https://t.me/joinchat/AAAAAEml727aUtxh3Yucbg کانال روابط بین الملل وسیاست خارجی/مدیر؛حسین علی فام دانشجوی دکترای روابط بین الملل،پژوهشگر،تحلیلگرومدرس دانشگاه/ آیدی تلگرام؛ https://t.me/Alifamhossein پیج اینستاگرام؛hossein_alifam
⬅️ فرهنگ – خریت سیستماتیک.. این متن را برای کاوه مدنیها مینویسم
⬅️ فرهنگ – خریت سیستماتیک
این متن را برای کاوه مدنیها مینویسم. برای همه هم نسلهای خودم، که فارغ از سمت و سوی سیاسی، فارغ از این بازیهای آلوده به منفعت طلبی، دلشان عمیقا و بیچشم داشت برای مردم و آینده سرزمینشان میتپد.
برای همه دانشمندها و اندیشمندهای جوانی که حاضرند یک زندگی مرفه، آسوده و پراحترام در غرب را رها کنند و به ایران بیایند تا خدمتی بکنند، معرفت به خرج دهند و به حالِ پاره تنشان ایران برسند. برای همه آنهایی که فکر میکنند، یک سرباز برای "ایرانی سربلند" بودن، با ارزشتر از ژنرالی برای بیگانه بودن است. خبر ساده بود، این که کاوه مدنی ترجیح داد بازگردد. و کاش دروغ بود.
شاید شما ندانید، ندانید که چه سوزی دارد وقتی به عنوان فردی نخبه، مورد احترام در میان صاحب نظرانِ دانش و اندیشه جهان، پشت کنفرانسها و همایشها و جمعها به شما بگویند آقا "نرو"، به شما بگویند آقا "آنها قدر تو را نمیدانند"، به شما بگویند آهای پسر "بودن و نبودنات برایشان فرقی ندارد" باور کن. بعد بگویی نه، من میروم و شما اشتباه میکنید. شما آنها را خوب نمیشناسید. بعد بیایی، بمانی و ببینی آخ! آخ! که آن بیگانهها راست میگفتند.
قصه پشیمانی از آمدن یا ترسیدن کاوه مدنی ها از ماندن، قصه تلخ بی شعوری آن فرقهای است ریشه دوانده در سازمانهای امنیتی مان که "پراندن سرمایه های اندیشه ای و علمی" را سالهاست به خاطر نگاه مضحک و مشکوک امنیتیشان تکرار میکنند.
داستان تلخ دگم اندیشی گروهی است که نمی دانند ترور، تنها ترور فیزیکی دانشمندی نیست که دشمن به اتومبیلاش بمبی بچسباند و او را حذف کند، که میتواند ترور "وفاداری" دانشمندی خودی باشد که با پای خویشتن، شرافتمندانه، برای کمک آمده است.
بیشعوری فرقهای است که نمیفهمد خارج شدن ارز از کشور خطر است، اما بیرون کردن نخبه و دانشمند و اندیشمندی که مثل ارز قابل جایگزین کردن نیست، خیانت است به آینده این مملکت. خیانت که تنها جاسوس بودن نیست، با تیشه به ریشه امنیت آینده این کشور زدن هم هست.
اگر شیوخ عربستان و امارات هم چنینی افرادی نخبه داشتند، همین میکردند که ما کردیم؟ یا صدها هزار دلار و کیلو کیلو طلا به پای اینها می ریختند تا بمانند به جای غرب رفتن به مملکت خودشان خدمت کنند و افتخار دنیای عرب باشند؟
آب، محیط زیست، و کشاورزی، همه و همه با امنیت ایران در 15 سال آینده گره خورده. این همه هشدار و بحث که برادر، تشنگی انسان و زمین، دیگر شوخی نیست. بیست سال دیگر، داشتن آب و زمین حاصلخیز برای کاشتن و خوردن موضوعی مهمتر از داشتن موشک های بالستیک و پهپاد داشتن است. بفهمیم. ببینیم روزی که کشورها برای شان داشتن "آب" مهمتر از داشتن "نفت" است و گاز و معادن.
در شرایطی که ما باید همه دانشمندها و اندیشمندهای محیط زیستیمان را جمع کنیم و تیم تشکیل دهیم و اتاق فکر به راه اندازیم و دوراندیشانه به مشکل آب و خوراک برای فرزندان مان فکر کنیم، کم خردی در برخوردهای امنیتی، کثافت کاری در تشخیص خودی از غیر خودی، دارد چه می کند با ما؟
دلم از این آتش میگیرد که از کسانی بودم که کاوه، این پسر نجیب و پر از آرامش را تشویق میکردم که به حرف آن ها گوش نکن، این ممکلت اتفاقا به تو نیاز دارد، به فهم تو، نگرانی های تو، دانش و راه حل های تو. دودل نبود اما می خواستم در میان این همه که در او تردید ایجاد میکردند، قوت قلبی باشم. حال اینچنین شده.
با چه ذوقی، با چه شوقی به ایران امد. به چه دانشگاه های معتبری پشت کرد. چه کرسیهای تدریسی را نادیده گرفت. فقط برای خدمت. و این شد. اُف بر آن فرقه امنیتی که از فرطِ بیشعوری، دوست را به دشمن تبدیل می کند و دشمن را اندرزگوی راست گو.
اُف بر آن به سیم آخر زده های از پشت کوه آمده، که با آن آرمانشهر امنیتی مسخرهشان، نمی فهمند در دنیای امروز بیرون کردن یک مغز متفکر، یک ذهن راه حلیاب، مغز و فکری که هر کشوری برای داشتن اش له له می زند، عین خباثت است. فکر میکنند که خدمت است، اما خود خیانت است. خیانت به آینده این حکومت، خباثت با آینده این سرزمین و فرزندانش. این ها همه از بی سوادی است.
یک اندیشمند غیرسیاسی، یک دانشمند متعهد به میهن - ملت، میلیون ها دلار می ارزد. سرمایه ای است که چون نفت تا دهه ها جایگزین نمی شود. چنین فردی، با راه حل ها و ایده هایش می تواند به این ممکلت درصدی از رفاه، احساس خوشبختی و امنیت بدهد. دلگرمی بدهد. این پدیده ها را با اردنگی بیرون می کنیم، و به این نمی اندیشیم که این... جای خالی را نه بلد هستیم پرکنیم، نه آدمی در آن سطح داریم که پر کنیم. مبارک باشد! این خریتِ سیستماتیک، قبایی است دوخته از ما برای خود ما...
*برگرفته از کانال پرنس جان
https://t.me/bestdiplomacy