✅دکترین امنیت ملی و فقدان دکترین سیاست خارجی در ایران. دوم

✅دکترین امنیت ملی و فقدان دکترین سیاست خارجی در ایران
✅دموکراسی طبقه پنجم عمارت توسعه یافتگی


دکتر محمود #سریع_القلم

#بخش دوم

مدرنیته معنای وسیع تاریخی دارد. ولی چند بنیان آن کلیدی است. پذیرفتن علم و شناخت از طبیعت برای زندگی مطلوب، پذیرفتن، جدی بودن و کیفیت زندگی دنیایی، پذیرفتن کثرت گرایی فکری و پلورالیسم اجتماعی، پذیرفتن آزادی‌های فردی و حق متفاوت بودن.

این مبانی فرصت تعامل معقول میان شهروندان از یک طرف و شهروندان و حکومت از طرفی دیگر را فراهم می‌کند.

#دموکراسی پنج مبنا دارد:
#نظام_حزبی، #گردش_قدرت، #رسانه‌های_آزاد، #بوروکراسی_کارآمد و #تولیدثروت توسط بخش خصوصی.

اول باید به این اعتقاد داشته باشیم که جریان‌های سیاسی در یک کشور حق تشکل دارند، حق دارند که مسئولان خود را با انتخابات تغییر دهند. این حق را دارند چون کارآمدی می‌خواهند. این یعنی مدرنیته. این حقوق باید اول تشخیص داده شوند تا اینکه شرایط و پیش‌زمینه‌های فکری و نظری دموکراسی به وجود آید. اخیرا من از راننده یک اتومبیل بسیار گران قیمت که در ردیف سوم (نه دوبل) ایستاده بود، با آرامش و نهایت ادب و احترام گفتم که اگر جنابعالی ده متر جلوتر پارک کنید و بایستید، این همه ماشین پشت سر شما معطل نمی‌شوند. ترافیک سنگینی پشت این ماشین درست شده بود. ایشان گفت که من هر جا دوست داشته باشم، می‌ایستم. این پاسخ فوق‌العاده بود. یک فوق لیسانس در ایران شناسی برای من. من حدس می‌زنم اتوموبیل ایشان بالای یک میلیارد تومان ارزش داشت ولی راننده با بدیهی‌ترین حقوق مدنی آشنایی نداشت. بسیاری فکر می‌کنند مدرنیته یعنی خریدن کالاهای لوکس.
رشد و توسعه اقتصادی اصولی دارد جهان شمول. اگر اجرا شد، رشد تحقق پیدا می‌کند. توسعه ایران محتاج سرمایه‌گذاری خارجی است. سیاست خارجی کشور در یک ریل حرکت می‌کند. سیاست‌های توسعه اقتصادی در ریل دیگر. اگر این یک ریلی نشود، طبعا جواب نمی‌گیریم. خیلی روشن است. Textbook اقتصادی در ترم اول سال اول دانشگاه است. این پارادوکس از سال 1370 بوده و موضوعی ساختاری است.
نمی‌توان دولتی توسعه‌گرا داشت در حالی که نقشی در تنظیم سیاست خارجی نداشته باشد. البته این یک مسئله حقوقی و قانون اساسی هم هست. دولت در نظام حقوقی جمهوری اسلامی عمدتا حسابرسی و حسابداری می‌کند. جهت‌گیری‌های کشور نزد دولت نیست. دولت اپراتور است. هیجان‌های انتخاباتی با واقعیات حقوقی کشور فرق می‌کند. دولت‌ها دیر یا زود متوجه محدودیت‌های خود می‌شوند. البته یک اشتباه بزرگی که در رابطه با برجام صورت گرفت، ایجاد انتظارات کهکشانی نسبت به نتایج برجام بود. موضوع هسته‌ای در رده‌بندی مشکلات ایران با غرب در رده حدودا چهارم و پنجم است. در ذهن غربی‌ها، موضوعات مهم‌تری وجود دارد. اوباما معتقد بود که حل این موضوع هسته‌ای قابل دسترس‌ است. آنها این موضوع را از دیگر مسائل تفکیک کردند. یک تاکتیک مذاکراتی بود که اوبامای حقوق‌دان طراح آن بود که فرآیند برخورد با موضوع هسته‌ای از 1391 را شکل داد. تیم آمریکا 155 نفر بودند. تاریخ، حقوق و روانشناسی می‌دانستند. اصلا یک کشور میان‌پایه اگر بخواهد فقط در یک موضوع با یک قدرت بزرگ مذاکره کند خیلی نمی‌تواند امتیاز بگیرد. معمولا در مذاکراتی که package وجود دارد و طیفی از موضوعات با هم حل می شوند، می‌توان خوب امتیاز گرفت مانند مذاکرات چین و آمریکا در دهه 1970. قرار نبود برجام مسائل ایران و غرب را حل کند یا گشایش‌های اقتصادی فراوان به همراه آورد. این بیشتر Propaganda بود. البته اگر در رسانه‌ها بحث و گفت‌وگو می‌شد و هیجان کمتر می‌شد، انتظارات واقعی بهتر شکل می گرفت.


https://t.me/bestdiplomacy