https://t.me/joinchat/AAAAAEml727aUtxh3Yucbg کانال روابط بین الملل وسیاست خارجی/مدیر؛حسین علی فام دانشجوی دکترای روابط بین الملل،پژوهشگر،تحلیلگرومدرس دانشگاه/ آیدی تلگرام؛ https://t.me/Alifamhossein پیج اینستاگرام؛hossein_alifam
«حق حیات» و منع و مجازات نسل کشی: (به مناسبت ۷ آوریل، روز بین المللی یادبود قربانیان نسل کشی رواندا)

«حق حیات» و منع و مجازات نسل کُشی: (به مناسبت 7 آوریل، روز بین المللی یادبود قربانیان نسل کُشی رواندا)
@phdLAW « ... حق موجوديت يا حق حيات گروه هاي اقليت را مي توان بنيان ساير حقوق افراد این گروه ها دانست. حيات يك گروه اقليت موقوف به موجوديت افراد آن است و حمايت از اين موجوديت نيز پايۀ حمايت از حياتِ ديگر اين افراد است كه به نفسِ هويت و شخصيت آنان مربوط است و زبان، فرهنگ ، مذهب، حس سرنوشت مشترك و غیره عناصر سازندۀ آن هستند. اگرچه حيات اصلي يك گروه اقليت به عنوان گروهي با خصوصيت های متمايز از گروه اكثريت به پايداري اين مميزه ها وابسته است، اما ناديده گرفتنِ حق موجوديت، نابودي بنيان هاي ضروري زندگی گروه هاي ملي، قومي و نژادي متفاوت و سخت ترين حمله به ارزش هاي انساني است.
كنوانسيون منع و مجازات جنايت نسل کُشی¬ مصوب 9 دسامبر 1948 كه يك روز پيش از تصويب اعلاميۀ جهاني حقوق بشر در مجمع عمومي ملل متحد به تصويب رسيد، نخستین حركت مؤثر و جدي ملل متحد براي حمايت از گروه هاي اقليت و علت و كاركرد اصلي آن حمايت از حق موجوديت گروه هاي اقليت است . اِعمال كيفر در مورد متجاوزان به اين حق به وسيلۀ حقوق بين الملل كيفري محكم ترين شكل حمايت از گروه هاي اقليت به حساب مي آيد. زيرا اگر¬چه تمام گروه هاي اجتماعي ملي، قومي، نژادي يا مذهبي تحت حمايت آن قرار مي گيرند، هميشه اين گروه هاي اقليت بوده اند كه قرباني اين جنایت قرار گرفته اند و از این رو می توان اين كنوانسيون را اولين كنوانسيون الزام آور در حوزة حقوق اقليت ها ناميد. نخستین بار رافائل لِمكين حقوق¬دان لهستانی تبارِ آمريكایي در سال 1944 واژۀ ژنوسید را براي توصيف جنايت های آلمانِ نازي در نابودي يهوديان و كولي ها به كار برد. چنانكه خود او توضيح داد، Genocide مشتق از ریشۀ يوناني Genos يا ريشۀ لاتيني Genus هر دو به معني نژاد و قبيله و كلمۀ cide به معني كشتن است. از آنجا كه نژاد تعريف علميِ مشخص ندارد و در ادبيات ايران هم نسل مرادف نژاد به كار رفته است، شايد معادل فارسي «براندازيِ نسل یا نسل براندازی» براي اين اصطلاح مناسب باشد.
لمكين در سال 1944 در پژوهش دقيق خود راجع به وضع ساكنان سرزمين هاي اشغاليِ زیر سلطۀ دولت های محور، در بيان اَعمال غيرانساني هيتلر در نابودي پاره اي از ملت هاي اروپايي از اين اصطلاح استفاده كرد و نوشت:
« ژنوسید (براندازيِ نسل) عبارت است از نابود كردن ملت يا گروهي قومي ... به طور همگاني. براندازيِ نسل الزاماً نابودي فوري ملت يا گروه نیست، بلكه بيشتر برنامه اي هماهنگ متشكل از اقدام های مختلف است كه همة آنها براي از ميان برداشتن بنيادهاي اساسي زندگي گروه ها تدارك ديده شده اند و سرانجام به نابودي آنها مي انجامد. هدف چنين برنامه اي تخريب و از ميان بردن نهاد هاي سياسي اجتماعي، فرهنگي، نابودي زبان، احساس ملي، مذهبي و موجوديت اقتصادي گروه هاست. نسل براندازي همواره عليه گروه هاي ملي همچون موجوديتي واقعي صورت مي گيرد؛ ولي اقدام هايي كه براي به انجام رساندن آن به عمل مي آيد عليه افراد است؛ افراد نه به سبب اهميت فردي شان، بلكه همچون عضو گروه مورد توجه هستند.»
نخستین بار در 18 اكتبر 1945 در كيفرخواست صادره عليه جرايم سران بازماندۀ رژيم آلمان نازي در دادگاه نورنبرگ از اصطلاح نسل براندازی استفاده شد. با اين حال، متداول شدن اين اصطلاح در واژگان حقوق، مديون اقدام های سازمان ملل متحد است. مجمع عمومي ملل متحد در قطعنامۀ شمارۀ 96 مورخ 11 دسامبر 1946 ژنوسيد را انكار حقِ وجود تمام گروه هاي بشري و جنايتي دانست كه جهان متمدن آن را محكوم مي كند.كمال اين محكومیت تصویب كنوانسيون منع و مجازات جنايت نسل براندازی در تاريخ 9 دسامبر 1948 به وسيلۀ مجمع عمومي ملل متحد بود كه در 12ژانويۀ 1951 لازم الاجرا شد.