🔴 اندیشه‌ی، راه گریز از بی معنایی حاکم بر جهان معاصر

🔴 اندیشه ی #تعادل، راه گریز از بی معنایی حاکم بر جهان معاصر

🔵 بی معنایی حاکم بر زندگی و عدم آگاهی به آن، تبدیل به یک شرِّ رادیکال برای انسان شده که او را حتی از اندیشیدن به وضعیت‌اش باز می‌دارد.

🔵 ما در مقابل یک کلیتی به نام بشریت قرار گرفته‌ایم که غایت خودش را از دست داده و مثل لکوموتیوی شده که راننده ندارد و با سرعت در راهی که معلوم نیست به کجا ختم می‌شود، حرکت می‌کند.

🔵 چیزی که مهم است، این است که ما باید این قطار را نگه داریم و از آن پیاده شویم. این پیاده شدن برای خیلی‌ها گران تمام می‌شود برای اینکه موضوعِ «پیشرفت» برایشان مطرح است و می‌گویند اگر از این قطار پیاده شویم پس چطور پیشرفت کنیم؟ پاسخ من این است که در دنیایی به این بی‌معنایی، خودِ واژه‌ی «پیشرفت» هم بی‌معنا شده است. پیشرفت نسبت به چه؟ به کدام سو؟ نتیجه این پیشرفت چیست؟

🔵 من در برابر واژه‌ی پیشرفت، واژه‌ی پَسرفت نمی‌بینم. من در مقابل «پیشرفت»، واژه‌ی «تعادل» را می‌گذارم. از این نگاه، صلح یک نوع تعادل است و این تعادل نمی تواند از جهل حاصل شود.

🔵 حالا ما چگونه می‌توانیم این تعادل را تبدیل به یک نوع ایده‌ی تنظیم‌کننده‌ی زندگی بشرکنیم؟ من در اینجا می‌خواهم با یک برداشتِ کانتی، یک نوع «ایده‌ی تنظیم‌کننده» را که می‌تواند قوام‌بخش باشد و در مقابل بی‌معنایی و هرج و مرج جهان قرار بگیرد، از «تعادل» بگیرم. به طور مثال، تعقلِ تکنولوژیک به چنین تعادلی نمی‌رسد.

🔵 داعش نتیجه‌ی همین عدم تعادل و بی‌معنایی دنیای امروز است. اینکه یک جوان مسلمان که در کانادا یا استرالیا یا اروپا به دنیا آمده و بزرگ شده به داعش محلق می‌شود، ناشی از همین بی‌معنایی است. این آدم، از فرط پوچی به آدمی که شتسشوی مغزی‌اش بدهد، می‌‌رسد و تبدیل به آدمکش می‌شود. داعش نماد تخریب و بی‌معنایی است و دشمنی‌اش با میراث بشر هم، کاملا ناشی از همین بی‌معنایی است.

استاد رامین جهانبگلو


t.me/bestdiplomacy