متن انگلیسی که جلد اول «در بارگاه خلافت» از آن ترجمه شده است حدود هزار صفحه بود اما از آنجا که در پاورقی‌ها راجع به موضوعات، افراد

متن انگلیسی که جلد اول «در بارگاه خلافت» از آن ترجمه شده است حدود هزار صفحه بود اما از آنجا که در پاورقی ها راجع به موضوعات، افراد، شخصیت ها، مکان ها و غیره اطلاعات زیادی داده بودم، ترجمه کل کتاب تکرار مکررات می شد چرا که کامل تر آن را در قالب توضیحات و پیوست ها و پاورقی ها آورده بودم. بنابراین، به ترجمه فقط هفت فصل از آن کتاب هزار صفحه ای مبادرت ورزیدم. جلد اول هزار و اندی صفحه است و مشتمل است بر دوازده فصل (هفت فصل ترجمه متن انگلیسی است و پنج فصل افزوده خودم است) و نُه پیوست. این کتاب علاوه بر «داده محور» بودن حالتی گزارشی- تحلیلی دارد. چاشنی کتاب- که به گمانم آن را خواندنی تر می سازد- اطلاعات مفصلی است که راجع به مکان ها و شخصیت ها در پاورقی ها آورده ام که دیگر نیازی نباشد خواننده برای اطلاعات مکمل به منبع دیگری رجوع کند. در واقع، ترکیب حالت گزارشی- تحلیلی- روایی بودن، روانی متن و اطلاعات فراوان این مجموعه را به یک «فرهنگنامه داعش شناسی» شبیه تر کرده است.
جلد دوم «مدیریت توحش» نوشته ابوبکر ناجی است که از استراتژیست‌های اصلی القاعده و رهبر تبلیغات و عملیات خارجی این گروه بود. حدود دو سه سال پیش که کسی نه ناجی را می شناخت و نه اطلاعاتی در مورد او و داعش داشت به اهمیت او پی برده بودم و ترجمه آن را شروع کرده بودم اما به دلیل مشغله کاری به کناری نهادم. بخش هایی از آن را در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر کردم اما با سستی هایم این کتاب از سوی دوستان دیگری ترجمه شد. اما در این ترجمه، مقدمه ای مفصل در مورد ناجی، عملکرد و دیدگاه هایش به علاوه پیش درآمدی مفصل تر در مورد داعش نوشتم که آن را ترجمه ای متفاوت می سازد. در ترجمه این کتاب، متن انگلیسی و عربی کنارم بود و با تطبیق آنها، ترجمه فارسی را انجام می دادم.
کتاب «مدیریت توحش» را «قرآن جهادیون»، «دستورالعملی برای تأسیس خلافت» و «راهبردی برای القاعده» می‌نامند. شاهکار ناجی همین کتاب است. این کتاب «مانیفست» جهادیون در راستای تأسیس خلافت و تسخیر جهان بود. این کتاب چنان خشونت را تئوریزه می‌کند که گویی هر گروهی در هر میانگین سنی می‌تواند آن را بخواند و به کارش بندد. این کتاب دستورالعمل یا کتاب راهنمایی برای گروه‌هایی مانند داعش و بوکوحرام و غیره محسوب می‌شود. اگر بن‌لادن منادی «جهاد علیه غرب» بود و با حمله یازدهم سپتامبر، لااقل در برهه‌ای، تومار جهادیون را پیچید و آنها را زیرزمینی کرد اما ناجی به دنبال «جهاد جهانی» بود که شامل «غرب کافر» و «مسلمانان مرتد» و «دست‌نشانده غرب» می‌شد. اگر بن‌لادن فقط سرزمین‌های غربی را در سیبل حملات خود قرار داده بود اما مانیفست ناجی نه سرزمین می‌شناخت و نه محدودیت برای عملیات خارجی قائل بود. ناجی معتقد بود که بن‌لادن در انجام حمله یازده سپتامبر مرتکب خطا شده؛ به‌عبارت‌دیگر او معتقد بود که جهادیون با حمله یازده سپتامبر «رو دست» خورده‌اند زیرا به‌جای اینکه آنها غرب را هدف قرار دهند، این غرب است که جهادیون را در هرکجای جهان شکار می‌کند. این کتاب با افزوده هایم حدود سیصد صفحه شده است. امید که مورد قبول اهل نظر قرار گیرد. اگر ورق بزنید، آدرس و تلفن انتشارات برای خرید کتاب ها قید شده است. لینک کانال انتشارات سرایی:
Https://t.me/saraeepubl

@bestdiplomacy