وظیفه دانش سیاست تنها توصیف و توضیح واقعیات موجود و حتی نامطلوب تلقی میشود و هرگونه تامل درباره آینده و وضعی دگرگون، سخنی مهمل و بیهوده به شمار میرود.
بدینسان حکمت سیاسی و دانش سياست که ذاتا معطوف به آینده و تدبير و تغيير و اصلاح و حل مسائل و تشخيص و علاج و درمان بيماريهاي اجتماعي و عمومي بهویژه نارواییها و ستمکاریها و بیدادگریها بوده است، به دانشی بیتفاوت و خنثی و منفعل و بیهدف بدل شده است. در نتیجه همین فرایند، با علمی و اثباتیشدن دانش سیاست، رابطه ذاتی آن دانش با اخلاق و اقتصاد و حقوق هم، به عنوان ابزارهای تحقق مجموعه اهداف حکمت سیاسی از جمله عدالت و سعادت و بهزیستی و رفاهگستری، گسیخته و یا کلا پایمال شده است. هدف کتاب «احیا»، چارهاندیشی درباره چنین مسائل عمدهای در پرتوگذاری در تاریخ دانش سیاست است. بر این اساس، به گمان نگارنده در پرتو چنان غایات و اهدافی، علوم سیاسی نیازمند درانداختن طرحی نو است.